آشنايي با هيپنوتيزم درماني

بدست

نگاه اجمالي : هيپنوتيزم ازواژه یونانی hypnos به معنی خواب مشتق شده است وتاریخجه آن به دوران بسیارکهن دراقوام گونا گون مصری، یونانی، ایرانی و هندی باز می گردد. رومیان قدیم با پدیده هیپنوتیزم گروهی آشنایی کامل داشتند وبرای لذت بیشتر در معابد چندگانه خود از این فن استفاده می کردند. درنزد قبایل بدوی نیز مراسمی وجود داشت که به صورت گروهی اجرا می شد. در این مراسم با نواختن طبلها وسنج های مخصوص همگان به یک رقص دسته جمعی می پرداختند و پس از ساعتها رقصیدن در اوج خلصه وبی خبری (هیپنوتیزم جمعی) قرار می گرفتند.همچنین سرخپوستان قبل از جنگیدن برای اینکه ترس را از تن خود خارج نمایند با روی آوردن به رقص دسته جمعی که با صدای طبل همراهی می شد به یک حالت خلسه وشوریدگی می رسیدند که اشتیاق و ولع خاصی برای جنگ با دشمن در خود احساس می کردند و سر از پا نشناخته به نبرد با دشمن می پرداختند. مانند اینگونه مراسم در نزد اقوام دیگر هم دیده شده است. این رقصهای گروهی به راحتی می توانند یک پدیده هیپنوتیزمی تعبیر شوند.

خود هیپنوتیزم وهیپنوتیزم در نزد درویشان وصوفیان ایرانی، ترکیه، الجزایری و… بسیار مرسوم بوده و می باشد. این افراد در مراسم عبادی خود به قصد ارتباط با منابع آسمانی ساعتهای متمادی در ضمن نیایش ورقص به دور هم می چرخند و این وضعیت آنها را در یک حالت هیپنوتیزمی عمیق قرار می دهد. بعضی از گروههای دراویش در جریان این مراسم پس از رسیدن به حالت خلصه و هیپنوتیزم کارهای عجیب و خارق العاده ای انجام می دهند، مانند: (عبور دادن سیخ از گونه ها، زبان، شکم و … خوردن تیغ ، سنگ، خرده شیشه و… راه رفتن بر روی لبه تیز شمشیرتماس با برق ولتاژ قوی و…) که تمام این اعمال را در شرایط خلسه  هیپنوتیزمی به سادگی انجام می دهند. همچنین هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم را به وفور می توان در بین یوگیان و مرتاضان تبتی و هندی یافت که در حالت خلسه  هیپنوتیزمی به کارهای سخت و خارق العاده دست می زدند.

بعد از آنکه (تئودوسیوس) کتابخانه اسکندریه را به آتش کشید علوم کهن فراوانی در همان کانون های نخست آن خشکانیده شد. روند این علوم به دلیل پراکندگی پژوهندگان رو به نزول نهاد به این ترتیب لازم آمد که برای حفظ آثار باقیمانده احتیاطهایی صورت می گیرد. این امر منشاء پیدایش محافل اسرار آمیز بود. محافلی که آنها را در قرون وسطی نیز بازمی یابیم . تا آغاز دوره رنسانس پدیده های فراوانی را اموری خارق العاده در نظر می گرفتند. حتی کسانی که در این امور دست داشتند بر این عقیده  بودند و آنها را نوعی تخطی از نظام طبیعت می دانستند . پلین، ابن سینا، باسیل، والنتین، اگریپا، پاراسلس، وعده ای دیگر رسماً اعلام کردند که انسان می تواند بر چیزهای دیگر تاثیر بگزارد وبه این طریق به خوبی توانستند پرده ابهام را روی گوشه هایی ازاین مسئله بردارند.

ابن سینا (428-370) با هیپنوتیزم وخود هیپنوتیزم آشنایی کامل داشت واز این علم در تشخیص و درمان بیماریهای عاطفی استفاده می کرد. درمان شهریار پسر حاکم گرگان کاملاً روشن گر این مدعا است که ابن سینا چگونه با استفاده ازهیپنوتیزم بیماری وی را علت یابی می کند وبا استفاده ازموسیقی وآواز موزون و خوش وی را در چند جلسه درمان می نماید و موجب حیرت تمامی پزشکان آن زمان می شود.

