بایگانیِ دسته‌ی ‘شعر’

آهی سوزانم من

مارس 19, 2011

جانا به نگاهی ز جهان بی‌خبرم کن، دیوانه‌ترم کن
سرگشته و شیدا چو نسیم سحرم کن، دیوانه‌ترم کن
وای ز چشمه‌ی دیدارت، وای ز آتش رخسارت
وای ز چشم افسون‌کارت چه‌سان مدهوشم من (ادامه…)

جهان از بد او همه پاک شد

مارس 12, 2011

شاهنامه – فردوسي – ضحاك:

چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز (ادامه…)

پروین، بروز حادثه و سختی – در کار بند صبر و مدارا را

مارس 8, 2011

پروين اعتصامي:

ای دل عبث مخور غم دنیا را

فکرت مکن نیامده فردا را

کنج قفس چو نیک بیندیشی

چون گلشن است مرغ شکیبا را (ادامه…)

رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب

فوریه 22, 2011

زبان خامه ندارد سر بیان فراق

وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

دریغ مدت عمرم که بر امید وصال

به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق

(ادامه…)

آن بهْ كه ز خود كرانه بيني خود را

ژانویه 28, 2011

مرد آن باشد كه هر نفس پاك‌تر است
در باختن وجود بي‌باك‌تر است

مردي كه درين طريق چالاك‌تر است
هر چند كه پاك‌تر شود خاك‌تر است (ادامه…)

دل و دین است که بر یکدگر انداخته ای

ژانویه 7, 2011

چهره را صیقلی از آتش می ساخته ای
خبر از خویش نداری که چه پرداخته ای
در سر کوی تو چندان که نظر کار کند
دل و دین است که بر یکدگر انداخته ای (ادامه…)

گنجور مجموعه‌ای از آثار شاعران ایرانی

دسامبر 23, 2010

به نقل از آی تی لاین : نمی‌دانم با گنجور آشنایی دارید یا نه. گنجور مجموعه‌ای از آثار شاعران ایرانی است که بر روی وب یا نرم افزار می‌توانید به مرور اشعار آنها بپردازید یا به تفکیک شاعر و آثارش جستجو کنید. گنجور هم اکنون اشعار 44 شاعر پارسی‌گو را در خود جای داده است که در هر انتشار آثار جدیدی به آن اضافه می‌شود. گنجور یک پروژه متن‌باز است که به همت حمیدرضا محمدی راه اندازی شده و توسعه داده می‌شود و الحق که کار ارزشمندی است .
من دوست دارم این پروژه را با صفت شفاف صدا کنم. هر آنچه که در این پروژه اتفاق می‌افتد، هر کمکی که دریافت می‌شود و هر خرجی که می‌شود کاملاً به اطلاع کاربران می‌رسد و این چیزی است که موجب می‌شود برایش احترام قائل شوم و به عنوان یک کاربر بخواهم در توسعه آن کمک کنم.

گنجور

همانطور که گفتم گنجور متن‌باز است و سهمی از مخارج آن از طریق کمک‌های مالی اهدایی تامین می‌شود (ادامه…)

غزلیات حافظ – غزل سیزدهم

دسامبر 12, 2010


می‌دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب
می‌چکد ژاله بر رخ لاله
المدام المدام یا احباب (ادامه…)


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 84 مشترک دیگر بپیوندید