فردوسی گوید:
كه من شهر علمم (شارسانم) علیم در است
درست این سخن گفت پیغمبر است
ناصر خسرو قبادیانی گوید:
در بود مر مدینه علم رسول را
زیرا جز او نبود سزای امانتش
گر علم بایدت به در شهر علم شو
تا بر دلت بتابد نور سعادتش
حكیم سنائی غزنوی گوید:
من سلامت خانه نوح نبی بنمایمت
تا توانی خویشتن ایمن ز هر شر داشتن
رو مدینه علم را در جوی پس در وی خرام
تا كی آخر خویش را چون حلقه بر در داشتن
چون همیدانی كه شهر علم را حیدر درست
خوب نبود غیر حیدر میر و مهتر داشتن
خضر فرخ پی دلیلی را میان بسته چو كلك
جاهلی باشد ستور لنگ و رهبر داشتن
و مولانا جلال الدین این حدیث شریف را چنین تغییر كرده است:
چون تو بابی آن مدینه علم را
چون شعاعی آفتاب حلم را
باز باش ای باب بر جویای باب
تا رسند از تو قشور اندر لباب
باز باش ای باب رحمت تا ابد
بارگاه، له كفوا احد