فارابی (339-357) یکی دیگر ازدانشمندان ایرانی است که با هیپنوتیزم آشنایی داشته و ازآن استفاده می نمود. این فیلسوف نامی روزی وارد مجلس سیف الدوله که در آن تعداد کثیری از دانشمندان گردآمده بودند می شود. پس از گفتگو و مباحثه فراوانی تمام حاضرین مرخص شدند و سیف الدوله تنها فارابی را که می شناخت نزد خود نگه می دارد. آنگاه مجلس رابرای سماع آماده می نماید و نوازندگان مخصوص امیر حاضر می شوند و شروع به نواختن می کنند که فارابی از همه آنها ایراد می گیرد وآنگاه خودش یک نوع  آلت موسیقی بسیار ظریفی را زیر لباسش خارج می کند و پس از سرهم کردن قطعات آن طوری آن آلت را به صدا در می آورد که همه حاضران را به خنده وا می دارد، سپس آهنگ دیگری می نوازد که همه به گریه می افتند، سپس آهنگی به شیوه دیگر می نوازد که تمام حاضران به خواب هیپنوتیزمی عمیقی فرو می روند.

والنتین گیپ راکس ایرلندی فرد دیگری بود که در زمان خود ادعا کرد که بسیاری از بیماریها را با دعا ولمس بدن درمان می کند. وی یک مرکز درمانی در لندن بر پا کرد و در آنجا به معالجه  پرداخت. وی در قالبی از مزاسم پر ابهت، با زدن ضربه و تلقین، نوعی احساس کرختی و بی حسی در عضو دردناک بوجود می آورد ویک حالت هیستریک در آنها ظاهر می نمود و در زمان مناسب با روشهای خود، درد وبیماری را در وجود بیمار خاتمه می داد. وی تا مدتی مدید انواع بیماریهای روانی وجسمی حتی بیماریهای واضح عفونی را با روش مغناطیسی خاص خویش تسکین داد.

در اواخر قرن 18  فرا نس آنتوان مسمر پزشک اتریشی الاصل توانست با تئوری مانیتیسم حیوانی یا ارتباط آهنگ حرکت بدن جانداران اولین قدم قطعی را بسوی تفسیر منطقی تر فرا روانشناسی بردارد. مسمر که بی شک مطالعات عمیقی درباره مسائل مربوط به امواج مغناطیسی واثرات درمانی آن داشت رساله دکترای پزشکی خود را نیز دراین زمینه به تصویب دانشگاه وین رساند. مسمر اظهار داشت که بیماری، ناشی از بهم خوردن تعادل عمومی است و انسان می تواند به کمک نیروی مغناطیسی این تعادل را برقرار کند.

شهرت روزافزون مسمر عالم گیر شد وعده زیادی از مردم به کارهای وی اشتیاق و علاقه نشان می دادند. همین شهرت باعث شد که به آلمان دعوت شود. مسمر این دعوت را پذیرفت ودرشهرمونیخ به معالجه پرداخت. یکی از اشخاص مشهوری که در مونیخ بدست مسمرمعالجه شد منشی کل آکادمی به نام ” اوشتروالد ” بود که چشمهایش نابینا بود. او پس ازچند جلسه توسط مسمر معالجه شد، پس شرح معالجاتش را نوشت. بخاطر چنین کارهای خارق العاده ای بود که روز 28 نوامبر 1775 آکادمی مونیخ به پاس خدمات مسمر اورا به عضویت خود انتخاب کرد. مسمر به معالجه بیماران با آهن ربا ادامه داد، درست در زمانی که شهرتش زبان زد خاص وعام شده بود مسمر دچار شک وتردید شد وخود با نظرخویش مخالفت کرد وبرای اولین بار به اشتباهش پی برد که آنچه موجب می شود تا بیماران شفا یابند تنها این جسم سیاه رنگ بنام آهن ربا نیست، بلکه دستهای او هم نیروی معالجه کننده دارد، ویعنی از وجود خود او نیرویی ساطع می شود که به بهبود امراض کمک می کند.

