یکی از خوانندگان ما یک قطعه ادبی در محاکمه محترمانه خدا فرستاده اند که چون روزانه مدام در گوشه و کنار می شنویم همراه با پاسخ احتمالی خداوند به آن درج می کنیم از خداوند منان برای هر دو مان طلب عفو داریم:آمین
خدايا كفر نمي گويم،پريشانم،چه ميخواهي توازجانم؟مرابي آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي.خداوندا،اگرروزي زعرش خود به زير آيي،لباس فقر پوشي وغرورت رابراي تكه ناني به زير پاي نامردان بيندازي وشب اهسته وخسته،تهي دست وزبان بسته به سوي خانه باز آيي،زمين وآسمان را كفرميگويي،نمي گويي؟خداوندا،اگر روزي بشرگردي،زحال بندگانت باخبرگردي،پشيمان ميشوي ازقصه خلقت ،ازاين بودن ،ازاين بدعت .خداونداتومسئولي،خداونداتو ميداني كه انسان بودن وماندن در اين دنيا چه دشواراست،چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است وازاحساس سرشاراست.
پاسخی مشابه پاسخ از سوی خدا:“ما بر همه چیز علم و احاطه و درک و دانش و … داریم ”روزانه حداقل نیمی از مردم از همه گروههای مردم عادی و حتی بزرگان معنا؛ وقتی که قادر به دادن وارائه تحلیل درست از مشکل خود نیستند :چنین وصف حالی و گفتگویی با خدا و خود دارند و برخی به خیال خود حتی پا فراتر نهاده و به خداوند بد و بیراه گفته و یا او را دعوت به درک واقعی و پایین آمدن از عرش و آسمان و دیدن و چشیدن وضع خود و افراد مشابه می کنند .و تصور می کنند اگر خدا هم جای آنان باشد سرانجام تاب تحمل از دست می دهد .اما واقعیت این است که :اولا” خدا جسم و محدود نیست تا بالا و پایین برود و بیاید.
دوم : اراده کلی خدا در باره محلوقات این بوده که انسان را هم قویترین و هم منعطف ترین موجودات آفریده و به او قوا و امکاناتی داده که در موجودات غیر انسان نیست .اما چرا توسط انسان در تنگنا و یا احساساتی؛ چنین استلالاتی عرضه می شود؟ باید به اصل موضوع و ریشه اش توجهی حدی کرد.
در تمام جوامع همه آدمها و موجودات علاوه بر داشتن نقاط مشترک طبیعی و مشابه دارای تفاوت های طبیعی هم می باشند.هرچند تفاوت ها محدود است و از یک نظر برای شناخت افراد از هم بوده ونیز برای جلوگیری از تشابه بیش از حد تا مرز همسانی کامل است به حدی که شناخت و علم و حرکت را دشوار یا غیر ممکن می سازد. وجود تفاوت تا این حد؛طییعی قابل تحمل و درک است اما اگر بحث از مرز های تفاوت عادی و لازم خارج شده و به افراط و تفریط و جعلی اختلاف و تمایز و برتری و کهتری و مناصب و مدارج و یا حتی به عکس برابری مفرط …برسد و به عبارت دیگر ،اگر درجامعه ای تعادل یا عدالت کمتر از حد لازم و در برخی بیشتر دیده شده و می شود .پس آزاردهنده می شود اما .اینها خواه در افراط جعلی یا تفریط جعلی مربوط به اراده خدا نبوده و حتی مستقیما دور و ضد اوامر خدا است و به هوا و هوس آدمها و هم به توافق ضمنی یا اصلی میان آنها مربوطست .والا تمام دعوت پیامبران از اولین و آخرین شان : ایجاد اتحاد و برادری و عدالت و تعاون واقعی میان همه مردم و گروه ها بوده است .حالا چرا بعد از آنان ؛ودر عمل ،پیروان همه ادیان مدام برعلیه هم توطئه ؟؟ و تخریب دارند ؟؟ و جنگ برسر نام ؟؟ و زمین و…است ؟؟ ودر ضمن همه هم ادعا دارند یا وانمود می کنند که همه جنایات شان راهم …به نام و حکم خداانجام می دهند یا قتل و غارت و جنگ و…می کنند؟
