حضرت سلیمان قرنها قبل نصایحی به فرزندش دارد که امروزه هم قابل توجه است, در باب اول امثال سلیمان نبی آمده است:
:ترس از خدا آغاز علم است.لیکن جاهلان حکمت وادب راخوار می شمارند…ای پسرمن اگر گناهکاران تورا فریفته کنند .نپذیر .اگر گویند همراه ما بیا تا برای قتل و خون در کمین شویم ویا برای بی گناهان بی جهت مخفی شویم و یا بگویند که می توانیم مثل کوره آتش آنهارا زنده زنده ببلعیم تا اموال نفیس آنهارا تملک کنیم وخانه های خودرا از اموال چپاول شده پر کنیم ویا بگویند قرعه خودرا با ما انداز و همه ما یک کیسه و شریک هم خواهیم بود :از آنها نپذیر.ای پسرمن با ایشان همراه نشو .و پای خودرا از طریق ایشان باز دار.زیرا پای ایشان به سوی شرارت می دود.و برای ریختن خون می شتابد.وقطعا گستردن این دامها بد است.زیرا آنان برای جان خود پنهان می شوند و به جهت خون دیگری کمین می کنند .همچنین است راهها و کارهای هر کس که طماع سودباشد.واین کار جان طماع را در خطر می اندازد.حکمت در بیرون ندا می دهد و در شوارع عام به آواز بلند می گوید:,که ای جاهلان تا به کی جهالتتان را می پرستید؟تا به تمسخر کنندگان از کار خود شادمانند؟و ابلهان از دانش و معرفت نفرت دارند؟پس به سبب عتاب من باز گشت نمایید.اینک روح خودرا برشماافاضه خواهم نمود و کلمات خودرا برشما اعلام خواهم نمود اما چون شما را به آنها بخوانم ابا نمایید.دستهای خودرابرای کمک به شما گشودم,اما باز اعتنا نکردید.حتی تمام نصایح مرا ترک نموده و تذکرمرا نپذیرفتید .پس من نیز در حین مصیبت برشما خواهم خندید.و آن زمان که ترس ها برشما مستولی شود نیشخند خواهم زد.زمانی فرا می رسد که توفان و تندباد بسیار ترسناکی برشما عارض شود و مصایب مانند گرباد دور شما را بگیرد :و سختی ها شمارا احاطه نماید ,آنگاه است که هر چه مرا فرا بخوانید.اجابت نخواهم کرد.حتی در صبحگاهان هم مرا نمی یابید. چون شما معرفت را مکروه داشتید.و ترس از خداوند را نپنسیدید.و تمام تذکرات مرا نادیده گرفتید.بنابراین هر کس میوه و حاصل کار خودرا دریافت می کند.و ارتدادجاهلان ایشان را خواهد کشت.اما هر که سخن مرا بشنود در امنیت ساکن خواهد شد و از ترس وبلا به دور خواهد ماند.
ازکتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید چاپ 1930لندن ص 945کتاب سلیمان نبی