مسمر به فرانسه آمد وبا استعانت ماری آنتوانت معالجات مغناطیسی خود را شروع نمود و لفظ مانیه تیزم / مانیتیسم یا مسمریسم از آن زمان شایع شد. مسمر مدعی بود که میتواند مرضی را بتوسط نصب صفحات، طلسمات، حلقه ها و طوقها ئی که سیاله مغناطیسی در آنها تولید نموده شفا دهد. همچنین ادعا داشت که میتواند سیاله مغناطیسی حیاتی را بوسیله قرار دادن دست یا اعمال پاسها (مرور مغناطیسی- در قسمت آموزش توضیح داده می شود) در بدن اشخاص داخل نماید. مسمر برای نشان دادن عملیات خود جلساتی ترتیب می داد وعده کثیری از صفوف مردم که از جمله بعضی درباریان لوئی شانزدهم از زن ومرد در جلسه حاضر شده و عملیاتش را مشاهده می کردند. محل این نمایشات اطاقهائی بود نیمه تاریک که نغمات موسیقی در آنجا بگوش می رسید. مدیر جلسه مسمر بود که با لباس زرد وشنل بزرگ وترکه ای در دست حاضر می شد. چون عده مریض ها زیاد بود برای سهولت معالجه اسباب مخصوصی که آنرا باکه Baque می نامیدند در وسط اتاق قرار داده شده بود. افراد دور آن حلقه ای تشکیل داده وهر کدام یکی از میله های آهنی راکه از باکه خارج شده بود را گرفته یا روی عضو بیمار خود می گذاشتند و به این طریق مسمر می توانست عده زیادی را در یک جلسه شفا دهد.

در این میان بعضی نیز او را مورد اعتراض وتمسخر قرار دادند و اشعاری هجو آمیز وتنصیفاتی در تنقید او وعملیاتش منتشر نمودند وبالاخره مخالفت اعضای آکادمی علوم به عملیات او خاتمه داد. متاسفانه رای عدم صلاحیت روش درمانی مسمر باعث محکومیت او شد.

خصومتی که دانشمندان متعصب با مسمر داشتند وهمچنین سوء استفاده های مختلف شاگردان نادان و ظاهر سازی و حقه بازی دیگران باعث شد که مسمر روز به روز منزوی شود، در بهبوحه این دربدری انقلاب فرانسه آغاز شد که بحران ناشی از مانیه تیسم را تحت الشعاع قرار داد. مسمر به ناچار از پاریس در سال 1792 خارج شد و پس از چند ماه سرگردانی در چهاردهم سپتامبر1793 به وین رفت ودر خانه شخصی خود منزل گزید. پس از چندی مسمر را بخاطر مسئله ای بی اساس به اخراج از اتریش محکوم کردند. بنابراین مسمر تصمیم گرفت به کشور سوئیس برود. وی در یکی از شهرهای کوچک ایالت “فرو آنفله” واقع در سوئیس خانه ای تهیه کرد وبه مدت بیست سال با گمنامی با طبابت به تحصیل معاش پرداخت.

بهرحال تلاشهای مسمر موجب شد که ابعاد جادوگرانه مغناطیس شخصی تا حدود زیادی از میان برود وراه برای سایر محققان باز شود. موج مسمریسم کماکان در کشورهای مختلف اروپائی ادامه داشت از جمله یکی از شاگردان مسمر بنام مارکی دوپوی زگور در سال 1784  وسیله معالجاتی خود را درختی (درختی مغناطیس شده) قرار داده بود که بیماران با نشستن در کنار آن شفا می یافتند.

هيپنوتيزم علمي و عملي از حدود دو قرن اخير كشف شده است، نظريات متفاوتي از ماهيت هيپنوتيزم و نحوه پيدايش آن توسط متخصصان ارائه شده كه در زير عمده ترين آنها بررسي مي شود.

