وام گیری واژه‌های فرانسوی و فارسی از هم

بدست

واژه‌های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و بصورت هایی درآمده‌اند، به فراوان یافت می‌شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمدهٔ روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده‌است. این کلمات و معادل فرانسوی آن از ویکی‌پدیای فرانسوی در زیر فهرست شده‌اند:از میان واژه‌های فرانسوی که در زبان فارسی رایج است، می‌توان به اتوبوس، مینی‌بوس، مغازه، رفوزه، آسانسور، نمره، ژاندارمری، آژان، آژانس، اکیپ، ایده، کنفرانس، کنگره، تیره (خط تیره)، تابلو، کنکور، کوران، ویرگول، تلویزیون، تئاتر، توالت، مرسی (تشکر)، لابراتوار، دکوراسیون، مبل، مبلمان، مانتو، ژاکت و راندمان – اشاره کرده.اصطلاحات پزشکی جدید نیز به‌کلی از فرانسه گرفته شد. لغات عمومی‌تر مانند «پست»، «تلگراف»، «تلفن»، «اتوبوس»، «تاکسی»، «مُد»، «مینیاتور»، «هتل»، «آسانسور»، «رستوران»، «سینما» و حتی کلماتی که معادل فارسی داشت مانند «ایده»، «مرسی»، «نرمال»،

در فارسی، بسیاری از کشورها و شهرهای جهان با نام فرانسوی‌شان شناخته می‌شوند، مانند رومانی، بلژیک، اتریش، آلمان، نروژ، سوئد، سوییس، فنلاند، کرواسی، لتونی، استونی، لیتوانی، ژاپن، مکزیک، شیلی، آرژانتین، واشنگتن (به‌جای واشینگتن)، بیرمنگهام به جای بیرمینگهامو برلن به جای برلین

در دوران اخیر که فن خوراک پزی فرانسوی شهرت داشته و ملت های دیگر انواع غذاها را از فرانسویان اقتباس کرده اند عده ای از لغات فرانسوی که به معنی خوردنی ها و لوازم آن ها است در زبان های دیگر وارد شده است و از آن جمله در فارسی این گونه کلمات بسیار است، مانند :

کتلت، راگو، ژیگو، املت، سوس، شاتوبریان، سوپ، ژامبون، سوسیسون. و از نوشیدنی ها : لیموناد، شامپانی، کنیاک، سودا، لیکور.نام های انواع زیورها و عطریات و لوازم آرایش که از زبان های اروپایی به فارسی درآمده فراوان است : برلیان، کلیه (گردنبند)، مدال، بیگودی، پودر، ماتیک، کرم، روژ اسانس، ادوکلن، بریانتین.نام های آلات موسیقی و اصطلاحات مربوط به آهنگ ها که از زبان های اروپایی آمده چون این است : ویلن، ویلن سل، ویلن آلتو، پیانو، ترومبون، ارگ، جاز، ماندولین، هارپ، و اصطلاحات موسیقی : سمفنی، سرناد، سویت، اورتور، آداژیو، کرشندو، و نام قطعات موسیقی رقص : فوکستروت، تانگو، رومبا، سامبا و مانند آن ها.

از زبان های دیگر، نیز این گونه کلمات همراه با اصل آن ها به ایران آمده و در فارسی معمول شده است : بیفتک، استیک، ششلیک، سندوبچ، ورمیشل، ماکارونی، ودکا، ویسکی و جز این ها.


ورود کلمات فارسی در فرانسه و اروپا

با استفاده از مقاله دکتر پرویزخانلری در زبان و ادبیات فارسی

از فارسی هم چند کلمه به فرانسه رفته از آن جمله کلمه ی فرانسوی aubergine که از لفظ کاتالان alberginia گرفته شده و آن تحریف کلمه ی البادنجان عربی است که خود از فارسی گرفته است و شاید در فارسی هم از زبان دیگری آمده باشد.پسته که از نباتات و میوه های خاص ناحیه ی سغد و شمال خراسان بوده است و هنوز در آن ناحیه از نباتات اصلی شمرده می شود. این کلمه در یونانی بصورت Pistakion و در لاتینی به شکل Psittacium به کار رفته و از آنجا به زبان فرانسوی به صورت Pistache و در انگلیسی به دو صورت Pistacia و Pistachio راه یافته است.وطن اصلی برنج هم سرزمین هندوستان است. این کلمه در سنسکریت به صورت Vrihi وجود داشته که در پشتو وریژه و در فارسی برنج شده است. نام این گیاه و دانه ی آن از فارسی به زبان های دیگر رفته و در یونانی به دو صورت orudzaو bridza در آمده و از آنجا در زبان فرانسوی riz و در انگلیسی rice شده و در عربی ارز (به ضم همزه و راء) تلفظ می شود.فلفل از هند است. این کلمه که در سنسکریت pippali بوده در فارسی پلپل شده و از آن جا به عربی رفته و به صورت فلفل در آمده و در انگلیسی به شکل pepper و در فرانسوی به صورت poivre متداول شده است.کلمه ی اسفناج هم اصل آن هر چه باشد، از فارسی به عربی رفته و به دو صورت اسفناج و اسفناخ متداول شده است. این کلمه ی عربی مغربی که در اسپانیا متداول بوده است بصورت isbinakh درآمده و از آنجا در اسپانیایی speinaca و در انگلیسی spinach و در فرانسوی epinard شده است.

