<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: تعبیر خواب دو خورشید در آسمان</title>
	<atom:link href="http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/</link>
	<description>سایت تخصصی حکمت و عرفان نوين- درمانگر بيماريهای روح و جسم</description>
	<lastBuildDate>Sat, 11 Feb 2012 16:33:46 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: نسترن</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-13431</link>
		<dc:creator><![CDATA[نسترن]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 May 2011 07:14:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-13431</guid>
		<description><![CDATA[امروز تو خواب دیدم که به خواهر شوهرم خواستگار اومده و همه راضی هستن ومنم در و باز میکنم ومیبینم همه میرقصن منم میرقصم بعد اونا وقتی که میرن قراره عقد و میزارن]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز تو خواب دیدم که به خواهر شوهرم خواستگار اومده و همه راضی هستن ومنم در و باز میکنم ومیبینم همه میرقصن منم میرقصم بعد اونا وقتی که میرن قراره عقد و میزارن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: yalda</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-11280</link>
		<dc:creator><![CDATA[yalda]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Jun 2010 08:05:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-11280</guid>
		<description><![CDATA[من چند روز پیش خواب دیدم که کسی به خواستگاریم امده بود وپدرم درخوابم از این ماجرا راضی بود ولی من در تعجب بودم چون پدرم با این موضوع مخالفت میکرد(البته در بیداری حتی اجازه ورود به خواستگار هم نداد)من کسه دیگه رو دوست دارم در خواب هم راضی هم نیستم. خیلی کنجکاوم بدونم تعبیر این خواب چه چون برام مهمه .ممنون]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من چند روز پیش خواب دیدم که کسی به خواستگاریم امده بود وپدرم درخوابم از این ماجرا راضی بود ولی من در تعجب بودم چون پدرم با این موضوع مخالفت میکرد(البته در بیداری حتی اجازه ورود به خواستگار هم نداد)من کسه دیگه رو دوست دارم در خواب هم راضی هم نیستم. خیلی کنجکاوم بدونم تعبیر این خواب چه چون برام مهمه .ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: مینابرای تعبیر خواب روابط نامشروع و...</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-10774</link>
		<dc:creator><![CDATA[مینابرای تعبیر خواب روابط نامشروع و...]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2010 02:59:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-10774</guid>
		<description><![CDATA[من چند شب هست خواب زیاد می بینم
یک شب خواب دیدم می گویند شوهرم دزدی کرده پرسیدم چی دزدیدی گفت قرآن بعد من داشتم می رفتم رفتم توی بیمارستان قسمت زنان و زایمان می گشتم
یک شب خواب دیدم با مرد غریبه هم بستر شدم و حتی بعد گفتم من کار اشتباهی انجام دادم چون شوهر دارم بعد لباسهام را برداشتم و رفتم بشورم رسیدم به یک چشمه زیبا که خوانوادم اونجا بودن
یک شب خواب دیدم یک زن افتاده دنبالم می خواد ازم خواستگاری کنه من به خودم می گفتم یعنی اون حلقه من رو نمی بینه من می رم توی خونه تا نتونه دیگه بیاد و بفهمه که شوهر دارم
خواهش می کنم به من بگین این تعبیر خوابها چیه ممنون میشم 
پاسخ:
علیرغم این که شرایط سایت را رعایت نکرده اید .اما چون احتمال دادم که تعبیر ما برای شما و دیگران راه گشا بوده از برخی انحرافات و مشکلات جلوگیری کند .پاسخ دادم .
در کل شما برخی مشکلات اخلافی و فرهنگی دارید که در جامعه ما متاسفانه ساری و جاری است و قبح آن هم به دلیل شیوع, کم شده یا از میان رفته است.و به نوعی ارزش فرهنگی شده است 
در خواب اول, نشان می دهند شما با شوهر خود نوعی مشکل و عدم تفاهم دارید ودر کارهایشان اورا مورد نقد وانتقاد قرار می دهید ..در عین آن که روش کار اورا درست نمی دانید تا حدی هم دردسر دار و غیر عادی می دانید .