در ويكي پديا آمده است:شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیلهٔ تلقین، شخص از حالت هوشیاری خارج می‌شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور در می‌آید. در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد

تاریخچه

به نظر می رسد، نظرهای زیادی دربارهٔ اینکه چه کسی هیپنوتیزم را شروع کرد، باشد. هندوهای هند ادعا کردند که آنها این شیوه را بنیان نهادند و از آن به عنوان یک دارو برای سلامتی استفاده کردند. امروزه این یکی از استفاده های اصلی هیپنوتیزم است و به روانشناسی مربوط می شود. اما اکتشافات مهم هیپنوتیزم در سال 1842، وقتی که جیمز برید (James Braid) شروع کرد به بیشتر آموختن دربارهٔ اثرات آن، رخ دادند. او معمولا «پدر هیپنوتیزم جدید» نامیده می شود. او اعتقاد نداشت که خواب مغناطیسی باعث هیپنوتیزم می شود و در انتها او اعتقاد داشت که خلسه ها فقط یک «خواب عصبی» هستند. در سال 1843 او یک کتاب دربارهٔ این موضوع به نام «نوریپنولوژی» نوشت.

روش ها

هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. از فواید هیپنوتیزم می‌توان درمان بسیاری از ناراحتی‌های روانی را نام برد. به‌خصوص در هنگام خودهیپنوتیزم، که شخص می‌تواند به‌وسیلهٔ تلقین، تغییرات مثبتی را در کردار و روحیات خود پدید آورد. البته خود هیپنوتیزم دارای خطراتی هم هست؛ به این صورت که اگر بدون آگاهی و اطلاعات کافی و با روش‌های نادرست انجام پذیرد، می‌تواند اثرات بسیار مخربی بر روی روان انسان به دنبال داشته باشد[۲].

سه فاکتور مهم در هیپنوتیزم عبارتند از تمرکز فوق العاده فکر، انفکاک و تجزیه (جدا شدن ذهنی از محیط پیرامون)، تلقین (چرا که اساس هیپنوتیزم تلقین به نفس است).
می‌توان گفت هیپنوتیزم = تمرکز + اعتقاد + انتظار + تصور + ارتباط

برای انجام موفقیت آمیز دیگر هیپنوتیزم باید هفت گام زیر به صورت متوالی و دقیق اجرا گردد:
۱- مناظره اولیه، بهتر آماده کردن ذهن بیمار
۲- انجام آزمونهای هیپنوتیزم از تکنیکهای عمیقسازی
۳- کانونی کردن توجه (تمرکز ذهن)
۴- القای خواب هیپنوتیزم
۵- استفاده از تکنیکهای عمیق سازی
۶- تسهیل پاسخهای ناخودآگاه
۷- تصدیق خلسه، ارائه تلقینهای بعد از هیپنوتیزم و خروج از خلسه

هيپنوتيسم روشى است كه اجراكننده آن (هيپنوتيست) حالتى خلسه‏گونه از اطاعت و تلقين‏پذيرى در شخص برمى‏انگيزد. برخلاف تصور عامه مردم، تقريباً همه افراد بشر هيپنوتيسم‏پذيرند. به واقع هر چه فردى بيش‏تر هوشمند باشد بهتر پذيراى هيپنوتيسم خواهد بود. پيش‏تر تصور مى‏شد كه تنها افراد ساده‏لوحِ زودباور هستند كه به آسانى هيپنوتيسم مى‏شوند ولى اين پندار ديگر اعتبار ندارد. البته به‏طور كلى هيپنوتيسم كردن افرادى كه خود مايلند تحت اين آزمايش قرار گيرند آسان‏تر است ولى افراد شكاك و بى‏ميل را نيز مى‏توان هيپنوتيسم كرد. گرچه هيپنوتيسم كردن آنان نسبتاً دشوارتر است.
مِسمر (بنیانگذار هیپنوتیسم)، هيپنوتيسم را «مغناطيس حيوانى» مى‏ناميد و باور داشت يا دست كم تبليغ مى‏كرد كه علت همه بيمارى‏هاى جسمى و روانى نوعى آشفتگى در اين مغناطيس حيوانى است. او به واقع بهبودهايى چشمگير در بيماران خود برمى‏انگيخت ولى احتمالاً بيش‏تر بيماران او گرفتار بيمارى‏هاى روان-تنى يا ذهنى-تنى بودند و بيمارى‏هاى آنان با تلقين و محيط جادويى-نمايشى كه او برپا مى‏كرد تغيير مى‏يافتند