نارنج فارسی از صورت عربی النارنج به زبان های اروپایی رفته و شکل orangeیافته است کلمه ی ورد در عربی و Rose در زبان های اروپایی نیز اصل فارسی دارد و با کلمه ی گل هم ریشه است.

در فارسی امروز نیز نام بسیاری از درختان و گل ها و گیاهان که از اروپا آمده است از زبان های آن سرزمین گرفته شده است. از آن جمله برای مثال : اوکالیپتوس، فلوکس، بگونیا، ماگنولیا، گلیسین، گلایول، سیکلامه، آزالیا و بسیاری دیگر.

سنگ های گران بها و مواد طبیعی معطر را نیز باید از مقوله ی محصولات طبیعی محسوب داشت. از این قبیل است صندل که به دو صورت چندن و چندل در فارسی به کار رفته و از اصل سنسکریت tchandana آمده است. دیگر کافور که اصل سنسکریت آن karpura بوده است و از فارسی به عربی و از آن جا به زبان های اروپایی رفته و در انگلیسی camphor و در فرانسوی camphre شده است.

دیگر مشک که اصل آن در سنسکریت Muchka بوده است و از فارسی به عربی رفته و بصورت مسک در آمده و از آن جا به لاتینی رفته و muscus شده و در زبان های انگلیسی و فرانسوی صورت های musk و musc یافته است.

کلمه ی عنبر هم از عربی به اروپا رفته و در زبان اسپانیایی ambar و در فرانسوی ambre و در انگلیسی amber شده است.

نام پارچه ها و بافته های گوناگون که میان قومی رواج داشته و با رابطه ی بازرگانی به ملت های دیگر منتقل شده است نیز بسیار درخور توجه است. از این مقوله بسیاری از کلمات فارسی به عربی راه یافته است. از آن جمله :

دیباج، تاختج، راختج، برند، بلاس، بیره، فرند، سندس، سرق، استبرق، کرباس و مانند آن ها. اما در فارسی امروز صدها کلمه از این گروه هست که از زبان های اروپایی همراه با کالای تجارتی آمده است و تنها برای نمونه چند کلمه را ذکر می کنیم :

فاستونی، کرپ دوشین، ساتن، باتیس، تریکو، وال، کرپ مارکن، ژرسه، فیل دوقوز، و در دوران اخیر: نایلون، پرلون، ترگال و مانند آن ها.

دیگر از این گونه کلمات نام دوخته ها و انواع جامه های یک قوم است که نزد قومی دیگر رواج می یابد. پوشیدن جامه در دوران تمدن اسلامی میان ملت های مختلف از ایران اقتباس می شد. مفهوم این امر آن است که همه ی مسلمانان جهان جامه پوشیدن را از ایرانیان می آموختند و این ملت را در آیین آرایش ظاهر سرمشق و نمونه قرار می دادند. در آن روزگار طبعا نام جامه ها نزد همه ی مسلمانان از اصل آن، یعنی از زبان فارسی اقتباس می شد. نشانه ی آن کلمات ذیل است که در زبان عربی، زبان ملل متمدن مسلمان، همه جا از اصل فارسی قبول و متداول شده بود :

کفش، موزج (چکمه)، سربال (شلوار)، کرتق و قرطه (جامه ی با لاتنه)، جورَب (جوراب)، اندرآورد ( که نوعی از شلوار بوده که شاید آن را روی شلوار کوتاه و تنگ دیگری می پوشیده اند)، تبّان (تنبان) و لغات بسیار از این قبیل.

اما در فارسی امروز شماره ی کلماتی که بر یکی از انواع پوشیدنی ها دلالت می کند و از زبان های اروپایی گرفته شده آن قدر فراوان است که شاید بیش از نیمی از کامات متداول در دوزندگی های زنانه و مردانه از آن جمله باشد. نمونه هایی از آن ها چون این است :

فکل، کراوات، ژاکت، اسموکینگ، فراک، کت، پوتین، مانتو، پولوور، جلیتقه، دمی سزون، ترواکار، بوت، کرست، ژوپ، ژوپن، شورت، و مانند آن ها.بعضی از این کلمات همراه با آداب تمدن اسلامی به مغرب رفته و در زبان های اروپایی وارد شده است. از آن جمله کلمه ی Julep که از جلاب گرفته شده و Sirop فرانسوی یا Syrup انگلیسی که از شراب گرفته شده است.ملت های قدیم هند و اروپایی یک نوع نوشابه ی سکرآور معمول بود که از تخمیر عسل به دست می آمد. این نوشابه طبعا با لفظی خوانده می شد که به معنی » عسل » بود. کلمه ی عسل در زبان اوستایی madhu بوده و این کلمه در زبان های دیگر این خانواده نیز باقی مانده است. از آن جمله در انگلیسی mead به معنی شربت عسل و در هلندی mede و در دانمارکی miöd و در سوئدی myöd و در آلمانی meth و در ایرلندی mid و در روسی medهمین لفظ و به همین معنی است. و در زبان فرانسوی کلمه ی miel به معنی عسل، از آن آمده است.