فرق لازم و موجودطبیعی ، میان آدمها از سویی به تفاوتها و موقعيتها ی فردی و نژادی و جغرافیایی و …برمی گردد اما در صورتی که از حد فرق و تفاوت جسمی وطبیعی بگذرد و به عدم عدالت سیاسی و اقتصادی و نژادی و … رسیده و سپس به اختلاف جعلی طبقات و قراردادی اجتماعی )کم یا همه جانبه )برسد.در این مرحله دیگر اشکال از اراده خداوند نبوده و مربوط به تفاوتهای ایجادی و توافقی و عمومی میان مردم و با سیاستمداران و قدرتمندان فریبکار است .بی عدالتی یا عدالت افراطی مربوط به تقسیم کار و تفکیک وظایف و امکانات جامعه به شکل غلط و نابرابر است .البته همه انسانها در زندگی پستی و بلندی زیادی دارند.اما برخی از آن ها از امکلنات ؛درست بهره برده و به تدریج شیب ها را کم و کمتر می کنند و به عکس هم اگر فرد و جامعه در طول سالیان دراز به کسب علم و داراییهای مختلف پرداخته و بعدها همه از آن بهره می برند .آیا نباید اینها با افراد تن پرور توجیه گر و جوامع بی اراده و تنبل فرق کنند؟ونیز فلسفه قیامت و رسیدگی به ظلم ظالمان و قدرتمندان را نیز نباید از یاد برد
انسان مثل و شبیه مورچه است و یکی از اسرار سوره نمل هم همین است .مثل مورچه ها ,انسانها هم در تلاش و صبر و مدارا و کار جمعی و…سخت کوش و دارای تحمل زیادی ا ند .اما می تواند برخلاف این روح سخت کوش و مقاوم و دارای برنامه و اجتماعی همه چیز را وارونه کند و وضعی بسازد که در بالا گفته و می گویید.باید انسان خود را بسازد و جلو رود.بیشتر بی عدالتی هم در کشورها مربوط به فرهنگ و روابط و مناسبات پذیرفته شده در هر اجتماع است .پس باید ساز و کار جامعه را درست کرد تا شکر خدا هم شناخته شود .انسان چیزی جز حاصل تلاش و کارش نیست.

نوامبر 27, 2009 در 23:52 |
سلام
در زندگی روزمره بسیاری از انسانها بر حسب نرسیدن به نتایج دلخواه خودشان این گونه گلایه و شکایت می کنند و به وفور می شنویم که می گویند:
خدا بد نده
از این هم بدتر می شد که سر ما آورد خدا
هر چه بلاست سر ماست
خدا هم ما را فراموش کرده است
و غیره
معمولا خداوند را دلیل اتفاق وقایع بد و بلاها می دانند و موقعیتهای خوب و دلخواه را سبب توانائی و ارزشمندی خویش می پندارند
» پشیمان می شوی از قصه خلقت » جمله ی بدی است و نشان از بی تعقلی است
مبتنی بر آن است که نویسنده ابتدا قصه خلقت را می داند و طراح آن را نقد می کند!
میزان دانستنیهای ما از دنیا و زندگی چقدر است؟ هر روز روزنه ای تازه بر رازهای طبیعت باز می شود بر بی نهایتی های سوالات انسان افزوده می گردد و هنوز در کشف مباحث فیزیکی جسم خویش عاجز و بر حسب حدس و گمان هستیم! چه رسد بر مسائل روحی و روانی انسان.چطور بر قصه خلقت گمانه می زنند؟
هم چنان که در کتاب آسمانی آمده است سرنوشت انسانها بدست خودشان است و آنان خودشان راه خویش را آباد یا خراب می کنند و هر دو مسیر منطقی و حاصل شدنی است.