اين روش چگونه عمل می کند؟
هيپنوتيسم نوعى حالت ذهنى غير معمول (تغيير يافته) است ولى خواب نيست. اين حالت ميانى وضعيتى جادويى نيست بلكه نوعى حالت تغيير شعور و ادراك است كه صداى هيپنوتيست كه ترغيب كننده، آمرانه و با اعتماد به نفس است در شخص ديگر پديد مى‏آورد. هيپنوتيسم شونده به مرحله‏اى مى‏رسد كه باور مى‏كند آنچه به او گفته شده حتماً اتفاق خواهد افتاد؛ و اين معمولاً اتفاق خواهد افتاد.

روش اجرا چگونه است؟

هيپنوتيست به طريقى آهسته، كنترل شده، ترغيب كننده، و در عين حال آمرانه با بيمار صحبت مى‏كند. برخى هيپنوتيست‏ها از بيمار مى‏خواهند كه بر چيزى خاص تمركز ذهن كند. آنان گاهى از يك پرتوى نور مستقيم يا بازتابنده، يا يك آونگ براى متمركز كردن ذهن و حواس بيمار استفاده مى‏كنند، يا چيزى به بيمار مى‏دهند كه محكم در مشت خود نگه دارد، يا از بيمار مى‏خواهند كه تصويرى خاص در ذهن خود مجسم كند.

هدف اين گونه تمركزها و خلسه‏هاى القايىِ بعد از آن، شل كردن عضلات و رفتن به حالت خلسه و تلقین پذیری می باشد. هیپنوتیست ها سعی نمی کنند شخص هيپنوتيسم شده را وادار به كارى خاص كنند و فقط با او گفتگو مى‏كنند تا نكات و مسائل پنهان روان او يا تجربه‏هاى تلخ زندگى او و به عبارت دقيق‏تر ريشه ناراحتى يا نگرانى يا درد و بيمارى او را آشكار سازند.

اين روش چه کاربردی دارد؟
یکی از كاربردهای هيپنوتيسم بازيابى اطلاعات فراموش شده از حافظه است. کاربرد دیگر در حرفه پزشكى و براى مقاصد درمانى بوده زيرا بسيارى از دردها و بيمارى‏هاى لاينحل، خواه جسمى يا روانى، واكنش‏هاى خوب به هيپنوتيسم نشان داده‏اند. امروزه آسم، بى‏خوابى، انواع ترس‏هاى نامعقول و بعضاً فلج كننده چون وحشت از ارتفاع بلند، وحشت از مسافرت هوايى، يا وحشت از جراحى دندان‏پزشكى، و چندى ديگر مانند آن‏ها را مى‏توان با هيپنوتيسم درمان كرد. هم‏چنين عادت‏هاى نامطلوب و زيان‏آورى چون سيگار كشيدن و ناخن جويدن را مى‏توان به راحتى با استفاده از هيپنوتيسم ترك كرد.

چه انتقاداتی به این روش وارد است؟
يك پزشك هيپنوتيست در اين باره این روش مى‏گويد: یكى از مسائلى که بيش‏تر مردم را نگران مى‏كند این است که آنان گمان مى‏كنند در حالت هيپنوتيسم به حيوانى بى‏اراده تبديل خواهند شد و كارهاى عجيب و ناپسند خواهند كرد. اين خيالى بى‏اساس است و واقعيت ندارد. ما اشخاص نيازمند كمك را وادار نمى‏كنيم كارهاى پوچ يا ناپسند انجام دهند. محبوبيت وسيع روش هيپنوتيسم‏درمانى بين پزشكان كشورهاى غربى در دهه‏هاى اخير بيش‏تر به اين دليل است كه اين روش در بسيارى موارد كه دارو درمان‏هاى معمول فايده نداشته‏اند مفيد بوده است

فرق مانیه تیزم وهیپنوتیزمسال‌ها است كه دوستداران علم «خود شناسي» و بخصوص آنان كه در آغاز راه تعليم و آموزش قرار دارند ميان نيروي «مانيه تيزم» و علم «هيپنوتيزم» تفاوتي قائل نيستند يا اصولاً نسبت به تفاوت‌هاي موجود از نظر علمي بي‌توجه مي‌باشند.