بعدها که طایفه ی هند و اروپایی از جایگاه اصلی خود مهاجرت کرد و در مناطق گرم تر اقامت گزید که انگور در آن ها پرورش می یافت، نام این میوه و شیره ی تخمیرشده ی آن را که سکرآور بود از طوایف بومی یاد گرفت. کلمه ای که معنی » شراب انگور » از آن برمی آید در زبان یونانی از زبان مردم بومی دریای اژه اقتباس شد و آن کلمه ی woinos است که از آن جا به لاتینی و سپس به زبان های اروپایی جدید منتقل شده و از جمله در فرانسوی امروز لفظ vin و در انگلیسی wine از آن اصل است.

اما در فارسی همان لفظ قدیم برای معنی جدید به کار رفت و کلمات » می » و » مل » که در اصل به معنی شربت عسل بود معنی شربت تخمیری انگور یافت که هنوز معمول است و فارسی زبانان به معنی اصلی آن توجه ندارند.

مشتقات لفظ قدیم نیز در بعضی از زبان ها باقی ماند. در یونانی کلمه ی methe به معنی مستی و methyo به معنی مستم در زبان به جا ماند و در فارسی کلمات مست و مستی بیان کننده ی حالتی شد که پیش تر از نوشیدن شربت عسل حاصل می شد و سپس از آشامیدن باده ی انگور به انسان دست می داد.

این مثال یکی از موارد ثابت ماندن لفظ و تغییر معنی یا مدلول را نشان می دهد. اما مثال های بسیار دیگر برای این مورد در زندگی عادی و جاری می توان یافت.

با استفاده از ویکی پدیا









[







ماه‌های میلادی

ماه‌های میلادی با تلفظ‌های فرانسوی در زبان فارسی مصطلح هستند :

  • دوجین (douzaine) به معنی دوازده تا و douze به معنی دوازده است
  • كلمات در بخش هاي ديگر بدون املا فرانسه

  • .آرتیست-آرشه-آرگون-آرم-آریا-آریستوکرات-آریستوکراسی-آژان-آژانس-آس-آسانسور-
  • آپارتمان-آپاندیس-آپاندیست-آتاشه،اتاشه-آتروپین-آتمسفر-آتو-آجودان-آدرس-آر-آرابسک-آرتزین-
  • جآئروپلان-آئورت-آباژور-آبونمان-آبونه-
  • -آکلاد-آکوردئون-آکومولاتور-آگارآگار-آگراندیسمان-آگرمان-آلبوم-آلبومن-آلبومین-آلبومینوری-

آستات-آسِتن-استن-آستیگماتیسم-آستیلن،روباسی

استیلن-آسفالت-آسم-آفتومات-آکادمی-آکاژور-آکاسیا(اقاقیا)-آکتور-آکروبات

آلفا-آلکالوئید-آلگ-آلگرو-آلومین-آلومینیوم-آلیاژ-آلیداد-آلیگاتور(تمساح)-آماتور-آلو-آماریلیس-آمبولانس-آمپر-آمپول- آمفیبول-آمفی تئاتر-آمفیوس-آمونیاک -آمونیوم-آمیب-آمیرال-آناناس-آنتراکت-آنتن-آنتی پیرین-آنتیک-آندانت-آندیو-آنژین-آلگلوفیل-آنوریسم-آنیلین-ابژکتیف-اپرا-اپرت-اتاماژور (ایتماژور)-اُتُپسی-اتراق-اتم-اتوبوس-

اتوکار(انگلیسی،فرانسوی)-اتوماتیک-اتومبیل-اتیکت-اتیلن-اختاپوت(یونانی،فر)-ادکلن-ارانگوتان-ارسنال-

ارسنیک-ارکستر-ارگان(یونانی)-ارگانیسم-ا

رگ-ارمینین-اروه-اریستوکرات-اریستوکراسی-اریگاتور-ازت-ازتات-

ازن-اسانس-اسانسر،آسانسور-اسپر، اسپرت-اسپُر-اسپرماتوزوئید-اسپکترسکپ-اسپیروزیر-اسپیرومتر-استات-اِستاد(فر،یو)-استاژ-استاژیر-

استالاکتیت-استالاگمیت-استامپ-استاندار(استاندارد.انگلیسی)استپ(از روسی)-استراژی-

استراتوسفر-استرتوسکپ-استرکنین،استریکنین-استرونسیوم-استریلیزه-اَسِتُن-استیلن-اسکربوت( از رس(روسی))-اسکلت-اسکولاستیک-اسکی-اسید-اِشِل-اکزما-اکسپرسیونیست –اکسپوزان-اکسید-اکسیداسیون-اکسیژن-