در باب خوابهای بعدی شما در کل مشکل فرهنگی و خصلتی برخی خانمها و حتی آقایان را دارید .از جمله نیاز به جلب توجه و نگاه ونظر دیگران به خود و نیز این کار حتی اگر تاحد گناه هم برود تصور می کنید که پدیده ای عام وعادی است و با واکنش منفی دیگران حتی فامیل هم روبرو نمی شود .شاید به تعبیری :رطب خورده منع رطب کی تواند:؟/
در باره خواب آخر هم نیاز به جلب توجه و نظر دیگران وتلاش عمومی و غیر عادی برای آراستن و خودرا زیباتر و جوانتر نمودن و برای همه ..و زن ومرد ...که گفتیم در ذات حود ؛یک مشکل تربیتی و فرهنگی در جامعه ایران است .
لطف کنید و بابت چند تعبیر خوابتان  وجه را محاسبه ومبلغ را  به حساب معرفی شده بفرستید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من چند شب هست خواب زیاد می بینم<br />
یک شب خواب دیدم می گویند شوهرم دزدی کرده پرسیدم چی دزدیدی گفت قرآن بعد من داشتم می رفتم رفتم توی بیمارستان قسمت زنان و زایمان می گشتم<br />
یک شب خواب دیدم با مرد غریبه هم بستر شدم و حتی بعد گفتم من کار اشتباهی انجام دادم چون شوهر دارم بعد لباسهام را برداشتم و رفتم بشورم رسیدم به یک چشمه زیبا که خوانوادم اونجا بودن<br />
یک شب خواب دیدم یک زن افتاده دنبالم می خواد ازم خواستگاری کنه من به خودم می گفتم یعنی اون حلقه من رو نمی بینه من می رم توی خونه تا نتونه دیگه بیاد و بفهمه که شوهر دارم<br />
خواهش می کنم به من بگین این تعبیر خوابها چیه ممنون میشم<br />
پاسخ:<br />
علیرغم این که شرایط سایت را رعایت نکرده اید .اما چون احتمال دادم که تعبیر ما برای شما و دیگران راه گشا بوده از برخی انحرافات و مشکلات جلوگیری کند .پاسخ دادم .<br />
در کل شما برخی مشکلات اخلافی و فرهنگی دارید که در جامعه ما متاسفانه ساری و جاری است و قبح آن هم به دلیل شیوع, کم شده یا از میان رفته است.و به نوعی ارزش فرهنگی شده است<br />
در خواب اول, نشان می دهند شما با شوهر خود نوعی مشکل و عدم تفاهم دارید ودر کارهایشان اورا مورد نقد وانتقاد قرار می دهید ..در عین آن که روش کار اورا درست نمی دانید تا حدی هم دردسر دار و غیر عادی می دانید .<br />
در باب خوابهای بعدی شما در کل مشکل فرهنگی و خصلتی برخی خانمها و حتی آقایان را دارید .از جمله نیاز به جلب توجه و نگاه ونظر دیگران به خود و نیز این کار حتی اگر تاحد گناه هم برود تصور می کنید که پدیده ای عام وعادی است و با واکنش منفی دیگران حتی فامیل هم روبرو نمی شود .شاید به تعبیری :رطب خورده منع رطب کی تواند:؟/<br />
در باره خواب آخر هم نیاز به جلب توجه و نظر دیگران وتلاش عمومی و غیر عادی برای آراستن و خودرا زیباتر و جوانتر نمودن و برای همه ..و زن ومرد &#8230;که گفتیم در ذات حود ؛یک مشکل تربیتی و فرهنگی در جامعه ایران است .<br />
لطف کنید و بابت چند تعبیر خوابتان  وجه را محاسبه ومبلغ را  به حساب معرفی شده بفرستید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: طاهره</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-10177</link>
		<dc:creator><![CDATA[طاهره]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Feb 2010 11:54:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-10177</guid>