نوامبر 30, 2009 در 13:29 |
سلام استاد
سختي ها خوشي عشق جور و جفاهاي زندگي به گونه ايي بوده كه به اين نتيجه ايي رسيدم كه چه غلط يا درست به آن سعي مي كنم عمل كنم آرزو هام با خدا در ميان ميزارم ولي نمي خوام حتما انجام دهد ميگم به بهترين راه كه خودت ميداني و بهتر است انجام دهد و يا هر چه صلاح ميداند انجام دهد چون اونه كه از آينده ميدونه خير وصلاح بنده خود را مي داند به گذشته نگاه ميكنم ميبينم چه قشنگ خيلي چيزا رو برام انجام داد يا نداد تو هر كاري تلاشم مي كنم تا جايي كه مي تونم ولي نتيجه را به خدا ميسپارم هر چند چه بسيار نا شكري كردم يا خدا روفراموش كردم انسانيم و گناهكار ولي هميشه تنها كسي كه دارم وخواهم داشت خداست به نظرم داشتن اينطور انديشه زندگي را در اين دور زمونه سخت راحتر ميكنه انسان با توكل و اعتماد به خدا بايستي تلاش كند و جلو رود خدايا مارا براي يك ثانيه نه براي كمترين زمان ممكن هم رها مون نكن
نوامبر 30, 2009 در 17:20 |
من با وجود همه این حرفهایی که گفتید باز به عدالت خدا شک دارم. یک مثال واضح عرض کنم: گناه بنده یا سایر افرادی که مادرزادی دچار یک سری بیماریهای لاعلاج می شوند چه بوده؟ چرا باید من اینطوری آفریده شوم…… من واقعا مشتاق دانستن جواب این سوالم هستم و خواهشا هم جوابهای تکراری از قبیل اینکه خدا میخواد امتحانتون کنه ندید که اصلا با عقل جور در نمی یاد. پاسخی را هم که به سوال دادید به نظر من اصلا راضی کننده نیست. کمی روی حواب سوال لطفا کار کرده و جوابهای پخته تری بذارید. اگر جواب منایب ندارید لا اقل چنین سوالایی رو تو سایت نذارید که باعث رنجش افرادی مثل بنده می شود وقتی نگاه به جواب می اندازیم.
البته به احتمال زیاد هم نظر منو رو سایت قرار نمی دید.
یه نظر دیگه خارج از این موضوع:
مثل اینکه شما خودتون هم دست کمی از خدایی که بهش اعتقاد دارید رو ندارید جون بین افراد فرق می ذارید در جواب دادن به درخواستهای درمان. بنده سال پیش یه درخواستی مبنی بر درمان داشتم و با اینکه همه چیز طبق خواسته سایت بود ولی در جواب من گفتید که قابل درمان بوده و نحوه درمان به ایمیل شما ارسال خواهد شد. جالبه همین جوابو رو سایت قرار دادید و هر کی بیاد بخونه میگه به به می بینی بهش امیل زدنو و الان طرف درمان شده. غافل از اینکه ایمیلی در کار نبوده و اصلا از آن زمان به بعد پاسخی به ایمیلهای من هم داده نشد. خواهشا قول به کسی ندهید یا اقلا اگر کاری از دستتان ساخته نیست از اول تکلیف را مشخص کنید.
پاسخ:
اولا شما کی هستید ؟؟با کدام سابقه از شما ؟؟؟؟ما باید پاسخ دهیم؟؟
دوم :مطلبی که در ذیل و پاسخ داده ایم ..مستقیم به شما نظر ندارد برای روشن شدن موضوع است .اما شما علاوه بر هپاتیت ب عصبی و تند هستید.از نظر خلقی هم همیشه طلبکار و ناسپاس .
