چگونه می توان در میان این همه نامرادی و بی اخلاقی و نامهربانی ,مهربان بود و مهر..بان و پاسدار حریم و حدود آن؟؟؟؟چرا نامهربانیم؟؟؟

از محبت تلخها شیرین شود
وزمحبت مسها زرین شود
از محبت دردها صافی شود
وزمحبت دردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود
وزمحبت سرکه هامل می شود
از محبت سنگ روغن می شود
بی محبت موم آهن می شود
از محبت حرن شادی می شود
وزمحبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود
وزمحبت شیر موشی می شود
از محبت شقم صحت می شود
وزمحبت قهر رحمت می شود
از محبت مرده زنده می شود
وزمحبت شاه بنده می شود
برچسبها: حکمت و عرفان نوین
سپتامبر 25, 2009 در 13:14 |
با عرض سلام و ادب خدمت شما ولاگ شما بهترین است با خواندن وبلاگ شما انسان به دنیای حقیقی میرسد بسیار خوش خواهد شدم که یک به ما هم یک سر بزنی
مارس 12, 2010 در 20:48 |
تو این دو ر و زمونه ، از محبت آدما گرگ و پرتوقع و از خود راض میشن.
فکر میکنن وظیفته نمی فهمن لطف و محبتته.