بایگانیِ دستهٔ ‘دین و اندیشه’
آوریل 24, 2012
بهاءالدين خرمشاهی: دوست ديرين و برادر دانشمندم استاد دكتر عبدالكريم سروش، دينپژوه بزرگ تجددگرا، تفسيري تازه از وحي قرآن – و طبعاً ماهيت نبوت پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) – ، به ويژه در چند مقاله اخيرش كه از پنج سال تا يك ماه پيش نوشته، به دست داده است. بيش از پانزده نفر از بزرگان حوزه و دانشگاه برمقالات ايشان نقد و رد نوشتهاند. هنوز مقالهاي در دفاع از نظر و نظرگاه ايشان ننوشتهاند، يا من نديده و نخواندهام. نثر مقالات ايشان شفاف و شيوا و بدون ابهام است، ولي هرچه پيش مي رود، شديداللحنتر ميشود و همواره همراه با ادب بحث و درس و نفس است.
ايشان درگذشته و حال از ميان قرآنپژوهان قديم و جديد مسلمان همانديشاني اندكشمار شايد جمعاً در حدود ده تن داشته و دارند، از جمله بعضي (ادامه…)
نوشته شده در اندیشه وفرهنگ, اندیشه در جامعه, دین و اندیشه | بیان دیدگاه »
آوریل 15, 2012
محمد غزالی: کشف جدید عبدالکریم سروش
مهدی مظفری
رادیو فردا مصا حبه ای منتشر کرده در بارهء شرکت آقای سروش در کنفرانس سالانهء «انجمن آمریکایی مطالعات خاورمیانه». نکته ی اساسی در این مصاحبه نظرات سروش است در باره سه تن از متفکران مسلمان (محمد ارکون، حامد ابوزید و الجابری) که در سال گذشته از دنیا رفته اند و نیز مطالب ستایش آمیزی درباره ی امام محمد غزالی. در رابطه با این مصاحبه و نیز سخنان دیگر سروش در مورد غزالی در جاهای دیگر به اختصار به ذکر چند نکته اکتفا میکنم.
من محمد ارکون و ابوزید را از نزدیک می شناختم، بویژه اولی را. ارکون معلم زبان عربی ما بود در مدرسهی عالی علوم سیاسی پاریس. متاسفانه او عربی کم می دانست. چون بِربِر بود و عربی زبان مادری اش نبود. بعدها رفت و عربی یاد گرفت. این شد که یک ترم وقت ما به باد رفت و دو سه ساعت در هفته که ما می بایست زبان عربی بیاموزیم کلآ به گفتگو در باره وقایع کشورهای اسلامی گذشت. چون من ایرانی و شیعه بودم و روی نقش علما در جنبش های سیاسی ایران و نیز مفهوم قدرت در شیعه کار می کردم و ارکون رساله خود را در باره ابن مسکویه می نوشت، (ادامه…)
نوشته شده در نکات آموزشی و اینترنتی, نگرشی نو به تاریخ مسلمانان, اندیشه و ایران, اندیشه وفرهنگ, دین و اندیشه, زندگی و نقش اندیشه | 2 دیدگاه »
آوریل 10, 2012
زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد. (ادامه…)
نوشته شده در اندیشه ها در داستان کوتاه, اندیشه وفرهنگ, اندیشه در جامعه, دین و اندیشه, روانشناسی | ۱ دیدگاه »
آوریل 9, 2012
خود ارضایی در بعد از ازدواج : خود ارضایی در بعد از ازدواج بدلیل عدم رفتار جنسی مناسب زوجین صورت می گیرد و می بایست فرد را با ایجاد رویه درست زناشویی به روال عادی بازگرداند.البته در زمان بارداری و در هفته های آخر بارداری نیز خود ارضایی در مردان دیده می شود. حالات روحی افراد بعد از خود ارضایی: فرد پس از خود ارضایی خود را آدم ضعیف النفسی می یابد و تا حدودی خود را مریض و متفاوت از دیگران احساس میکند.پس از خود ارضایی بارها به خود قول می دهد که دیگر این کار را نکند ولی مجدداً تکرار می گردد! این امر باعث می شود که فرد فکر کند اراده نداشته و خود را ضعیف احساس کند.بعضی افراد بعد از خودارضایی بستگی به نوع تربیت و اخلاقیات خود دچار عذاب وجدان نیز می گردند (ادامه…)
نوشته شده در اندیشه و ایران, ديدني ها و شنيدني ها, دین و اندیشه, روانشناسی, روانشناسی کودکان, زندگی و نقش اندیشه, سلامتی, شناخت انرژی درمانی, شناخت بدن انسان | ۱ دیدگاه »
دسامبر 10, 2011
«محمد نصر اصفهانی» در مقاله ي ارزشمندش تحت عنوان» شطحیات سروش» آورده است:
به نقل از سایت دکنر سروش
«فارابی و ابن سینا و دیگر فلاسفه بر این باور هستند که نبوت نوعی استعداد در انسان است که در اثر کمال قوای ارداکی و تحریکی در انسان حاصل می شود. نفس ناطقه انسان هنگامی که از نظر احساس، تخیل و تعقل به نهایت رسید، با عقل رشد یافته اکتسابی خود با عقل فعال اتصال برقرار می کند و او به دل، معقول را فهم میکند، آنگاه تخیل قوی او، تعقل را به خود جذب کرده و او فرشته را در خیالش مجسم میکند، در مرتبه سوم احساس قوی او تخیل را به حس مبدل مینماید و نبی صدای او را می شنود. از نظر آنها این فرایند برعکس کلام مخلوق است که اول گوش آن را میشنود، سپس به خیال می آید و آنگاه عقل آن را دریافت میکند. از نظر فلاسفه، نفس ناطقه وقتی به کمال عقلی و تعالی اخلاقی رسید شایستگی سلطانی زمین و خلیفه خدا شدن دارد…. ابن خلدون متناسب با مواضع فلاسفه، نبوت را به انسان شناسی خود پیوند میزند و ادراک نبی را از بشری بودن تفکیک نمیکند. وی مینویسد: نفس انسانی دارای استعدادی برای انسلاخ و تجرد از بشریت و تبدیل به فرشتگی است؛ به طوری که در وقت معین و لحظه خاصی بهفعلیت رسیده، از جنس فرشتگان گردد. پس از این او به عالم بشریت باز میگردد تا آنچه در عالم فرشتگی فراگرفته به ابنای بشر و همنوعان خود تبلیغ کند. معنی وحی و خطاب و گفتگوی با فرشتگان همین است. دانشهای ایشان در این حالت دانشی از جنس دیدن است و هیچ گونه خطا و لغزشی به آن راه نمییابد و در آن غلط و وهمی روی نمیدهد. معلومات ایشان با حقیقت ذاتی مطابق است، زیرا پرده غیب از پیش چشم آنان برداشته میشود و پس از مفارقت از آن حالت و بازگشت به عالم بشریت، شهود آشکار برای آنان حاصل میگردد. وضوح هرگز از دانش آنان جدا نمیشود. آنان دارای ذکاوت و هوشی هستند و دانشهای ایشان در ذهن آنها جولان دارد.» بر خلاف اهل کلام در نگرش عرفانی وحی مشابه بشری دارد (ادامه…)
نوشته شده در نکات آموزشی و اینترنتی, نگرشی نو به تاریخ مسلمانان, اندیشه و ایران, اندیشه و سیاست, دین و اندیشه | ۱ دیدگاه »