سوم:شما هم با توجه به جوابتان در نامه فوق مشهود است که جبهه و موضع منفی به ما و نه مطلب ؟دارید و رمز وراز و ضرورت تفاوت واختلاف در هستی را نمی پذیرید . ومعلوم است حتی متن را درست دقت نکرده اید ..زیرا من خود همواره استدلال امتحان گرفتن خدااز بندگان را را رد کرده ام چون به نظرم ؛خدا عالم است و جاهل نیست .تا مثل معلم عادی که جاهل از دانش کودکان و متعلما خود است شما را و یا همه را بیازماید و نیاز به امتحان کردن داشته باشد .. .من وشما باید خودرا در معرکه های زندگی و با داشته ها وناداشته هایمان د بیاز ماییم و بفهمیم چند مرده حلاجیم؟؟شما که از یک پاسخ که ربطی به شما هم ندارد چنین رنجور شده اید چرا سوزنی به خود نمی زنید ؟اما این چنین چوالدوز هارا را به دیگران می زنید ؟؟باید از خودتان بیرون آمده واز منظری عالی تر بنگرید .که ظاهرا هم نمی توانید
ما هر از گاهی؛افرادی را داریم که پاسخ دلخواه از ما نمی گیرند کسانی که .تازه وارد هم نیستند مثلا گاه بارها و ساعتها وقت مارا برای درمان یا پاسخ و امثال اینها گرفته اند .از نظر مادی و اخلاقی و دنیوی واخروی به ما بدهکارنداما باز با تظاهرموجود اخلاقی و چند پهلوی ایرانی در لفافه طلبکاری می کنند .بعدا رسیده زمانی که سوالی یا درخواستی داشته اند وما به دلایل خودمان پاسخ نداده یا به صلاحشان ندیده ایم که جواب دهیم .اما در اینجا یا زور و اصرار از ما پاسخ خواسته اند.. از آنها اصرار از ما انکار بوده .تا اجبارا جوابی داده ایم یا ندادیم اما از آنجاکه جواب ؟و بی جوابی ما /خوشایندشان نبوده . کمی بعد همه تعارفات را کنار نهاده به روش کین توزانه وارد صحنه شده و به حساب خود افشا؟؟؟گری و..علیه ما را آغازیده اند؟؟واینان به این دلیل یا دلایل دیگر در صدد انتقام؟؟ و تخریب؟ یرآمده و به خیال خودئ غالبایا نام جغلی کوشیده اند که مثلا ما ؟؟و دودمان ما؟؟؟ را زیر سوال برده ومعمولا هر از گاهی با نامها و آدرسهای ناشناس ؟یا حتی با جعل نام سایر مراجعین سایت ؟ویا.کوشیده اند که ..؟؟مناقع؟؟مارا به خطر اندازند؟کار کرده و.. ؟مدام بد وبیراه و انتقاد و..دارند.که معمولا از سوی ما پاسخی ندارند
اما و اما در جهانی که خیلی هم گرد و کوچک است همین ها باز گرفتار شده .ودوباره می آیند و مثلا مشخصات مادر و پدر مریضی را می آورند و لابلایش هم مساله خودرا طرح می کنند ..در این جاست که با دلیل تذکرات خودرا می دهیم ..اینجا و در این موقع بازچون به ما نیاز دارند لحن و کلمات و بار مفاهیم قبلی خودرا اصلاح می کنند .یعنی :از در دیگر وارد می شوند.هم می پذیرند و هم نه:که با نام جعلی آمده و به حساب خود زهر ریخته و رفته اند .اما پذیرشی ناقص .. نه با شجاعت ؟؟با توجیه و…در میان همینها هستند
مکرر گفته ایم پاسخ ندادن به ایمیلها بابه دلیل غلط یا اشتباه در آدرس داده شده است.یا مشکل اینترنت و ارتباط هم قوز بالا قوز است .به علاوه ؛کسی هم اگر قابل درمان نباشد می نویسیم .برای اثبات این نکته در پاسخها ی ساست بگردید می بینید .
