در صفحه 228 كتاب اسم اعظم آمده است كه سالك بايد » از حجاب نعلين به توحيد كونين برسد. «
منظور از نعلين در اينجا جسم و علايق دنيوي و ماديات است كه سبب گرفتاري و وابستگي انسان مي شود. اما چنان كه اشارت رفت همه دنيا براي سالك زيان آور نيست. بلكه افراط در بهره داري از آن مورد انكار و رد مي باشد.پس استفاده متعادل از نعمتهاي الهي ، عدم وابستگي و دل بستگي به امور دنيوي ، و تلاش در جهت تربيت اخلاقي و نفسي همه از اموري است كه در اين جهان صورت مي گيرد تا سالك را به حق رساند. زيرا هنگامي كه انسان در جهان زندگي عادي دارد شبيه بالوني است كه او را پر از باد و گاز كرده ، اما به طنابهايي به زمين بسته اند، كه به هوا نرود.اما به محض آن كه بندهاي او از هم گسست، بالون به سرعت به حركت درآمده به سوي هوا خواهد رفت.انسان با قطع علائق مادي و دنيوي امكان درك و شناخت خدا را به دست مي آورد و حتي قادر خواهد بود،كه معناي مالك يوم الدين را در آيه حمد دريابد و بفهمد.


