<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: نظریه تقلیدی دکتر سروش درباره منشا قرآن</title>
	<atom:link href="http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/</link>
	<description>سایت تخصصی حکمت و عرفان نوين- درمانگر بيماريهای روح و جسم</description>
	<lastBuildDate>Sat, 26 May 2012 19:44:00 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: meysam</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-14936</link>
		<dc:creator><![CDATA[meysam]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 12:52:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-14936</guid>
		<description><![CDATA[میثم از تبریز
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۰۹-۳۰ ۲۱:۴۵:۳۲
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست/ سخن شناس نیی جان من خطا این جاست.
بلی نظر دکتر سروش درست است که اگر پیامبر نبود قر آن هم نبود وقرآن میوه ی شجره ی طیبه ی رسول الله است و عسل شیرین آن وجود مستفیض از فیض ربانی است.واگر استعداد بی نظیر آن یگانه نبود کی جبرئیل بر آن روان پاک نازل می شد.اگر فرود گاه نباشد فرودی هم اتفاق نخواهد افتاد .واین معنی آن سخن نغز پر مغزاست که جبرئیل را هم پیامبر نازل می کرد.اگر پیامبرخود کامل به کمال الهی نبود چگونه می توانست این ناقص از آن کامل حکایت کند؟ و اگرعلم پیامبر نبود چگونه ممکن بود این فاقد علم بر آن واجد علم مصدق باشد؟ کثیری از آیات قرآن حوادث و وقایع ، رسوم وآداب وعادات اعراب را توضیح می دهد که این یعنی موضوعیت داشتن محمد صلی الله علیه و آله (که بشر بود) در دریافت وتلقی وحی. بسب این که بشر بودن موضوعی است که در مجموعه اقتضائات زندگی این جهانی تعریف شده است و محدود به حدود زمانی( 23 سال) و مکانی ( شبه جزیره ی عر بستان )است .اما این موضوعیت آن ذات پاک ،که طاهر به طهارت قدوسی بود هیچ بر زلالی و صفای آیات قرآن ضرر نرساند.
پیامبرکه به یک مشاهده ی غیبیه وبه یک اتصال روحی به علم حق بر حقایق اشیاءاطلاع پیدا می کند وچشم حقیقت یاب عقلش و قلبش و تمام وجودش که به حقیقت او حقانی شده است حقیقتی بغیرازاو در هستی نمی یابد در مقام شهادت و تصدیق و تسلیم حقیقت ثابت لا یتغیّر ازلیه ی ابدیه ی لا اله الله را اظهار می کند ودر مقام نبوت ورسالت که مقام تعلیم وتکمیل بندگان ورهاندن آنان از ظلمات بسوی نور است همگان را به این سر الاسرار عالم وجود آگاهی می دهدو دعوت می کند.بلی او بشر بود اما کیف بشر؟آیا کسی که می داند با کسی که نمی داند برابر است ؟آیا کسی که به عروج رحمانی مدارج قرب را درنوردیده ومَثل اعلای حق شده و بر صراط مستقیم است با کسی که در هلاکت گاه تصدیقُ تکذیب بغیر علم گرفتار است برابر است. آیا کسی که اراده اش و رضایتش در اراده ورضای حق فانی شده است و بتبع آن قولش و فعلش قول و فعل حق شده است با کسی که دستگاه فکرت او مریض و معیوب است واندیشه ی اوبر محورخود پرستی می اندیشد وآلوده ی به ویروس انانیت است و بمس شیطان دیوانه شده است و بر دور کعبه ی نفس و هوی طواف می کند برابر است؟ قال الله تعالی وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی.رمیت و ما رمیت!؟تامّل. (568761) (moderator22)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میثم از تبریز<br />
Iran, Islamic Republic of<br />
۱۳۹۰-۰۹-۳۰ ۲۱:۴۵:۳۲<br />
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست/ سخن شناس نیی جان من خطا این جاست.<br />