در باب عدم پذیرش مطلب فوق چون شما ؟؟مطلب یا چیری را قبول ندارید..به این معنی است که همه نظریات دیگران بیهوده است ؟یا بقیه باید تسلیم اوامر مطاع شما شوند ؟یا درست این بود که درست طرح مشکل خود می کردید و بعد مطلب را رد می کردید؟چرا چون شما احتمالاحال ندارید چند خط در توضیح نظر خود بنویسید؟باید چنین برخورد کنید و همه باید از دل شما باخبر باشند ؟؟؟چرا؟؟
-بارها در سایت با صراحت نمام نوشته ایم ازبه به و اه اه دیگران چه به ما می رسد ؟؟فکر کردیدکه؟عقده کم تعریفی از خود داریم؟ویا…؟؟؟
0- نه باور کنید از تمجید و تکذیب افراد متزلزل یا خودبین چیزی و سودی به ما و هیچکس نرسیده و نمی رسد و نخواهد رسید .ت
یک دلیل برای تایید مطلب فوق و رد نظریه به به شما دارم:احتمالابدانید تمام پاسخها و نحوه درماندر این سایت همه از یک نفر است ولی چرا به سبک معمول تصویر شش در چهارویا مشخصات و نامی هم از اوکه مورد انتقاد شماو امثال شماست در پاسخها و درمانهای غیر شما هم وجود ندارد ؟؟؟لابد برای اهمیت به به به مورد نظر شماست؟؟
///در باب عدالت هم معلوم است شما مثل بسیاری از مردم و حتی به اصطلاح صاحبنظران درک درستی از مفهوم عدالت ندارید .چون عدالت دو پایه دارد پایه اولش مبتنی بر مساوات و عام و عمومی است .پایه دوم به عکس فردی و غیر عام است و ما هم کوشیده ایم بر این اساس به دیگران کمک کنیم .به حزب ودسته و..خاصی غیر از توده مردم رابطه و گرایش نداریم ..در عبن حال هم نیاز واقغی نیازمندان را اولویت می دهیم لذا ظاهرا به برخی پاسخ می دهیم چون می دانیم باید کمک کنیم ونیاز دارند .به برخی هم به عکس نمی دهیم نه به خاطر پول ودرآمد و…شهرت و..امور مادی مورد نظرتانو مورد گرایش و علاقه شما .از اول هم در شرایط خود قید کرده و گفته ایم و برخلاف گفته خود هم رفتار نکرده و نمی کنیم نه طمع به مال دیگری داریم نه به طعن طاعنی ؛متقابلا طعنه زده و نه حسادت داریم یا منافع خودرا بر دیگران اولویت داده ایم /
راستی شما چه؟و چطوری اید ؟
همین تفاوت میان من وشما هم عین عدالت است .نیست؟؟
دسامبر 2, 2009 در 19:02 |
سلام از مطالب زیبای شما خیلی ممنونم ولی من معتقدم که اگر ما حس کنیم که خدا هزار بار از پدرومادر به ما نزدیکترومهربانتر است و این خداست که در آغوش او ارام می گیریم پس همه چیز لذت بخش است هرگز شاکی نمیشویم هیچ کس حق نداره به بهترین کسی که هرگز فراموشش نمیکند و تنهایش نمیگذارد شکایتی کند حتی اگر به خاطر امدن به این دنیا ازما چیزی نپرسیدند اما امدیم تا در آغوش مهربانترین خدا گریه کنیم بخندیم و اون در تمام لحظات مارا نوازش کند و من با یاد او دلم ارام می شود یه کم فکرکن تو که به خودت اجازه می دهی شاکی باشی در مقابل همه چیزهایی که بی منت برای آماده کرده و بی خبری تشکری خشک وخالی می کنی راستی اگه دوست تو بهت خوبی کنه وتو تشکر نکنی تا چندبار به تو محبت بی جواب عرضه میکنه باورکن حتی اگه خودت هم بودی وباتو اینطور رفتارمیشد هیچ وقت سمت محبت و خوبی نمی رفتی تازه میگفتی چقدر توقع دوستت بالاست که میخواهد محبت ببیند ولی جوابی ندهدوتشکری نکند قصد توجیه شما رو ندارم .