واریوم(لاتین)-الاستیک-الکترومان-الکتروتراپی-الکترود-الکترونیک-الکتریزه-الکتریسیته-الکتریک-الک

اکل-المپیاد-المپیک-امپراتریس-امپریال-امپریالیست-امپریالیسم-امتِیک-امتِین-املت-انارشی -انارشیست-انارشیسم-

انترن-انتریگ-انتیمون،آنتیمون-اَنُد-اندکس-اندیکاتور-انرژی-انژکسیون-انستیتو-انفولانزا(ایتالیایی)-انیدرید-انیلین-اورانگ اوتان-اورانیوم-اوره-اولئین-اولتیماتوم-اونس-اونوسما-اوورتو-اونیفرم-اُهم-اهم متر-ایپکائین-ایدآل-

ایت-ئداسیدیدژن،هیدروژن-ئیدرات-ایدئولوژی-ایریغارون-ایگنام-ایون-بااباب=

بائوباب-بابیروسا-باتری-باتون-بارفیکس-بارومتر-بارون-باریوم-باز(فرانسوی،یونانی)-

بازالت-باس-باستیان،باستیون-باسکول-باسیل-باک-باکارا-باکتری-

بال-بال-بالانس -بالت،باله-بالکن(فر،ایتا)-بال کوستومه-بال ماسکه-بالن=بالون-بامبو-باندرل-بانک-بانکروت-بِتون-بُر-برانشی-

برانکار-براوو-برس-برلیان-بُرم-بُرمور-برنز(فر،ایتا)برنشیت-برودری-بروسین-بِرِه-بریگاد-

بلانکت-بلف(انگ،فر)-بلفاریت-بلنتاین-بلوز-بلوک(از ژرمانی)-بلیارد-بلیت-بمب=بومب-بمباردمان-بِمُل-بمول-بنبو-بنزین،بنزن-بنزوئیک-بنزوات-بنژوان-بوآ-بوبین(پارسی=پیچک)-بودجه-بورژا-بورژوازی-بورس-بوفه-

بوکس-بوکسور-بولوار،بلوار-بیسکویت-بیسموت-بیسیکلت-بیفتک(از انگلیسی)-بیلان-پاپ(یوPappas)-پاپیون-پاتولوژی-پارابلوم-پاراتیروئید-پارازیت-پاراشوت-پارافین-پاراگراف-پارالل-پارانتز-پارانشیم-پاراوان-پارتی-

پارشمن-پارک-پارکه-پارلمان-پاس-پاساژ-پاسپورت-پاستوریزه-پاک-پاکت-پالئوزوئیک-پالئوزون-پالئوگرافی-پالئولیتیک-پالئونتولوژی-پالت-پان(ازPantosیونانی)-پان اسلاویست-پان ایرانیست-پانتوگراف،پانتگراف-پان

تورکیست-پانتومیم-پانته کت-پاندول-پان ژرمانیست-پانسمان-پتیالین-پدال-پرانتز-پرتره-پرتوپلاسم-پرتوزوئر-پرتون-پرژه-پِرس-پُرس-پرسپکتیو-پرستات-پرسناژ-پرسنل-پرگرام-پرمنگنات-پرو-پروانش-پرولتاریا-پری-پریز-

پریمور-پُز-پست-پسیکانالیز-پسیکرومتر-پسیکوترامی-پلاتین-پلاژ-پلاستیک-پلاسما-پلاک-پلئیستوسن-پلتیک،بلیتیک-پلکا-پلیس-پلیسه-پلی کلینیک-پماد-پمپ-پوینت-پنس-بوتین-پودر-پورپورا-پوره-پوُلکا-پوم-پولیپ-

پونز-پی(فرانسوی.کوتاه شده یPeripheriaیونانی)پیاستر-پیانو(فر.ایتا)-پیپ-پیست-پیستوله-پیستون-پیشتو=بیستوله-پیک-پیکادور-پیل-پیوره-تابلو-تاتو-تاکتیک-تاکسی-تاکسی-تالان(یو.فر)-تانژانت-تانن-تآتر،تئاتر-تئودولیت-تئوری-

تئوکراسی-تئین-تراخم-تراژدی-تراس-تراکتور-تِرام-ترانزیت-ترانزیستور-ترانسفورماتور-تراورس-تربانتین-ترمی-ترمومتر-ترن- ترومبون-ترومپت-تریسموس-تریشین-تریشینوز-تریلیون-تریو-تز-تزار-تِک-تکنیک-تکومه-

تلسکوپ –تلفن-تلگراف-تلگرام-تلمبه-تلویزیون-تله پاتی-تِم-تَمات-تماته-تمبر-تُن(فرTonneانگTon)-تُن(Ton)-تنتور-تورب-توربین-تورپیل-تورنسل-توکسین-تونل-ته-تیپ-تیراژ-تیروئید-