بلی نظر دکتر سروش درست است که اگر پیامبر نبود قر آن هم نبود وقرآن میوه ی شجره ی طیبه ی رسول الله است و عسل شیرین آن وجود مستفیض از فیض ربانی است.واگر استعداد بی نظیر آن یگانه نبود کی جبرئیل بر آن روان پاک نازل می شد.اگر فرود گاه نباشد فرودی هم اتفاق نخواهد افتاد .واین معنی آن سخن نغز پر مغزاست که جبرئیل را هم پیامبر نازل می کرد.اگر پیامبرخود کامل به کمال الهی نبود چگونه می توانست این ناقص از آن کامل حکایت کند؟ و اگرعلم پیامبر نبود چگونه ممکن بود این فاقد علم بر آن واجد علم مصدق باشد؟ کثیری از آیات قرآن حوادث و وقایع ، رسوم وآداب وعادات اعراب را توضیح می دهد که این یعنی موضوعیت داشتن محمد صلی الله علیه و آله (که بشر بود) در دریافت وتلقی وحی. بسب این که بشر بودن موضوعی است که در مجموعه اقتضائات زندگی این جهانی تعریف شده است و محدود به حدود زمانی( 23 سال) و مکانی ( شبه جزیره ی عر بستان )است .اما این موضوعیت آن ذات پاک ،که طاهر به طهارت قدوسی بود هیچ بر زلالی و صفای آیات قرآن ضرر نرساند.<br />
پیامبرکه به یک مشاهده ی غیبیه وبه یک اتصال روحی به علم حق بر حقایق اشیاءاطلاع پیدا می کند وچشم حقیقت یاب عقلش و قلبش و تمام وجودش که به حقیقت او حقانی شده است حقیقتی بغیرازاو در هستی نمی یابد در مقام شهادت و تصدیق و تسلیم حقیقت ثابت لا یتغیّر ازلیه ی ابدیه ی لا اله الله را اظهار می کند ودر مقام نبوت ورسالت که مقام تعلیم وتکمیل بندگان ورهاندن آنان از ظلمات بسوی نور است همگان را به این سر الاسرار عالم وجود آگاهی می دهدو دعوت می کند.بلی او بشر بود اما کیف بشر؟آیا کسی که می داند با کسی که نمی داند برابر است ؟آیا کسی که به عروج رحمانی مدارج قرب را درنوردیده ومَثل اعلای حق شده و بر صراط مستقیم است با کسی که در هلاکت گاه تصدیقُ تکذیب بغیر علم گرفتار است برابر است. آیا کسی که اراده اش و رضایتش در اراده ورضای حق فانی شده است و بتبع آن قولش و فعلش قول و فعل حق شده است با کسی که دستگاه فکرت او مریض و معیوب است واندیشه ی اوبر محورخود پرستی می اندیشد وآلوده ی به ویروس انانیت است و بمس شیطان دیوانه شده است و بر دور کعبه ی نفس و هوی طواف می کند برابر است؟ قال الله تعالی وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی.رمیت و ما رمیت!؟تامّل. (568761) (moderator22)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: ali</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-13795</link>
		<dc:creator><![CDATA[ali]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Jul 2011 21:05:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-13795</guid>
		<description><![CDATA[با سلام
هیچکس رو نمیخواهم متهم کنم ولی قصد دارم موضوع تکراری را باز تکرار کنم.
دکتر سروش می گوید که محمد بر اساس دانشش صحبت کرده اما محمد از چه منبع و دانش آن روز فهمیده بود که خورشید در زمان معین به قرار گاه خویش در حرکت است و یا چگونه فهمیده بود که دنیا از روز اول به هم پیچیده بوده و بسط پیدا کرده و دوباره به هم خواهد پیچید.
و یا چگونه میدانسته که در زیر دریاها تاریکی مطلق میباشد. و چطور از ستاره ثقب نام میبرد که امروزه آنرا کشف کرده ایم و چگونه و با چه علمی فهمیده است که اتمسفر زمین محافظت شده و یا آسمانها با ستونهای نامرئی ایستاده است و ..............
اما دکتر سروش موضوعی رو مطرح کرده که علما میبایست جواب آنرا بدهند که چرا محمد  در روایات از برف سخن نگفته و در قرآن تنبیهاتی از آنچه آن روزگار جهت تنبیه استفاده میشده بکار برده . زیرا میدانیم به عنوان مثال چشم در مقابل چشم (قصاص)یکی از قوانین قبایل جاهلیت بوده . هر چند من این را قبول دارم و حتی اگر در فیلمهای کشورهایی که قصاص را قبول ندارند به طور دقیق انتقام و به طور تلویحی قصاص را به تصویر میکشند اما به طور مستقیم و براساس منافعشان با آن مخالفت می کنند.