نيروي مانيه‌تيزم يكي از قواي طبيعت محسوب مي‌شود و در همه موجودات وجود دارد، اگر از اين نيروي شريف كه كائنات از آن پيروي مي‌كنند و مطابق قوانين عمومي آن، كرات مختلف، مدار خود را سير مي‌نمايند، سوء استفاده شود، طبيعت دير يا زود انتقام خود را خواهد گرفت، اين نيرو بايد در راه عمومي، اجتماعي، خير و صلاح نوع بشر و تداوي روحي صرف شود.

هيپنوتيزم با مانيه تيزم فرق زيادي دارد و نبايد آن دو را با هم اشتباه گرفت. مانيه‌تيزم چنان كه بارها اشاره كرديم همان مقناطيس شخصي است كه يك نوع جاذبه مي‌باشد، ولي هيپنوتيزم عبارت از خواب مصنوعي است كه توسط اشيا صدادار، چراغ‌هاي پرنور و يا چيز‌هاي ديگر انجام مي‌يابد. اشخاص عصباني و صرعي براي اين خواب‌ها مستعد مي‌باشند ولي اشخاص سالم رابه مشكل مي‌توان هيپنوتيزم كرد در صورتي كه با مانيه تيزم هشتاد درصد اشخاص سالم به خواب مي‌روند و يا متأثر مي‌شوند.

براي ياد گرفتن علم هيپنوتيزم، رياضت لازم نيست و فقط متانت و بردباري در اين علم انسان را موفق مي‌كند ولي مانيه‌تيزم محتاج رياضت است فرق ديگري كه خيلي مهم است عبارت از بي‌نظم بودن خواب‌هاي هيپنوتيزمي است در صورتي كه خواب‌هاي مانيه‌تيزم مرتب و منظم بوده و يكي پس از ديگري سنگين مي‌شود. مانيه تيزم دقت و حافظه را قوي كرده و به قواي معنوي انسان مي‌افزايد. نيروي مانيه تيزم بهترين وسيله براي نگاهداري تعادل قواي جسماني و روحاني است و به اين علل است كه مانيه‌تيزم را برتر از علم هيپنوتيزم مي‌دانند و اكنون در بيشتر نقاط جهان علما و پزشكان اين علم را ياد مي‌گيرند.

هيپنوتيزم داراي هيچ نوع قوايي نيست ولي مانيه‌تيزم داراي نيرويي طبيعي است كه در انسان از چشم و نوك انگشتان خارج مي‌گردد كه حيوانات نيز داراي اين نيرو مي‌باشند و از آن استفاده مي‌كنند.

يگانه مقصود از دانستن مانيه‌تيزم تداوي بيماري‌هاي مختلف مي‌باشد ولي نبايد تصور كرد كه مقناطيس چندان معالج كل بيماري‌ها بوده و بايد خط بطلان بر روي علم‌ طب و اطبا كشيد بلكه مانيه‌تيزم قادر است كه غالب بيماري‌ها را تضعيف نموده و برخي را نيز كه بيماري‌هاي روحي و عصبي دارند معالجه نمايد.

كاري را كه كلروفورم در بيهوش كردن بيمار مي‌كند با نيروي مانيه‌تيزم مي‌توان عملي نمود يعني بدن بيمار را بي‌حس كرده و عمليات جراحي را درباره‌اش انجام داده‌ بدين جهت دانستن اين علم براي جراحان پر استفاده مي‌باشد.