تیفوئید-تیفوس-تیموس-تین(انگ.فر)جِبس(لا.فر)-جلیقه(در فرانسه ت آخر تلفظ نمیشودGillet)-دانس-درام-دراماتیک-دسر-دسی گرم-دسی لیتر-دسی متر-دفیل-دکاگرم-دکالیتر-دکامتر-دکتر-دکترا-دکترس-دکترین-دکلاماسیون-دکلامه-دکور-دکوراسیون-

دگماتیسم-دلیجان-دِمُده-دموکرات-دموکراتیک-دموکراسی-دو(عدد2)-دوئل-دوبل-دوبلاژ-دوبله-دوجین-دوشس-دوک-دیابت-دیاپازن-دیافراگم-دیالکتیک-دیپلم-دیپلمات-دیپلماتیک-دیپلماسی-دیپلمه-دیریژابل-دیز-دیژیتالین-دیسک-

دیسپلین-دیفتری-دیفتونگ-دیفرانسیل، دیفنسیال-دیکتاتور-دیکتاتوری-دیکته-دینام،دینامو-دینامومتر-دینامیت-دینامیک-دیوزیون-رِ-راپرت، راپورت-راپسودی-رادیان-رادیان(ت)-رادیاتور،رادیات-رادیکال-رادیو-رادیوآکتیو-

رادیوآکتیویته-رادیوتراپی-رادیوگرافی-رادیوگرام-رادیولوژی-رادیولوژیست-رادیولُگ-رادیوم-رادیومتر-راشیتیسم-راکت-رال-رامی-راندمان-رآلیست،رئالیست-رپرتوار-رتاتیو-رتوش-ردنگت-رُز-رزرو-رزنانس-

رزیستانس-رزین-رژلیسور-رژیم-رژیمان-رستوران-رفراندوم-رفرم،رفورم-رفوزه-رکتوم-رکلام-رکورد-رگل-رگلاتور-رگلاژ-رگلمان-رُم(فرRhum انگRum)-رمان-رمانتیک-رمانس-روتول-روژ(سرخ)-روس فیل-

رولت-رولور(از انگRevolver برگردنده)-روماتیسم-رومبا-ریتم-ریسک-رینگ-رینیت-زئولوژی-زیگزاگ(فرZigzagازآلمانیZickzack)-ژتون-ژاکت-ژالاب-ژامبون-ژاندارم-ژاندارمری-ژئوفیزیک-ژئولوژی-

ژتون-ژرسه-ژست-ژلاتین-ژله-ژنرال-ژنرالیسم-ژنژیویت-ژنکوGinkgo-ژنی-ژوت(فرJuteازانگJute ازبنگالیJhuto سنسZuTa)-ژورنال-ژورنالیست-ژورنالیسم-ژوری-ژیپس-ژیگولت-ژیگولو-ژیمناستیک-

سابوتاژ-ساتن-ساجو-ساخارین-سادیست-سادیسم-ساک-ساکارات-ساکارز-ساکسفن-ساگو،ساجو-سال-سالاد-سالن-سالیسیلات-سالیسیلیک-

سامبا-ساناتوریم-سانتیم-سانسور-سئنانس-سدیم-سرامیک-سِرُم-سرناد-سرنگ-سرویس-سِری-سریال-سزار-سزارین-سُس-سسالی-سطاریون-سقلاطونSiglaton-سکس(فرSexeانگSex)- سُل-سلو-سِلّورعصالور-سلول-

سلولز-سمبول-سمبولیست-سمپاتیک-سمفونی-سمنامبولیسم-سن-سنا-سناتور-سناریست-سناریو(ازایتا)-سندیکا-سوارهSoirée-سوبلمه،سوبلیمه-سوپ-سوپاپ-سوپرانو(ایتا.فر)-سود-سودیوم-سِوِر-سوررآلیست-سوژه-

سوسیالیست-سوسیس،سیسSaucisse-سوسیسون(فرSaucissonایتاSalsiccione)-سوش-سوفلور(دمنده)-سولفات-سولفور-سولفیت-سولو،سلو-سونات-سویت-سُویِت (فر Sovietروس Savyet)-سی(کوتاه شده

Sancte Iohannes) سیاتیک-سیبل-سیرک-سیستم-سیفلیتیک-سیفلیس-سیفون-سیکل-سیکلامن-سیکلمه-سیکلوپس-سیگار(فرCigreاسپاCigarro)-سیگارت-سیلندر-سیلو-سیلیس-سیلیسیم(تکه شده از Silexشن)-سیلیکات-

سیمان،سمنتCiment-سینرر،سینره-سینما-سینوزیت-سینوس-سیویل-شاپو-شاتون(فرChatonآلمانی کهن)-شارژ-شارلاتان-شاسی-شامپانی-شامپو-شامپیون-شانس-شانکر-شکلا،شکلات-شمپانزه-شوالیه-شِورو-شوسه-شوسه-

شوفاژ-شوفر-شوک-شیفر-شیک-شیمی-شیمیست-صافِن-فا-فارPhare-فاراد-فاز-فاشیست-فاکتور-(فرFacteurانگFactor)-فاکتورFacture-فاکولته-فامیلFamille-فانتزی-فانتزیست-فئودال-فئودالیته-فئودالیسم-