اما نباید فراموش کنیم که تنبیهات قران میبایست با رشد ذهن و روح انسان تغییر یابد یعنی تنبیهاتی مانند شلاق و سنگسار رقیق تر شده و یا از بین بروند و تنبیهاتی مثل زندان و اعدام غلیظ تر شده و یا شدیدتر شود.
در پایان قرآن میباست یکبار دیگر بدون ترس از حکومت و به دور از جریانهای سیاسی برای این زمان تفسیر و تاویل گردد.
با تشکر]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
هیچکس رو نمیخواهم متهم کنم ولی قصد دارم موضوع تکراری را باز تکرار کنم.<br />
دکتر سروش می گوید که محمد بر اساس دانشش صحبت کرده اما محمد از چه منبع و دانش آن روز فهمیده بود که خورشید در زمان معین به قرار گاه خویش در حرکت است و یا چگونه فهمیده بود که دنیا از روز اول به هم پیچیده بوده و بسط پیدا کرده و دوباره به هم خواهد پیچید.<br />
و یا چگونه میدانسته که در زیر دریاها تاریکی مطلق میباشد. و چطور از ستاره ثقب نام میبرد که امروزه آنرا کشف کرده ایم و چگونه و با چه علمی فهمیده است که اتمسفر زمین محافظت شده و یا آسمانها با ستونهای نامرئی ایستاده است و &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
اما دکتر سروش موضوعی رو مطرح کرده که علما میبایست جواب آنرا بدهند که چرا محمد  در روایات از برف سخن نگفته و در قرآن تنبیهاتی از آنچه آن روزگار جهت تنبیه استفاده میشده بکار برده . زیرا میدانیم به عنوان مثال چشم در مقابل چشم (قصاص)یکی از قوانین قبایل جاهلیت بوده . هر چند من این را قبول دارم و حتی اگر در فیلمهای کشورهایی که قصاص را قبول ندارند به طور دقیق انتقام و به طور تلویحی قصاص را به تصویر میکشند اما به طور مستقیم و براساس منافعشان با آن مخالفت می کنند.<br />
اما نباید فراموش کنیم که تنبیهات قران میبایست با رشد ذهن و روح انسان تغییر یابد یعنی تنبیهاتی مانند شلاق و سنگسار رقیق تر شده و یا از بین بروند و تنبیهاتی مثل زندان و اعدام غلیظ تر شده و یا شدیدتر شود.<br />
در پایان قرآن میباست یکبار دیگر بدون ترس از حکومت و به دور از جریانهای سیاسی برای این زمان تفسیر و تاویل گردد.<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: حبیب</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-12147</link>
		<dc:creator><![CDATA[حبیب]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 23:15:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-12147</guid>
		<description><![CDATA[با سلام به استاد عزیز:من سروش را دوست دارم بخاطر نو اوریهایش از اسلام و دین تمام مطالبی را که قبلا قلمی شده بود رونوشتی از مصاحبه سروش بود و این نشان داد شما هم به تمام اثار و مصاحبه های او توجه نکردید من سروش را دوست دارم چرا که مثل جنابعالی برخوردی این چنین ندارد که جنابعالی میفرمائید: مرتبه بزرگان 14 گانه كه در بلندترين رفرفهاي بهشت الهي اند ونيز با حفظ اصالت كل مفاهيم توحيدي در آيات من دون الله… جسارتا اینها را چگونه فهمیدید ویا انجا که میفرمائید:آيا اصلا در عمل ؛و در جهان ماده؛ براي اولياء الهي مسندي يا دكان وبارگاه و تخته پوست و ..اي …هست؟كه كسي متعرض و مزاحم  دكان و...او شود ؟آيا جايز و شايسته نيست كه اگر افراد عادي قادر به چنين كاريند همان  بهتر كه آنان را پايين بكشند ؟كه مي كشند ..شما ظاهرا عالم معنا وماده را و دوجهان را بريك نهج وروال متصوريد ؟اصلا اوليارا كي مي شناسد ؟راستش بوی دیکتاتوری دینی از فرمایشات شما به مشام میرسد ایا شناخت شما از اولیا الهی بیش از یک شناخت تاریخی است؟و ذهنی و تخیلی؟فدات بشم
پاسخ:ظاهرا باز عجله كرديد .جملات بالا كاملا روشن است .اوليا و دوستان خدا قدرت مادي ندارند.