تقريباً تمام بيماري‌هاي عصبي را به وسيله مانيه‌تيزم به طريقي آسان تداوي مي‌توان نمود و امروزه پزشكان جهان برآنند كه يگانه وسيله تداوي اين گونه بيماري‌ها مانيه‌تيزم مي‌باشد، به طور كلي اين علم در طب بيشتر مورد استفاده قرار گرفته و ممكن است در آينده در دانشگاه‌ها اين علم مورد توجه بيشتر واقع گردد، نه تنها بايستي پزشكان اين علم را يادبگيرند بلكه براي آموزگاران، دبيران و استادان كه متصدي تربيت كودكان، جوانان، مردان و زنان آينده هستند دانستن آن ضرورت دارد زيرا مي‌توان با نيروي مقناطيس اشخاص تنبل را كاري و شاگردي را كه در درس نمي‌كوشند و علاقه نشان نمي‌دهد ساعي كرد و به همين جهت مانيه‌تيزم بهترين ومهمترين وسيله براي تربيت اطفال است.

كودكي در مدت يك‌سال چيزهايي را در خاطر مي‌سپارد و ياد مي‌گيرد ممكن است با مانيه‌تيزم آن را در عرض دو ماه به او ياد داد، با نيروي مانيه‌تيزم مي‌توان ترك سيگار كرد بطوريكه ديگر شخص معتاد ميل استعمال آن را نداشته باشد و حتي از بوي آن خوشش نيايد، بدون اينكه تغييراتي در حالت عمومي بدنش پيدا شود.

براي قضات نيز آگاهي از اين علم لازم است و ممكن است كه مجرمي را توسط آن مجبور به اقرار نمود و بدين وسيله حق را از باطل تشخيص و تفريق نمود.

تمام قواي معنوي را مي‌توان توسط مانيه‌تيزم در خود و ديگران تقويت نمود و بهمين جهت براي جامعه، علم مقناطيس چيزي فوق‌العاده پر ارزش است و در آتيه ممكن است كه با ترقي اين علم ديگر بشر احتياجي به دارو و غيره نداشته باشد.

«دورويل» مانيه‌تيزور مشهور فرانسه مي‌نويسد:‌«نسل درجه سوم را با اين نيروي طبيعي مداوا كرده» آيا با اين ترقي نبايد انتظار آن روزي را داشته باشيم كه بشر معني بيمار بودن را نفهميده و به خوشي و سلامتي زندگي سعادتمندي را داشته باشد؟

آموزش هیپنوتیزم

تیتر : آموزش هیپنوتیزم
خلاصه : در این مقاله با در یازده مرحله میتوانید به صورت مقدماتی هیپنوتیزم را فرا بگیرید
متن کل خبر : تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است …لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .

مراحل يازده گانه:

1 – شروع خواب مصنوعي: مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

2 – رها سازي پاها: ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و… همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

3 – رها سازي تنه: يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

4 – رها سازي دستها: منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

5 – رها سازي کتفها و بازوها: کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

6 – رها سازي سر: حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7 – چسباندن پلکها: اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

8 – پاکسازي آلودگيها: در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

9 – افزايش کيفيت آرامش: تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

10 – تلقين خواسته ها: اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

11 – بيدار شدن از خواب مصنوعي: آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)

نکاتي بيشتر:

_ تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

_ مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

_ با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

_ در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

_ مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

_ مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد

آموزش خود هيپنوتيزم ساده

مقدمه:

تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است …لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .

 


مراحل يازده گانه:

1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و… همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)


نکاتي بيشتر:

> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

> با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد …

Farewell

ديدن آرامش و شادي ديگران هميشه براي من انرژي بخش است
لذا با آرزوي رها شدن همه انسانها از بندها و زنجيرهايي که در واقع خود به جسم و روح خود کشيده اند شما را به يگانه منبع بي نهايت انرژي ، ايزد بزرگ ، مي سپارم…
تا خود نخواهيد هيچ تغييري رخ نمي دهد …
اميدوارم در نهايت آرامش و اطمينان باشيد درحالي که سرشار از انرژي ، نشاط و اشتياق هستيد…