فتوتروپیسم-فتی شیست-فتی شیسم-فدراسیون-فدرال-فِر-فراز-فراکFrac-فراکسیون-فراماسون Framc-mascon(ازانگFreemason)-فرانسیسکن-فِرانک-فَرانک-فِرِسک-فرکانس-فرم-فرمالیته-فرمالیسم-فرمول-

فرمولر-فِرّوFerreuxآهنین-فرونت-فِرریک-فریکاسه-فستیوال-فسفات-فسفر-فسیل-فُکُل-فلاسک(فرFlasqueانگFlask ایتاFlasca)-فلاشری-فلانل(فرFlanelle ازانگFlannel)-فلدسپات-فلوئور-فلوت-فلوتFlotte-فلورن(FlorinازایتاFlorino)=فلوری-فلوکس-فمینیسم -فتاتیسم-فتاتیک-فِنُل-فنومن-فنومنیست-

فنومنولوژی-فنومنولگ-فورمالیته-فورمالیسم-فوکوسFucus-فولکلور-فونتیک-فوئوگراف-فونیکولر-فیبر-فیبرین-فیبرینوژن-فیزیسین-فیزیک(از یوPhusisسرشت)-فیزیوکراست-فیزیوکراسی-فیزیولوژی-فیزیولوژیست-

فیزیولوژیک-فیش-فیشیه-فیلتر-فیلم-فیله-فینال-قاره بین،قره بینا، قره بینه ترکی شدهCarabineقرابین،قرابینه-قرمیلGremil –قرنطین،قرنطینه(فر،انگQuarantaine)-قرنیزCorniche?-قنسول-

کائوچو،کائوچوک(فر Caoutchoucهندی آمریکاییCahuchu)-کائولن(فرKaolinچینیKauling)-کاباره-کابل-کابین-کابینه-کاپ-کاپوت-کاپوسی-کاپیتالیست-کاپینالیسم-کاپیتان،کپیتان،کبیتان،

(انگCaptainفر Capitaine)،قاپوتان،قپودان ترکی شده،کاپیتن،کاپتان-کاپیتولاسیون-کاتابولیسم،کاتابولیک-کاتالپسی-کاتالگ، کاتالوگ-کاتالیز-کاتُد،کاتود-کاتولیک(فرCatholiqueیوKaθolikos)-کادو-کارابین-کارامل-

کاربن،کربن-کاربنات،کربنات،کاربنیت-کاربراتور-کارت-کارتل(فر.انگ Cartel)-کارتن-کاردینال (فرCardinalلاCardinalis)-کارناوال-کاریکاتور-کازینو-کاس-کاسگ-کاسکت-کاسوله-کاسیک-

کاشالو،کاشالوتCachalot-کاشو-کاشهCachet-کافئین-کافه رستوران-کاکائو،کاکااو- کاکِلKakile-کالج(انگCollègeفرکولژCollége)-کالری-کالوز-کالومِل(فرCalomelیو

Kalos,Mélas)-کالیبر-

کالیکول-کامبرین-کامفر(کافور)-کامِلین-کامیون -کامیونت-کاناپه-کانال- کانتور،گنطور،گنتور-کاندیدا،کاندید-کانگورو-کانوا-کاو-کاوالیه-کُبالت (فرCobaltآلمانیKobalt)-کُبرا(فر.پرتغالیCobra)-کپسول-کپیه-

کتCotte(نیمتنه)-کتانژانت –کتلتCotelette-کدئین-کُرChoeur-کراتیت-کراواتCravate-کرئوزوت-کربن-کربنات-کِرِپ-کرتاسه-کرست-کِرِم-کرمایر-کروشه-کرومانیون-کریدور(فرCorridorایتاCorridore)-کُک-

کلارینت-کلاس-کلاویسن،کلاوسن-کلاویه-کُلُر-کلرور-کلروفرم-کلروفیل-کلرومیسین(فر KoloromaysetinانگChloromycetin)-کُلُفَن-کلکسیون-کلنل،کلونل-کُلُنی-کلوب-کُلودیون-کُلی-کُلیر-کلیشه-

کلینیک-کُلیه-کماندو(ازپرتغالی)-کمپانی(انگCompany فر Compagnie )-کمپرس-کمپرسور-کمپرسی-کمپوت-کمد-کمدی-کمدین-کُمون-کمیساریا-کمیسیون-کمیسیونر(دلال)-کمیک-کنترات(قرارداد)-کنتراست-

کنترالتو(فر.ایتا)-کنترباس(فر ContrebasseایتاContrabbasso)-کنترل(وارسی)-کنترلور-کنتور-کُندیلوم-کنسرت-کنسرو، کونسرو-کنسرواتوآر-کنسرواتور-کنسول-کنسولتاسیون-کنفدراسیون-کنفرانس-کنکور-کنگره-