 برخلاف هميشه  ومرسومتان اين بار اگر صداقتي هست وعدم عنادي ؛مشخصات واقعي و آدرس درست بدهيد تا مسائل  روشن فوق را برايتان روشنتر نماييم ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به استاد عزیز:من سروش را دوست دارم بخاطر نو اوریهایش از اسلام و دین تمام مطالبی را که قبلا قلمی شده بود رونوشتی از مصاحبه سروش بود و این نشان داد شما هم به تمام اثار و مصاحبه های او توجه نکردید من سروش را دوست دارم چرا که مثل جنابعالی برخوردی این چنین ندارد که جنابعالی میفرمائید: مرتبه بزرگان 14 گانه كه در بلندترين رفرفهاي بهشت الهي اند ونيز با حفظ اصالت كل مفاهيم توحيدي در آيات من دون الله… جسارتا اینها را چگونه فهمیدید ویا انجا که میفرمائید:آيا اصلا در عمل ؛و در جهان ماده؛ براي اولياء الهي مسندي يا دكان وبارگاه و تخته پوست و ..اي …هست؟كه كسي متعرض و مزاحم  دكان و&#8230;او شود ؟آيا جايز و شايسته نيست كه اگر افراد عادي قادر به چنين كاريند همان  بهتر كه آنان را پايين بكشند ؟كه مي كشند ..شما ظاهرا عالم معنا وماده را و دوجهان را بريك نهج وروال متصوريد ؟اصلا اوليارا كي مي شناسد ؟راستش بوی دیکتاتوری دینی از فرمایشات شما به مشام میرسد ایا شناخت شما از اولیا الهی بیش از یک شناخت تاریخی است؟و ذهنی و تخیلی؟فدات بشم<br />
پاسخ:ظاهرا باز عجله كرديد .جملات بالا كاملا روشن است .اوليا و دوستان خدا قدرت مادي ندارند.<br />
 برخلاف هميشه  ومرسومتان اين بار اگر صداقتي هست وعدم عنادي ؛مشخصات واقعي و آدرس درست بدهيد تا مسائل  روشن فوق را برايتان روشنتر نماييم </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: حبیب</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-11945</link>
		<dc:creator><![CDATA[حبیب]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Aug 2010 21:05:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-11945</guid>
		<description><![CDATA[با سلام:بسیار بسیارتا متاسفم از اینکه این چنین متشرعانه بر متفکری میشورید که بگفته خودتان نظریاتش تقلیدی است یعنی قبلا شنیده اید .پس چرا شکیبائی خود را از دست میدهید.سروش هرگز نگفته این کتاب عزیز از طرف خدا نیامده و هیچ چیز نوی ندارد و حاصل تفکر پیغمبر است .در مقابل چنین سئوالی سروش به خبرنگاری میگوید:شاید مزاح کرده اند یا خدای نکرده اغراض سیاسی و شخصی داشته اند.
انشاء الله حسن نظر و غفلت از معنا داشته اند و گرنه کسی که با ولایت کلیه الهیه آشناست و قرب اولیاء خدا با خدا را می داند و از تجربه اتحادی آنان با خبر است چنین منکرانه سخن نمی گوید. اولیا خدا چنان به خدا نزدیک و در او فانی اند که کلامشان عین کلام خدا و امر و نهی شان و حب و بغضشان عین امر و نهی و حب و بغض الهی است. پیامبر عزیز اسلام بشر بود و خود به بشریت خود مقر و معترف بود (قل سبحان ربی هل کنت الا بشرا رسولا؟)، اما در عین حال این بشر چنان رنگ و وصف الهی گرفته بود، و واسطه ها (حتی جبرئیل) چنان از میان او و خدا برخاسته بودند که هر چه می گفت هم کلام انسانی او بود هم کلام وحیانی خدا. و این دو از هم جدا نبود.در نظر عارفان، جبرئیل به خداوند از محمد (ص) نزدیکتر نیست، بل جبرئیل است که تابع پیامبر است. مگر در داستان معراج نیامده است که جبرئیل از همراهی با پیامبر بازماند و از سوختن بال و پرش هراسید؟ معنی این حکایت چیست؟این که بگوئیم قرآن کلام محمد(ص) است، درست مانند این است که بگوئیم قرآن معجزه محمد (ص) است. هر دو به یک اندازه به محمد(ص) و به خدا انتساب دارند. و تاکید بر یکی به معنی نفی دیگری نیست. هر چه در عالم رخ می دهد به علم و اذن و اراده باری است. یک موحد در این شکی ندارد. با این حال همه می گوئیم آلبالو، میوه درخت آلبالو است، آیا باید بگوئیم خدا میوه آلبالو می دهد تا موحد باشیم؟ این اشعریت کهن را جامه تقدس نوین نپوشانیم. و سخن بقاعده بگوئیم و معنی سخنان دقیق و راز آلود را نیز نیکو دریابیم. قرآن میوه شجره طیبه شخصیت محمد (ص) بود که باذن خدا ثمر بخشی می کرد(توتی اکلها کل حین باذن ربها) و این عین نزول وحی و تصرف الهی است.