نظريه مغناطيس حيواني
دكتر آنتوان مسمر كاشف اين نظريه و پيروانش معتقدند كه، دليل خواب هيپنوز و پيدايش اين حالت در شخص، اثر نيرويي است كه از دست ها و چشم هاي هيپنوتيزور خارج مي شود. به عقيده مسمر كائنات را امواجي فرا گرفته كه اين امواج در انسان نيز به وفور يافت مي شود و اگر اين امواج از جسم انساني به جسم انساني ديگر وارد شود، مي تواند بسياري از امراض را درمان كند وي كه اين امواج را مغناطيس حيواني ناميده معتقد بود كه وجود اين امواج در همگان يكسان نيست و همه كس قادر نخواهد بود آن را مهار كرده و از آن استفاده نمايد.
نظريه چشم دوختن به نقطه نوراني
دكتر بريد، وين هولت و پيروانشان كاشف اين نظريه بودند، آنها معتقد بودند كه نگاه مستمر و يكنواخت بر شيئي نوراني، اعصاب چشم را خسته مي كند و اين عمل موجب كاهش فعاليت اعصاب مركزي مي شود و در نتيجه شخص در حالت هيپنوز قرار مي گيرد. بريد بر اين باور بود كه در حالت هيپنوز، مغز آدمي مجذوب يك فكر مي شود طوري كه ساير افكار و محركها روي آن تاثير ندارد بنابراين وقتي يك فكر تقويت شد، ساير افكار را تحت الشعاع قرار داده و موجب توقف ساير فعاليت ها خواهد شد.
نظريه تلقين
پيشگامان اين نظريه مي گويند كه هيپنوتيزم مجموعه اي از تلقين و تلقين به نفس است . تلقين القاي فكري است كه بطور ناخودآگاه از قوه به فعل در مي آيد. تلقين، ايجاد يك حالت رواني خاصي در فرد است كه اثرات تصوري را به عنوان واقعيت قبول مي كند. تلقينات ناشي از القاي افكار در افراد و تمايل دروني با اعمال حركتي كه باعث عكس العمل هاي تحريكي در افراد شود، ماهيت اين نظريه را تشكيل مي دهد.
راه هاي ايجاد تلقين مي تواند، محرك هاي يكنواخت مانند نوازش بدن و يا محرك هاي قوي مانند نور شديد و يا صداهاي ناگهاني باشد، كه روي اعصاب تاثير مي گذارند. در اين نظريه، هيپنوتيزم يك حالت تمركز شديد مغزي است، يعني در حال عادي كه مغز افكار زيادي را در خود دارد ولي در حالت تمركز هيپنوز، مغز از هيچ چيز اطلاعي ندارد مگر اينكه اطلاعات و مطالبي را در آن تلقين كنيم. در چنين حالتي (خواب هيپنوز عميق) هيپنوتيزم شونده ممكن است شديدترين دردها را نيز احساس نكند.
نظريه پاولوف در هيپنوتيزم
اين نظريه، يكي از علمي ترين نظريات در زمينه هيپنوتيزم است. براساس اين نظريه حالت خواب در سراسر نيم كره هاي مغز منتشر مي شود. اين پديده بطور ناگهاني صورت نمي گيرد و كانونهاي فعال و بيدار در مغز باقي مي مانند كه باعث ايجاد حالتي بين خواب و بيداري مي شود و همين نقاط بيدار است كه ار تباطي بين فرد و هيپنوتيزم كننده ايجاد مي كند در اين نظريه شخص هيپنوتيزم شونده مانند كسي است كه بطور طبيعي به خواب رفته ولي به دليل وجود نقاط بيدار در مغز، سخنان عامل را مي فهمد و نسبت به تحريكات و جريانات خارجي، بي توجه است.
نظريات نوين در ارتباط با هيپنوتيزم
نظريات ياد شده هر كدام بخشي از واقعيات خواب هيپنوز را بيان مي كنند و به تنهايي ماهيت آنرا نمي توانند مشخص نمايند.
با تلفيق چند روش با هم مي توان افراد را به خوابهاي عميق هيپنوز برد تا جايي كه روح از تن جدا شود.
(فرافكني)
برخي سوژه ها حتي به كمك تلفيق نظرياتي هم به خواب هيپنوز نمي روند. اما بعد از چند جلسه، مقاومت سوژه شكسته شده و حالت خواب عميق در سوژه ايجاد مي شود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 86 مشترک دیگر بپیوندید