چون حرف دلم واقعیتی است که جوابی نداریم برایش فکرکن خدا دوستی است که بی هیچ چشمداشتی محبت میکنه و توقعی نداره با خدا دوست باشیم یه لحظه فکرکن اگه او نبود تو چیکار میکردی خیلی از حالا تنهاتر بودی با خدا قهری و می خواهی اون با تو آشتی باشه دوری خیلی دور منم دورم وقتی میخواهم با اون حرف بزنم بس که گناه دارم باید دنبال واسطه باشم و این دورترم میکنه خوب نیستم که گل عالم با دلم حرف بزنه و تازه شاکی میشم خدای من خدای بی همتایی است که قابل توصیف نیست یک ذره خیلی کوچیک گفتم تا با این حرفها بهش نزدیکتربشم و بهش بگم من تو نباشی تنهام منو تنها تر نکن توکل به تو می کنم و تشکرازهمه چیزهایی که درونم بخشیدی ومن بی تفاوت توی خستگیهای خودم شکایت می کنم ازقاضی عادلی که بهترین حکم رو بهم داد حکم زندگی در این دنیا راضیم به رضایت تو این عین عدالت خداست که بین من وتو تفاوت هست من باهمین تفاوت که دارم یک فردمحسوب میشوم اگه فرقی بین ما نبود هیچ تعادلی در دنیا نبود خدایا چنان کن سرانجام کا تو خشنود باشی ومارستگار خداجان خدای مهربونم دوستت دارم به خاطر آنچه تشخیص دادی که من با آن زیباترم
مه 12, 2010 در 23:03 |
با سلام
ببخشید که دوباره اطلاعاتم را میفرستم ، ترسیدم از اینکه به دستتان نیافتاده باشد . به شدت به کمکتان احتیاج دارم . و یقین دارم که اگر خواست خدا باشد و شما نیز از اهل یقین باشید به حال و روز من و رنجی که در طول سالیان سال کشیده ام آگاه خواهید شد و اگر خواست او باشد چاره این کار را نیز به وسیله شما پیش رویم قرار خواهد داد . به راستی که من از لطفش ناامید نیستم اگر چه سال هاست که دلجویی نمی کند ما را . آدرس میلم را تغییر دادم ولی هیچ فرقی نمی کند به کدامیک بفرستید ولی اینکه الان گذاشته ام بهتر است .
1-علیرضا/رفع مشکل/0435233 شماره تماس دوستم ی
2-از طریق جستجو در گوگل
3–تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ مطالب مربوط به تعبیر خواب ، پیشگویی و درمان بیماریها
4-محرمعلی
5-زهرا(البته قبلا قیزتمام بود و تغییر داده شده)
6- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟ 25-زنجان
7- وزن: تقریبا 60
8- قد:173
9- جثه و هيکل:لاغر و معمولی
10- رنگ چشم:مشکی
۱۱- رنگ پوست: گندمی مایل به سفید
12- شکل بيني يا دماغ:نسبتا بزرگ
۱۳- شکل صورت : کمی کشیده(گرد نیست)
۱۴- رنگ موها:مشکی
۱۵- شکل و حالت موها: معمولی و متوسط و نسبتا موج دار
۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: یک خال در گردن
۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت کامل: من امکان ازدواج دائم در حال حاضر ندارم و نیاز به ازدواج موقت دارم ولی شخص مورد نظر را پیدا نمی کنم . از شما که وصل به علوم غریبه هستید خواهشمندم مرا در این امر یاری کنید . همسر موقتی می خواهم از شهر خویش که پاک و سالم و مهربان و نسبتا جوان باشد و نیز قادر به رفع نیازهای جنسی من باشد و امکان دیدارمان به آسانی فراهم باشد و از او صاحب فرزند نشوم . به آسانی دیدار و با دلخوشی از هم جدا شویم و وجود او برکتی و آرامشی باشد در زندگی من و رضایت خدا را در پی داشته باشد . از شما می خواهم که در صورت امکان کمکم کنید و اجر شما با خداوند بخشنده .
من 5000 تومان اولیه را همین امروز از طریق بانک ملت واریز نمودم (فیش شماره 611903 به نام آقای مجتبی حسینخانی)
۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به فقرا و نیازمندان خواهید داد اعلام کنید:
100 هزار تومان در صورت رفع مشکل به فقرا به خواست خدا کمک خواهم کرد و از خدا می خواهم که در ادای نذر و عهد یاریم نماید .
پاسخ:البته خیلی هابه سوال ودر خواست شما از نظر اخلاقی و عرفی جواب نداده و حتی ممکن است طرح آن را هم نوعی اهانت ودر خواست زشت ,بدانند .اما چون باز رجوع کردید و درخواست را تکرار می کنید جواب دادم.اما در صورت عدم پذیرش نظر من, می توانید به مسولین محلی در ادارات ویا مساجد و…رجوع کنید که بومی بوده و آشنا به مردم ونیاز های مردمند .و این کار از من برنمی آید .