توصیه من به منصفان (با مغرضان نمی دانم چه بگویم) همان توصیه مولاناست که سوء ظن نسبت به اولیاء خدا را فروگذارند و اولیاء حق را از حق جدا نشمارند و آن عزیزان و محبوبان درگاه حق را از مسند رفیع قرب و ولایت پایین نیاورند:

در هر حال خدا انشالله به همه انصاف عنایت بفرماید
&lt;strong&gt;پاسخ&lt;/strong&gt; :البته از آن ماجرا زمانها وداستانها گذشته و شما بايد در زمان خود مي فرموديد.اما انصاف و حوصله كنيد همان اصل مصاحبه اوليه را كه در متن هست بي كم و كاست نه احساسات بعدي پراكنده در سياست و هواداري و هواخواهي.. جوابتان مويد اين است كه  هم ظاهرا جوابيه را كامل نخوانده واحساسي حكم روا فرموده ايد . و هم پاسختان غير مستند و بدون توجه به نظريه اقاي سروش و پاسخ ما بوده است .اين بيانات شما در فوق آيا در مصاحبه با راديو..با ايشان هم هست ؟يا فقط نظر فاضلانه و شخصي جنابعالي ؟
ما اساسا به اين نكته شما فرموده تعرض نداشتيم ؛داشتيم در كجا؟شما منصفيد؟حكما :آري ؛  همان اولين مصاحبه ايشان را در نظر گرفتيم و پاسخ به تمامي نيز از منظر خبرخواهي بود .
كسي دانش ايشان را رد نمي كند يا مرتبه بزرگان 14 گانه كه در بلندترين  رفرفهاي بهشت الهي اند ونيز با حفظ اصالت كل مفاهيم توحيدي در  آيات من دون الله... اما سخن ايشان كه&lt;strong&gt; مورد نقد ما ونه كينجويي&lt;/strong&gt; ما بود در اصطلاح  از حس شعر فردي به كار برده  ايشان بوده نه از اتصال به معرفت الهي مورد نظرتان ولو باپذيرش جبري درك و ضعف در ظرف فهم فردي و عصري .
از مولانا هم جمله اي بيان كرديد :آيا اصلا در عمل ؛و در جهان ماده؛ براي  اولياء الهي مسندي يا دكان وبارگاه و تخته پوست و ..اي ...هست؟كه كسي متعرض و مزاحم شود ؟آيا جايز و شايسته  نيست اگر افراد قادر به چنين كاريند همان  كه آنان را  پايين بكشند ؟كه مي كشند ..شما ظاهرا عالم معنا وماده را و دوجهان را بريك نهج وروال متصوريد ؟اصلا اوليارا كي مي شناسد ؟
دقت در كل و اجزاءهم نكرديد  ؟.ما گفته ايم مثل اين كه :اين نظرقلبي شان نبوده و ...