		<description><![CDATA[امروز صبح خواب دیدم با همسرم و خانواده ام به روستا رفته ایم.منو همسرم یه جوجه کوچولو داشتیم که ازش مراقبت می کردیم به یکباره سیل عظیمی از اتش و مذاب به روستا سرازیر شد و همسرم و 2 خواهرم در زیر مذاب ماندند من هاح و واج مونده بودم به جوجه که بغلم بود نگاه کردم به یکباره یه بچه کوچولو شد که مضطرب بود به خاطر نجات جون بچه صحنه رو ترک کردم و به منزل یکی از اقوام رفتم همه اهلی ده به خاطر این عذاب عزادار بودن من در مزرعه بودم و پدرم هم در شاید 300 متری من طوری بود که اگر صدایش می کردم نمی شنید فقط می دیدمش یهو از سر جاده ده 5 تا مرد موتور سوار که صورتشونو پوشونده بودن به سمت پدرم حرکت کردن و با اسلحه پدرم را ترور کردند من هیچ کاری نمی تونستم بکنم به شدت زجه زدم از زجه من خورشید از اسمان سقوط کرد .خواهش می کنم تعبیر این خوابرو به من بگین]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز صبح خواب دیدم با همسرم و خانواده ام به روستا رفته ایم.منو همسرم یه جوجه کوچولو داشتیم که ازش مراقبت می کردیم به یکباره سیل عظیمی از اتش و مذاب به روستا سرازیر شد و همسرم و 2 خواهرم در زیر مذاب ماندند من هاح و واج مونده بودم به جوجه که بغلم بود نگاه کردم به یکباره یه بچه کوچولو شد که مضطرب بود به خاطر نجات جون بچه صحنه رو ترک کردم و به منزل یکی از اقوام رفتم همه اهلی ده به خاطر این عذاب عزادار بودن من در مزرعه بودم و پدرم هم در شاید 300 متری من طوری بود که اگر صدایش می کردم نمی شنید فقط می دیدمش یهو از سر جاده ده 5 تا مرد موتور سوار که صورتشونو پوشونده بودن به سمت پدرم حرکت کردن و با اسلحه پدرم را ترور کردند من هیچ کاری نمی تونستم بکنم به شدت زجه زدم از زجه من خورشید از اسمان سقوط کرد .خواهش می کنم تعبیر این خوابرو به من بگین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: دیبا</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-9653</link>
		<dc:creator><![CDATA[دیبا]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 11:12:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-9653</guid>
		<description><![CDATA[سلام 
دیشب خواب ددم مادرم صاحب 4 بچه یا بعبارتی 4قلوشده که دوتا دختر و دوتا پسر بودند 
بسیار زیبا و دوستداشتنی و من برا اینکه بچه ها مورد چشم زخم قرار نگیرند مدام ایه الکرسی میخواندم و ذکر ماشا الله را تکرار میکردم
و از بچه ها نگهداری میکردم و هر چهارتای انها رادر اغوش گرفته بودم 
ضمنا مادرم هم درحال خرید پارچه  و خیاطی بود پارچه هایی به رنگ سفید و قرمز 
لطفا تعبیر خواب مرا بگویید باتشکر]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
دیشب خواب ددم مادرم صاحب 4 بچه یا بعبارتی 4قلوشده که دوتا دختر و دوتا پسر بودند<br />
بسیار زیبا و دوستداشتنی و من برا اینکه بچه ها مورد چشم زخم قرار نگیرند مدام ایه الکرسی میخواندم و ذکر ماشا الله را تکرار میکردم<br />
و از بچه ها نگهداری میکردم و هر چهارتای انها رادر اغوش گرفته بودم<br />
ضمنا مادرم هم درحال خرید پارچه  و خیاطی بود پارچه هایی به رنگ سفید و قرمز<br />
لطفا تعبیر خواب مرا بگویید باتشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: نیلوفر</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-9584</link>
		<dc:creator><![CDATA[نیلوفر]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 09:00:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-9584</guid>
		<description><![CDATA[من خواب دیدم یکی از همسایه های قبلی مان برای برادرش از من خواستگاری میکند آنها و مادرشان بسیار از من خوششان آمده بود. لطفا تعبیر کنید.