کُنیاک Cognac-کواتور(فر.لا)-کوارتت-کوارتز-کوبیست-کوپن-کورار-کوران-کورس-کوکا (فر. اسپا Coca)-کوکائین-کولشی سین-کولیت-کیست-کیلو-کیلوسیکل-کیلوگرام،کیلوگرم-کیلومتر-کیلو وات(انگ.فر)-

کیلوولت-کینین-کیوسک(ازپارسی کوشک)-گاباردین(فرGabardineاسپا Gabardina-گار-گاراژ-گارد-گاردان-گاردنال-گاردنیا-گارس(گرفته شده ازغزه Gaze)-گارسن، گارسون-گاز-گازوئیل(انگ.فر)-گازولین-گاسترولا-

گاسترولاسیون-گال-گالاکتز،گالاکتوز-گالری، گالاری-گالش(فرGalocheیوKalopous)-گالِن-گالُن-گالوانومتر-گام (فر Gammeازیو Gamma)-گامت-گاموسِپال-گاموسِتمون-گانیدان-گاویال-گِتر-گتیک،گتی،گوتیک-گراد-

گرافومتر-گرافیت-گرافیک-گرامافون،گرامافن-گراندوک-گرانول-گرانیت(خارا)-گراور-گِِرم-گِریپGrippe-گریفن،گریفون-گریم(GrimeایتاGrimoچین وچروک)-گریمور-گلادیاتور-گَلایول-گلبول-گلبولن-

گلبولین-گلوسید-گلوش-گلوکز-گلوکزید-گلیپتودُن،گلیپتودنت-گلیسرل-گلیسرله-گلیسره-گلیسرین-گلیسین-گلیکژن،گلیکوژن-گلیکل،گلیکول-گلیکوکُل-گنوستیکGnostique-گواتر-گوبلن –گوریل-گیGui-گیتار-

گیدGuide-گیشهGuichet-گیوتینGuillotine-گیومهGuillemet-لابراتوار-لابیرت-لاتاری-لاتکس(شیرابه)-لارنژیت-لاستیکElastique-لاک(گیاه)Laque-لاکتز،لاکتوز-لاکونLacune-لاما(فراز زبان

پروLama)-لامانتن-لامپ-لامینر-لبLobe-لُتو-لژیون(Légionاز لاLegio)-لژیون دنور-لژیونر-لِسLoess-لگاریتم-لُکانی-لِمLehm-لمف(تازی شده لَنفLympha,Lympheآب)-لمفاتیکی-لوپولین-

لوتLuth-لوتو(فرLoto)-لوژLuge-لوستر(چراغ آویز،چلچلراغ)-لوکسLuxe-لوکوموتیو-لومینال-لیبرال-لیبرالیسم-لیتر-لیرLyreازیو-لیسانس-لیساسیه-لیست-لیسهLycée-لیکتورLicteur-لیکورLiqueur-لیمفاتیک-

لیمون-لیموناد، لیمونات-لینییتLighnite-ماتادور(فراز اسپا)-ماتریالیست-ماتیک(کوتاه شدهCosmétique)-مادام –مادلِن-مادموازل-مارش-مارشال(سپهبد)Maréchal-مارک-مارکسیست-مارکی-مارکیز-

مارمالادMarmeladeپرتغالیMarmelada-مازوت(روس،فرMazout)-مازوخیسم Masochismeمنسوب به ساشه دو مازوخ،مازوشیسم-ماژور(سرگرد،یاور)-ماساژ-ماسک-ماشین- ماشینیست-ماشینیسم-

ماکارنی،ماکارونی(فر.ایتا)-ماکت-ماکرُفاژ-ماکزیموم(فر.ایتا)-ماکل-ماگازین-ماگدالینین-مالاکیتMalachite-مالتMalte(بیماری)-مالت(گیاه)Malt(فر.انگ)-مامان-ماموت Mammouth

مانا(فراز پولینزیMana بچم نیرو)-مانتوManteau-مانتیس-ماندُلین-مانِژ Manège-مانکنMannequin-مانورManoeuvre-مانی(دیوانگی)-

مانیتیتMagnétite-مانیتیزورMagnétiseur-مانیتیسمMagnétisme-مانیکور(لاک ناخن)-مانیوک-مایوMaillot-متازوئر-متافیزیک-متامورفوز-متانMéthane-متدMéthode-متدلوژی-مترMètre-

متراژ(گز پیمایی)-مترسMaitresse-مترولوژی،مترلوژی-مترو کوتاه شدهMétropolitain-متروپل-متروپلیتن-متریک-مُد-مدالMédaille-مدرن-مدرنیست-مدرنیسم-مدلModèle-مِدوز-مدولاسیون –مِدیاتور-مدیست-مدیوم-

مُرسMorse(پیل دریایی)-مُرس(دستگاه)-مرسی-مُرفولوژی-مرفین-مرکور(جیوه)-مرکور روژ-مرکورژُن- مرکورکُرم-مُرMorue(گونه ای ماهی)-مسکالین(فر.انگ)- مسمریسم-مُسیو،موسیوMonsieur-