وآمين براي دعايتان اما اولينش براي طرفداران افراطي در هر جا  يابعد هم براي  معاندين افراطي ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام:بسیار بسیارتا متاسفم از اینکه این چنین متشرعانه بر متفکری میشورید که بگفته خودتان نظریاتش تقلیدی است یعنی قبلا شنیده اید .پس چرا شکیبائی خود را از دست میدهید.سروش هرگز نگفته این کتاب عزیز از طرف خدا نیامده و هیچ چیز نوی ندارد و حاصل تفکر پیغمبر است .در مقابل چنین سئوالی سروش به خبرنگاری میگوید:شاید مزاح کرده اند یا خدای نکرده اغراض سیاسی و شخصی داشته اند.<br />
انشاء الله حسن نظر و غفلت از معنا داشته اند و گرنه کسی که با ولایت کلیه الهیه آشناست و قرب اولیاء خدا با خدا را می داند و از تجربه اتحادی آنان با خبر است چنین منکرانه سخن نمی گوید. اولیا خدا چنان به خدا نزدیک و در او فانی اند که کلامشان عین کلام خدا و امر و نهی شان و حب و بغضشان عین امر و نهی و حب و بغض الهی است. پیامبر عزیز اسلام بشر بود و خود به بشریت خود مقر و معترف بود (قل سبحان ربی هل کنت الا بشرا رسولا؟)، اما در عین حال این بشر چنان رنگ و وصف الهی گرفته بود، و واسطه ها (حتی جبرئیل) چنان از میان او و خدا برخاسته بودند که هر چه می گفت هم کلام انسانی او بود هم کلام وحیانی خدا. و این دو از هم جدا نبود.در نظر عارفان، جبرئیل به خداوند از محمد (ص) نزدیکتر نیست، بل جبرئیل است که تابع پیامبر است. مگر در داستان معراج نیامده است که جبرئیل از همراهی با پیامبر بازماند و از سوختن بال و پرش هراسید؟ معنی این حکایت چیست؟این که بگوئیم قرآن کلام محمد(ص) است، درست مانند این است که بگوئیم قرآن معجزه محمد (ص) است. هر دو به یک اندازه به محمد(ص) و به خدا انتساب دارند. و تاکید بر یکی به معنی نفی دیگری نیست. هر چه در عالم رخ می دهد به علم و اذن و اراده باری است. یک موحد در این شکی ندارد. با این حال همه می گوئیم آلبالو، میوه درخت آلبالو است، آیا باید بگوئیم خدا میوه آلبالو می دهد تا موحد باشیم؟ این اشعریت کهن را جامه تقدس نوین نپوشانیم. و سخن بقاعده بگوئیم و معنی سخنان دقیق و راز آلود را نیز نیکو دریابیم. قرآن میوه شجره طیبه شخصیت محمد (ص) بود که باذن خدا ثمر بخشی می کرد(توتی اکلها کل حین باذن ربها) و این عین نزول وحی و تصرف الهی است.</p>
<p>توصیه من به منصفان (با مغرضان نمی دانم چه بگویم) همان توصیه مولاناست که سوء ظن نسبت به اولیاء خدا را فروگذارند و اولیاء حق را از حق جدا نشمارند و آن عزیزان و محبوبان درگاه حق را از مسند رفیع قرب و ولایت پایین نیاورند:</p>
<p>در هر حال خدا انشالله به همه انصاف عنایت بفرماید<br />
<strong>پاسخ</strong> :البته از آن ماجرا زمانها وداستانها گذشته و شما بايد در زمان خود مي فرموديد.اما انصاف و حوصله كنيد همان اصل مصاحبه اوليه را كه در متن هست بي كم و كاست نه احساسات بعدي پراكنده در سياست و هواداري و هواخواهي.. جوابتان مويد اين است كه  هم ظاهرا جوابيه را كامل نخوانده واحساسي حكم روا فرموده ايد . و هم پاسختان غير مستند و بدون توجه به نظريه اقاي سروش و پاسخ ما بوده است .اين بيانات شما در فوق آيا در مصاحبه با راديو..با ايشان هم هست ؟يا فقط نظر فاضلانه و شخصي جنابعالي ؟<br />
ما اساسا به اين نكته شما فرموده تعرض نداشتيم ؛داشتيم در كجا؟شما منصفيد؟حكما :آري ؛  همان اولين مصاحبه ايشان را در نظر گرفتيم و پاسخ به تمامي نيز از منظر خبرخواهي بود .<br />
كسي دانش ايشان را رد نمي كند يا مرتبه بزرگان 14 گانه كه در بلندترين  رفرفهاي بهشت الهي اند ونيز با حفظ اصالت كل مفاهيم توحيدي در  آيات من دون الله&#8230; اما سخن ايشان كه<strong> مورد نقد ما ونه كينجويي</strong> ما بود در اصطلاح  از حس شعر فردي به كار برده  ايشان بوده نه از اتصال به معرفت الهي مورد نظرتان ولو باپذيرش جبري درك و ضعف در ظرف فهم فردي و عصري .<br />
از مولانا هم جمله اي بيان كرديد :آيا اصلا در عمل ؛و در جهان ماده؛ براي  اولياء الهي مسندي يا دكان وبارگاه و تخته پوست و ..اي &#8230;هست؟كه كسي متعرض و مزاحم شود ؟آيا جايز و شايسته  نيست اگر افراد قادر به چنين كاريند همان  كه آنان را  پايين بكشند ؟كه مي كشند ..شما ظاهرا عالم معنا وماده را و دوجهان را بريك نهج وروال متصوريد ؟اصلا اوليارا كي مي شناسد ؟<br />