یکبار دیگر خواب دیدم که زبان گوسفند را میخورم ابتدا فکر میکردم دارم زبان خودم را میخورم و احساس کردم دارد حالم به هم میخورد اما یادم آمد این زبان گوسفند است و از خوردن آن لذت بردم.لطفا این را هم تعبیر کنید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من خواب دیدم یکی از همسایه های قبلی مان برای برادرش از من خواستگاری میکند آنها و مادرشان بسیار از من خوششان آمده بود. لطفا تعبیر کنید.<br />
یکبار دیگر خواب دیدم که زبان گوسفند را میخورم ابتدا فکر میکردم دارم زبان خودم را میخورم و احساس کردم دارد حالم به هم میخورد اما یادم آمد این زبان گوسفند است و از خوردن آن لذت بردم.لطفا این را هم تعبیر کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: مونا</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-9163</link>
		<dc:creator><![CDATA[مونا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 06:37:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-9163</guid>
		<description><![CDATA[سلام
من دیشب خواب دیدم یکی از دوستان پدرم همراه با یک مردی به خانه ی ما آمدند.آن مرد برای خواستگاری از من آمده بود.ولی حرکات او مورد پسند من نبود و من جواب منفی دادم.اگر ممکن است تعبیر خواب مرا بگویید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من دیشب خواب دیدم یکی از دوستان پدرم همراه با یک مردی به خانه ی ما آمدند.آن مرد برای خواستگاری از من آمده بود.ولی حرکات او مورد پسند من نبود و من جواب منفی دادم.اگر ممکن است تعبیر خواب مرا بگویید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: آیدا</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-9015</link>
		<dc:creator><![CDATA[آیدا]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 10:24:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-9015</guid>
		<description><![CDATA[سلام..من چند شبه که خواب های عجیب میبینم..من 20 سالمه و مجردم اما باکره نیستم..خواب دیدم م که توی یک جنگل بزرگم  4 تا فرزندپسر دارم که هر 4تا معلول بودند(جسمی)صدایی توی خواب به من گفت که برای سلاتی آنها باید دنبال چیزی بگردم و من در حالیکه کوچکترین بچه توی بغلم بود دنبال چیزی میگشتم که صدا بهم گفت اما دیگه چیزی یادم نمیاد..چند شب فبلش هم خواب دیدم اتاقم پر از هزار پا و حشرات مرده و زنده است...و دیدم که همشونو جارو کردم و اتاق رو تمیز کردم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام..من چند شبه که خواب های عجیب میبینم..من 20 سالمه و مجردم اما باکره نیستم..خواب دیدم م که توی یک جنگل بزرگم  4 تا فرزندپسر دارم که هر 4تا معلول بودند(جسمی)صدایی توی خواب به من گفت که برای سلاتی آنها باید دنبال چیزی بگردم و من در حالیکه کوچکترین بچه توی بغلم بود دنبال چیزی میگشتم که صدا بهم گفت اما دیگه چیزی یادم نمیاد..چند شب فبلش هم خواب دیدم اتاقم پر از هزار پا و حشرات مرده و زنده است&#8230;و دیدم که همشونو جارو کردم و اتاق رو تمیز کردم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: کیمیا</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-8479</link>
		<dc:creator><![CDATA[کیمیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 13:08:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-8479</guid>
		<description><![CDATA[سلام من خواب دیدم خواستگارم با همراه خوانواده اش به خواستگاری آمده است اما آن خانه ی بزرگ خانه ی ما نبود . نصفی از جمع به قصد مهمانی امده بودند و خانواده خواستگار به قصد خواستگاری . همه حرف های بی ربط میزدند و کسی در مورد خواستگاری حرفی نزد ولی مادر داماد آینده کمی با من بحث و گفتگو کرد تا اینکه من از خواب بلند شدم . تعبرش چیه؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من خواب دیدم خواستگارم با همراه خوانواده اش به خواستگاری آمده است اما آن خانه ی بزرگ خانه ی ما نبود . نصفی از جمع به قصد مهمانی امده بودند و خانواده خواستگار به قصد خواستگاری . همه حرف های بی ربط میزدند و کسی در مورد خواستگاری حرفی نزد ولی مادر داماد آینده کمی با من بحث و گفتگو کرد تا اینکه من از خواب بلند شدم . تعبرش چیه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: فاطي</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-8440</link>
		<dc:creator><![CDATA[فاطي]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 18:17:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-8440</guid>
		<description><![CDATA[ببخشيدمن كجا بايد تعبير خوابمو ببينم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ببخشيدمن كجا بايد تعبير خوابمو ببينم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: میلان</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/06/30/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comment-8433</link>
		<dc:creator><![CDATA[میلان]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 16:06:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1801#comment-8433</guid>
		<description><![CDATA[تعبیر خوابمو کجا باید ببینم؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تعبیر خوابمو کجا باید ببینم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