مغازه(ترکی شده فرانسه ای Magazin از تازیِ مخزن)-مغنیسیا-مکانیزه-مکانیزم،مکانیسم-مکانیسین-مکانیک-مِلاسMélasse-مِلانکولیMelancolie (مالیخولیا)-ملودرام-ملودی(همان نغمه است)-ملودیک-منگنات-منگنز-

منگنیت-مننژیت-منوئه (یکجورآهنگ)Menuet-منوپل،منوپول-مَنیتMannite-منیزیMagnésie-منیزیوم-موتاسیون-موتور(فرMoteurانگMotor)-موتوسیکلت-موزائیک-موزهMusée-موزیسین-موزیک-موزیکال-

موگهMuguet-مولکول،ملکولMolécule-مونتاژ-موندMonde-مونِل-مونولوگ-میMi(نت آهنگ)-میترالیوز-میتولوژی-میدریاز-میسیون-میسیونر-میکاMica-میکادو(Micadoاز ژاپنی) (سرنام هریک از شاهنشاهان ژاپن)-

میکرب-میکروبیولوژی-میکروبیولوژیست-میکرسکپ-میکرسکپیک-میکروفن،میکرفن-میکروفیلم-میکروگرافی-میکرولیتیک-میکرمتر-میکرن-میکزدُم-میکسدُم-میکروسکوب-میگرنMigrène-میلیارد،ملیارد-میلیتاریسم-

میلیون،ملیون-میلیونر Millionaire-میلی گرم-میلی متر-میمMime-میمیکMimique-مین(اژدر)Mine-مینرالوژی(کانشناسی)-مینوت (پیش نویس)-مینیاتور-مینیاتوریست-مینیموم-میوپ(نزدیک بین)-میوزیس-میوگراف-میوگرافی-میولوژی-ناپلتون(سکه)-ناتورالیست-

نارسئین-نارسیسم،نارسیسیم-نارکوتیک-نارکوتین-ناروال(نیزه ماهی)-نازیست-ناسیونال-ناسیونالیست-نایلون(انگNylonفرنیلونNylon)-نئون-نُپال-نپانتس-نرمال –نفتالین-نِگوس-

(فرNégousوNégusاز حبشی=نجاشی)-نمرهNuméro-نوئلNoël-نوت،نت —Note-نوترون-نوراستِنیNeurasthénie-نِورُز،نوروزNévrose-نورماتیف-نورولوژی-نِوروم Névrom-نوکلئول-نوکلئوپلاسم-

نولNul(صفر)-نومولیت-نوولNouvelle-نیترات-نیتروژن-نیکل-نیکوتین-نیهیلیست-وات(انگ.فرWatt)-واریاسیون-واریته-واریس-وازلین-وافور(از لا)-واکسنVaccin-واکسیناسیون-

واگون،واگن(Wagonفر.انگ)-واگون لی-والرین،والریان-والس-وامپیر-وانیلVanille-وانیلین-وُخرOcre-وُدویلVaudeville-وِرموتVermouth-ورمیش Vermicelle(ازایتا)-

وِرنیرVernis-ورنیهVernier-وزیکول-وستالیسVestale-ولت(انگ.فر Volt)-ولتامتر-ولت متر-ویتامین-ویترین-ویرگول-ویروس-ویزا(لا.فرVisaشی های دیده شده)-ویزیت-ویزیتور-ویستاویزیون-ویس کنسول-

ویلاVilla-ویولا-ویولون-ویولون سل Violon-celle –ویولونیست-هادُرم-هادرمال-هارپHarpe(سازیست)-هارپو(فنلاندی،فرHarpu)-هارمونیکا-هارمونیوم(Harmonium)-هاشور،حاشورHachure-هال-

هالترHaltere-هالوژن-هپاتیک Hépatique-هپارلوHaut-parleur-هتروزید-هتروژن-هتلHôtel-هُتُل(تحریف شده اتول= اتومبیل)-هِربِذانHerbezan-هرسی نین-هروئین-هکتار-هکتولیتر-هکتومتر-هِلیسHélice- هلیکوپتر- هلیوتراپی-هلیوم-هلیون-هماتوری-هماتیت-هماتین-هموژن-هموسکسوآلیسم-هموفیلی-هموگلوبین-همولیز-هوراHovrra-هورمون-هورونین-هولویسن-هیپرپلازی-هیپرتروفی-هیپوفیز-هیدرژن-هیدروالکتریک-

هیستری-هیستریک-هیستولوژی-هیوئید(استخوان)-یاک(از ریشه ی تبتی Yackغژگاو)-یدفرمIodoforme-یوهَمبهِYohimbé-یوهَمبینYohimbine-


منبع :با استفاده از ویکی پدیا

برچسب‌ها: ,

3 پاسخ به “وام گیری واژه‌های فرانسوی و فارسی از هم”

  1. آرام می‌گوید:

    سلام.خيلي استفاده كردم.ممنون.

  2. nafis می‌گوید:

    besiar aliii,vaghean estefade kardam

  3. امیر می‌گوید:

    عالی بود. ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 101 مشترک دیگر بپیوندید