دقت در كل و اجزاءهم نكرديد  ؟.ما گفته ايم مثل اين كه :اين نظرقلبي شان نبوده و &#8230;<br />
وآمين براي دعايتان اما اولينش براي طرفداران افراطي در هر جا  يابعد هم براي  معاندين افراطي </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: امير</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-8511</link>
		<dc:creator><![CDATA[امير]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 22:12:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-8511</guid>
		<description><![CDATA[سلام
در مورد بيسوادي پيامبر شبهاتي است ايشان چگونه ميتوانسته هم بيسواد باشد هم كارهاي تجاري وحساب وكتاب خديجه را در سفرهاي تجاري ايشان به نحو احسن انجام دهد تا حدي كه مورد توجه خديجه قرار ميگيرد تا آن زمان كه به پيامبري مبعوث نشده بودند تا از علم لدني استفاده كنند به همين دليل ودلايل ديگر كه محققان به آن رسيدهاند پيامبر بي سواد نبوده كه دليلي باشد بر اينكه يك شبه تمامي قران را فرا گرفته باشندومعجزه باشد
پاسخ:1-هنوز هم بسیاری از صاحبان حرف و تجار بزرگ حتی در جهان صنعتی کم سواد یا بیسوادند .بخوانید سرگذشت بزرگان صنعت در آسیا یا آمریکا را
2-جواب یا اشکال شما با تاریخ و سیره ها و حتی قران نمی خواند ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
در مورد بيسوادي پيامبر شبهاتي است ايشان چگونه ميتوانسته هم بيسواد باشد هم كارهاي تجاري وحساب وكتاب خديجه را در سفرهاي تجاري ايشان به نحو احسن انجام دهد تا حدي كه مورد توجه خديجه قرار ميگيرد تا آن زمان كه به پيامبري مبعوث نشده بودند تا از علم لدني استفاده كنند به همين دليل ودلايل ديگر كه محققان به آن رسيدهاند پيامبر بي سواد نبوده كه دليلي باشد بر اينكه يك شبه تمامي قران را فرا گرفته باشندومعجزه باشد<br />
پاسخ:1-هنوز هم بسیاری از صاحبان حرف و تجار بزرگ حتی در جهان صنعتی کم سواد یا بیسوادند .بخوانید سرگذشت بزرگان صنعت در آسیا یا آمریکا را<br />
2-جواب یا اشکال شما با تاریخ و سیره ها و حتی قران نمی خواند </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: امین</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-8389</link>
		<dc:creator><![CDATA[امین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 01:25:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-8389</guid>
		<description><![CDATA[سلام خدمت همگی من که سروش را مانند 99% مردم کافری که چون شعر بلد است وحافظه خوبی دارد  دست به غضنفرگری درون دین زده است ونقش اپوزوسیون مخالفت برای شهرت وکانون توجه بودن را بازی می کند می شناسم و سوال من این است چرا سروش از مناظره می ترسد وجرات مناظره ندارد
پاسخ:اتهام کافر زدن رویه شما را در هرسوروشن می کند ؟
مقایسه کنید خودتان را با ایشان در بیان نظر مخالف در جامعه   
همان طور که شما غالبا از بیان صریح نظر خود ابا و اکراه دارید ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدمت همگی من که سروش را مانند 99% مردم کافری که چون شعر بلد است وحافظه خوبی دارد  دست به غضنفرگری درون دین زده است ونقش اپوزوسیون مخالفت برای شهرت وکانون توجه بودن را بازی می کند می شناسم و سوال من این است چرا سروش از مناظره می ترسد وجرات مناظره ندارد<br />
پاسخ:اتهام کافر زدن رویه شما را در هرسوروشن می کند ؟<br />
مقایسه کنید خودتان را با ایشان در بیان نظر مخالف در جامعه<br />
همان طور که شما غالبا از بیان صریح نظر خود ابا و اکراه دارید </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: محمد</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-7535</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 19:28:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-7535</guid>
		<description><![CDATA[این کسی که با نام   نظر گذاشته و گفته که چرا سروش مناظره با آقای!!! مصباح رو رد کرده ، در گمراهی سروش هیچ شکی نیست اما مصباح یزدی کافر ملعون کیه که بخواد جواب یه مخالف  رو بده.      دوره دوره ی دجالاست...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این کسی که با نام   نظر گذاشته و گفته که چرا سروش مناظره با آقای!!! مصباح رو رد کرده ، در گمراهی سروش هیچ شکی نیست اما مصباح یزدی کافر ملعون کیه که بخواد جواب یه مخالف  رو بده.      دوره دوره ی دجالاست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: محمد</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-7449</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2009 00:22:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-7449</guid>