شما فرد ساده ای هستید و از دانش اجتماعی و زبان چرب و گرم بی بهره ,ومشکل مالی هم دارید .به سن ازدواج هم رسیده اید .غرایز جنسی هم فشار می آورد/چنان که شمارا به این درخواست رسانده است .چه باید کرد؟؟
1-باید صیغه بازی واین دیداز صیغه را رها کنید . اگر دنبال اخلاق و خودسازی هستید ؟بدانبد که گرایش به صیعه نقض غرض شما است و مثلا نمی شود بعد از مدتی شهوترانی و عادت کردن زن یا دختر به شما, اورا رهاکنید.و متوقع باشید اوهم به صرف یک لقلقه زبانی هم خوشدل وهم راضی پی کارخودش برود ؟عادت و محبت و نزدیکی وانس و نبز جدایی وترک عادت و کینه باهم اند .بعدابا رها کردن یکمین از صیغه ها چه می کنید؟ دوباره سراغ دیگری می روید ؟تکرار ان اعمال عادت شما شده و به تدریج شما را حریص و شهوانی و در انتها بدبین به زنها می کند . وبعد خودتان حاضرید از فامیلتان مثل خواهررا به صیغه بدهید؟یا با شنیدن موضوع رگ گردن پر می کنید؟حالا با همه این مسایل بگویید چون شرعی است ؟پس می کنم . می دانم موضع می گیریدبرعلیه من و واستدلال و..اما من باز قبول ندارم .حداقل برای این دوره خوب نیست . برخی قواعد اگر هم حق بوده ودر بطن دین مثل برده داری یاحق کشتن برده و فرزند و تابع زمان بوده وهست.یا مطلقاکار کردن زن در خانه … در قدیم …والبته پایه اصلی اعمال به تراضی طرفین مربوط است نه یک طرف؟به علاوه وقتی عمل یا اعمالی؛ اخلاق دوطرف و جامعه را منهدم می کند .پس نمی تواند مرضی خدا باشد
2-تحمل کنید یا به حداقل ثابت رضایت دهید :باید به دنبال سرپناه و کاری دائمی ونیز جفت و همسر دایم باشید..گرایش به صیغه نه تنها کارساز نیست بلکه شمارا به تدریج به فساد می کشاند .سوره مریم را مس و قرائت کنید و فدر و قریش را زیادتر بخوانید . انشاءالله در راه درست گشایش می یابید .اگر هم بیان ما را برنتابیدید.حداقل در باب آنها بیندیشید .می دانم نخواهید کرد.
مه 13, 2010 در 10:15 |
با سلامی دوباره
در باب این پاسخ شما چند نکته وجود دارد : ا- اگر صیغه غیر شرعی و مفسده برانگیز و حرام و خلاف رضای خداوند است چرا اسلام به عنوان کاملترین دین آنرا حلال اعلام کرده و حتی در قرآن به نام متعه آمده است ؟! آیا من و شما بیشتر از رسول خدا و ائمه اطهار میدانیم که اینگونه اظهار نظر کنیم ؟! من اگر گرایش به این سمت پیدا کردم فقط به خاطر تعلیمات دینی بود و بس و چاره ای جز آن نبود . آیا شما این روایت را از امام صادق نشنیده اید که به خدا قسم اگر متعه در زمین رواج پیدا می کرد هیچ کس مرتکب زنا نمیشد مگر شقی ترین انسان ها ؟!
2-به راستی که اگر امکان صبر برایم فراهم بود چرا به خدمت شما می رسیدم ؟!
3-اینکه می گویید صیغه کینه می آورد شما توجه به این امر ندارید که بعضی مواقع فرد تنها رفع نیاز جنسی می خواهد و خود می داند که نباید دلبسته شود و اگر نباشد چه ؟! مشکلی حل می شود ؟! وقتی توافق از قبل باشد چرا باید کینه بیاورد ؟! و حال آنکه بسیاری مواقع طرف مقابل هم همین می خواهد و اصلا به ماندن همیشه در کنار هم فکر نمی کند
4-در آن باب که گفتید آدم ساده ای هستم درست گفتید ولی زبان چرب و نسبتا گرم را حداقل به گفته اطرافیان دارم و این باید از طرز نوشتار من برایتان پیدا می شد .
