افسانه ها و مثلها در هر جامعه ریشه در واقعیات و حقایقی دارند.درسن و غلط آنها جندان مهم نیست .نا واقعینها و حقایق مزبور وجود دارند اینها هم به عمر واثر خود بر اذهان وافکار ادامه می دهند .شباهت میان ملل هم وجود دارد .مثلا در این فصل از بابا نوئل تا عمونوروز.یا غول جادو و…البته در میان ملل جهان تفاوتهای اساسی هم هست .مثلا مردم در غرب بعد از سالها درگیری و نزاع و کار و تلاش و رنج والبته در کنار وکار وتلاش برای غارت حهان؛ به ثروت ومکنتی رسیده و نظمی -نه عدالت -ساخته اند.در این نظم برخی پایه ها را برای زندگی انسانی که مهمترین آن امنیت و تامین اجتماعی و رشد و دوری از جنگ میان خود, و….است .در آمدها و نوع کار هم مشخص و تقسیم شده است .نظم و قانون تقزیبا همه گیر است .به همراه امنیت .نوعی از آرامش و قناعت به داشته در عموم کارها دیده می شود .لذا هزینه های دادگاه و زندان کنترل و و پلیس و….کمتر شده است .عاداتی ایحاد شده که جای دستورات دینی و احلاقی را گرفته و همان کارکرد رعایت دیگراعضاء جامعه را دارد .اما قطعی و همه جایی نیست .به هر حال هرچه هست بهتر از ماها با خودشان می سازند . و نیاز به قیم ندارند .
اما اینها به معنای استقرار و وجود عدالت در غرب نیست .باید قبول کرد که در برخی امور مساواتی هست که پایه واساس حفظ جامعه و روابط اجتماعی است .اما اگر فشار برهمین مردم هم زیاد شود..حتی خیلی کمتر از فشار موجود در حوامعی چون ما . یا به هر دلیل فرصتی یابند: از تحاوز و سوءاستفاده علیه دیگری مخصوصا ضعفا و احمقها و…دریغ ندارند .البنه آنها هم به کلییسا و کنست و… می روند و دعا هم می خوانند .به فقرا در حد قانونی ؟کمک می کنند .اما در داخل کشور خود و بیرون آن: گروههای مبلغ مذهبی توجیه گر و قدرتمند هم دارند و مامور می کنند .اما باز منافع خودرا دنبال می کنند .اما وقتی گرفتار می شوند به دزد و بی قانونی و بدبیاری و بحران که کمتر پیش می آید .به یاد سیاست و احزاب می افتند .نه شانس و غول ودعا ورد والتماس و توسل و….
براین اساس هم کمتر یا اصلا در برخورد با مشکلات دنبال (ادامه…)