		<description><![CDATA[با سلام خسته نباشید
سوالی داشتم:
ابولحسن اشعری از اولیاء بوده است؟
                                                            با تشکر]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خسته نباشید<br />
سوالی داشتم:<br />
ابولحسن اشعری از اولیاء بوده است؟<br />
                                                            با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: محمد</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-6929</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 09:32:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-6929</guid>
		<description><![CDATA[با تشکر از توضیحات شما من در مورد حرفهای سروش و جنابعالی  صاحب نظر نیستم ولی این  اعتقاد را دارم  که خداوند پس از افرینش انسانها  انسان را به حال خود رها نکرده است و از طریق رسولان به هدایت انها پرداخته است یعنی پیامبر فردی انتخابی از جانب خداوند میباشد ولی ممکن است این حرف سروش که وحی بصورت کلمه بکلمه نبوده  و بصورت وحی بوده درست باشد با این همه از ارزش قران چیزی کاسته نمیشود]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با تشکر از توضیحات شما من در مورد حرفهای سروش و جنابعالی  صاحب نظر نیستم ولی این  اعتقاد را دارم  که خداوند پس از افرینش انسانها  انسان را به حال خود رها نکرده است و از طریق رسولان به هدایت انها پرداخته است یعنی پیامبر فردی انتخابی از جانب خداوند میباشد ولی ممکن است این حرف سروش که وحی بصورت کلمه بکلمه نبوده  و بصورت وحی بوده درست باشد با این همه از ارزش قران چیزی کاسته نمیشود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: saed</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-6738</link>
		<dc:creator><![CDATA[saed]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 14:03:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-6738</guid>
		<description><![CDATA[با سلام
این مطلب متعلق به دکتر سروش نیست . فکر میکنم شماها مامور اطلاعات هستید .
اگر میخواهید دکتر سروش را بکشید . نیازی به این دروغها نیست .
این مطالب فقط از مغز یک انسان سیاسی کار طراوش میکند نه سروش

&lt;strong&gt;پاسخ:&lt;/strong&gt;ساعت خواب .شما هم بپاييد سازمانهاي مخصوص نوادر كال...شما را نربايند ....حتما و حتما هم از ترشيجات دوري كنيد 

]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
این مطلب متعلق به دکتر سروش نیست . فکر میکنم شماها مامور اطلاعات هستید .<br />
اگر میخواهید دکتر سروش را بکشید . نیازی به این دروغها نیست .<br />
این مطالب فقط از مغز یک انسان سیاسی کار طراوش میکند نه سروش</p>
<p><strong>پاسخ:</strong>ساعت خواب .شما هم بپاييد سازمانهاي مخصوص نوادر كال&#8230;شما را نربايند &#8230;.حتما و حتما هم از ترشيجات دوري كنيد </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: ذبیح الله</title>
		<link>http://pishgo1.com/2008/05/13/sorosh-2/#comment-6228</link>
		<dc:creator><![CDATA[ذبیح الله]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Feb 2009 22:02:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/?p=1311#comment-6228</guid>
		<description><![CDATA[در این میان من که یک گارگرم و بیشتر دنبال نان شب خانواده ام هستم عاقبتم چه خواهد شد . 
ای کاش که ادم نبودم
خوشا بحال درخت و پرنده  
خدایا همین بس که میدانم هستی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در این میان من که یک گارگرم و بیشتر دنبال نان شب خانواده ام هستم عاقبتم چه خواهد شد .<br />
ای کاش که ادم نبودم<br />
خوشا بحال درخت و پرنده<br />
خدایا همین بس که میدانم هستی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