5-باز هم از شما به واسطه راهنماییتان ممنون و باشد که توفیق باشد عمل نماییم
6- حال آنکه رفع مشکل من لااقل آنگونه که مقصود بود حاصل نشد از شما خواهشمندم اطلاعات مرا حذف و یا ویرایش نمایید . باز هم از توجه شما ممنون .
پاسخ:ندارید همان جواب قبل را باتفکر ودقت بخوانید .نه با لجاجت .از مسولین محلی مدد بخواهید .
مه 13, 2010 در 13:13 |
باز هم سلام
ممنون از توجه شما
منظورم از ویرایش اطلاعات نام پدر و مادر هم بود
لطفا ویرایش نمایید
با تشکر
مه 14, 2010 در 17:14 |
با سلام
لطفا نام پدر و مادر را تغییر دهید
خواهشمند است این پیام را هم مجددا در سایت قرار ندهید !!
مه 15, 2010 در 13:11 |
استاد گرامی از شما خواهشی نمودم !
لطفا در حذف نوشته من عمل نمایید
می دانم که عمل نخواهید کرد !
پاسخ:.قبل از ارسال مطلب هم قرار بوده تقاضای حذف نکنید .شرط ضمن کار بوده یانه؟شما دلیل شرعی ودینی و قرانی درخواستتان را بگویید .
شما برای پیداکرن صیغه از ما درخواست کمک کردید .گفتیمخواسته شما در حد ما اخلاقی و عرفي نیست .جواب دادید خدا و پیغمبر و شرع و…درست گفته ..شما که این همه از شرع دم می زنید .مگر سوال بدی کردید؟چرا دنبال حذف نام …خود از زیر تقاضا هستید ؟آیا اصل مطلب را زشت می دانید ؟که نمی دانید.. زیرا ادعای شما چیز دیگر بوده ؟.
بعد هم اگر مطلب شما در سایت بماند شاید فرجی شد و مشکلتان را حل نمودید .يا نمودند..
مه 15, 2010 در 23:26 |
سلام استاد عزيز
پاسخ شما در باب صيغه و نداشتن تناسبش با جامعه ي امروز ما فوق العاده ارزشمند بود .كاش گوش شنوايي هم بو د تا برخي افراد هوسران به بهانه شرع و كتاب خدا سنگ خود را با آن به سينه نزنند. از شما سپاسگزارم و به اين طرز فكر شما مباهات مي كنم.
سپتامبر 26, 2010 در 01:39 |
خیلی آزاردهنده میشه وقتی درموضوع صیغه تعمق بیشتری میکنم درست مثل زشتی عمل رباخواریه که زمانی برای رفع مشکلی که خیلی هم جدیه راضی شخص حاضرمیشه پولی روغرض بگیره که میدونه مجبوره گاهی خیلی بیشترازمقدارقرض گرفته شده راپرداخت کنه اماچون چاره ای نداره میپذیره میخوام بگم اگرواقعا دولت برای زنان مجرد(حالابه هردلیل)امکاناتی به جهت مالی درنظرمیگرفت به صورتی که زنان دارای کارودرامدکافی ووجه خوب اجتماعی میشدند آیابازهم زنی پیدامیشدکه به خواهش های کاملا خودخواهانه ئ این آقاوامثال پاسخ مثبت بدهدمن درموردکسانی که میشناسمشان ودرشرایط صیغه قرارگرفته اندمطمعنم که دلیل پذیرش این عمل فقط وفقط نیازمالی آنان بوده ای کاش دولت مردان ما فکری برای این مشکل واقعی جامعه که به واقع گروه بزرگی ازجامعه رادربرمیگیرندکه علاوه بران نقش مهم مادری راکه درسازندگی نسل اینده کشورسهم بسزائی دارد رابعهده دارند در اولویت برنامه های دولت قراردهند…به امیدان روز… ضمن سپاس فراوان اززحمات وهمچنین مطالب خوب وارزشمند شمادرپناه ایزدمنان پایداروسرافرازباشید
آوریل 28, 2011 در 16:03 |
زندگی یه بازیه کی از عمرش راضیه