حتما شما علاقه مندان به قرآن کريم , ترجمه هاي متعدد از قران مجيد را ديده ايد . حال در اينجا به بخشي از ترجمه قرآن اينجانب توجه کنيد و نظر خود را بيان نماييد. اين ترجمه تحت اللفظي نيست و مفهومي است. در اينجا ترجمه سوره معارج را آورده ام نيز مقايسه آن با ترجمه آقاي فولادوند ,بعد سوره هاي ديگر را تقديم مي کنم.به خواست او تعالي.
به نام خداوندي که رحمان است يعني به همه مخلوقات خود و انسان عطا و بخشش دارد و اين بخشش حالت طولي و عام به همه دارد.رحيم يعني به گناهکاران بخشش و گذشت دارد و اين صفت حالت عرضي دارد و شامل گناه کاران است و اين از مساوات و عدالت خداست.
1 يک نفر ناباورانه ازنحوه عذاب و مجازاتي مي پرسد , که آيا واقعا براي آدمي قيامت و مجازات رخ خواهد داد؟
مجازاتي كه اختصاص به ناباوران و كافران دنيا پرست دارد
2 آري خواهد شد و نمي توان از آن جلوگيري کرد زيرا از جانب خداوندي است که صاحب همه مراتب و درجات قابل تصور براي انسان است
(3)فرشتگان پس از مرگ جسماني , روح فرد مرده را از زمين جدا کرده و بالا مي برند اما ترسي که در روح انسان است اين سفر را سخت طولاني نشان مي دهدو گويي در روزى كه به اندازه پنجاه هزار سال به نظر مي رسد فرشتگان و روح به سوى او بالا مىروند.اين طولاني بودن شبهه عالم برزخ را ساخته است.
پس صبر کن ,خوب صبر كن
زيرا عليرغم ناباوري دنياپرستان ومنکران که مجازات را بعيد دانسته و يا فکر مي کنند هزاران سال در عالم برزخ مانده و يا اصلا» وقوع آن را دور از ذهن مي دانند, ما آن را نزديک مىبينيم
اين مجازات در روزى است كه فرد مي ميرد و در اين زمان از شدت و هول و هراس از مرگ , او تصور مي کند که در نزد او آسمانها چون فلز گداخته و كوهها چون پشم زده مي شود. زيرا با وقوع مرگ همه چيزها و دانسته و قدرتها کاملا» تغيير کرده وعوض مي شود.
او از لحظه اي که مي ميرد, عملا» در مي يابد که در عالم معنا هيچ دوستي ولو صميمى از دوست خود ياد نمي کند و سراغي نمي گيرد.زيرا که نمي تواند حتي اگر بخواهد.
(10)مدت کمي پس از مردن وقتي کارنامه اعمال او را چون فيلم واقعي به او نشان دادند و راه توجيه و تفسير و انکار را بر او بستند و او از صميم دل پذيرفت گناهكار است و فهميد که چه مجازاتي را بايد بپذيرد. و پذيرفت که اين مجازات و محاکمه عادلانه و سخت منصفانه است.
باز در صدد توجيه و سوء استفاده مي افتد , يا باز خودخواهي خود را نشان ميدهد مثلا» آرزو مىكند :به اين صورت كه اي كاش مي شد مي پذيرفتند براى رهايى از عذاب معين شده پسران خود را جايگزين کند.پسراني که ظاهرا» آن همه دوستشان مي داشت.
يا نه, حتي زن و همسرش راکه به او آن همه تعصب و غيرت نشان مي داد
ويا اگر حتي قبول کنند برادرش رابه آنها بدهد وبفروشد.
یاباند و حزب و قبيلهاش را كه همواره در پناه آنان بود و از امکانات آنها در دنيا سود برده و فقط به آنان سود مي رساند.
(13) يا براي افرادي که داراي قدرت مادي زياد در زمين بوده اند اگر قبول کنند هر كه را و هر چه را كه در روى زمين داشته است همه را بدهد امتيازاتش را تمام و کمال واگذار کند و خود را از اين مجازات خلاص نمايد
(14)اما اينها آموزه ها و توجيه و تفسير دنيوي و قراردادهاي اجتماعي غير الهي است که فقط به درد دنياي دنيا پرستان مي خورده است . اينجا عالم باقي و روح و معناست , قانون الهي در يوم الدين مخدوش نمي شود اگر در دنيا به انسان اراده و اختيار داده است. عالم باقي چنين نيست فرار از آتشي که خود انسان دنيا پرست براي خود افروخته امکان پذير نيست.
اين آتش خود افروخته گويي شعله مي کشد و مي خواهد پوست سر و بدن دنيا پرست را از بدن او جدا کند (16)
دنيا پرست و هر کسي که از قوانين الهي اطاعت نکرده ,يا به آنها پشت كرده و يا از ديدن و شنيدن و اجراي آنها ترش مي کرده و حالش به هم مي خورده است .(17)
و نيز کسي که در دنيا فقط دنبال افزايش داشته هاي مادي خود بوده است و مي خواسته که آنها را به هر صورت و به هر قيمتي حفظ کند.
و گويي چنين انساني که براي ارضاء حرص و آز خود چنين بي تابانه مي کوشد اساسا» در خلقت خود چنين بوده اما نه خدا چنين نمي خواسته است .
همين دنيا پرست وقتي با مشکل و آسيبي براي خود روبرو ميشد چه عجز و لابه ها که نمي کرد و از همه مي خواست و توقع داشت که او را ياري کنند (20)
و اما در مقابل چون به چيزي دست مي يافت يا خيرى به او مي رسيد خودخواهي بيشتر يافته و کسي را صدا نمي کرد و به هيچ کسي کمک نمي کرد و بخل مي ورزيد (21)
اما در زمان محاسبه با همه اين گونه برخورد نمي شود دنيا پرستان با بندگان ديگر فرق دارند
بندگاني که در ياد خدا و اطاعت از او بوده اند نه گاه به گاه و يا در موقع نياز ,کساني که هميشه در ياد خدا بوده اند.خوشا آنان که دایم در نمازند
(23)کساني كه دراستفاده از امکانات و اموالشان خود خواهي نداشته و دستور خدا را براي حق نيازمندان در مال خود پذيرفته اند.
(25)بندگانيكه روز محاسبه را باور دارند و فراموش نمي کنند که درصورت دنياپرستي در عالم معنا وضعيت و جايگاه خوبي ندارند
كسانى كه در روابط جنسي خويش خود را هرزه و آلوده نمي کنند و به حق خود از همسر يا کنيز قانع هستندودر برخورد با آنان هم حريم و حدود را حفظ ميکنند و در اين رفع نياز هم مراعات انصاف و اخلاق را دارند.به همسران خود ظلم نمي کنند و حق آنان را به اندازه رعايت ميکنند.
و كسانى كه به امانتها و پيمان خود پاي بندند و با دقت آنها را مراعات مىكنند (32)
آنان كه در دين خود چيزهايي را آموخته و به آن اصول باور کرده اند و آنها را در دل پذيرفته و به آن شهادت داده اند بايد آنها را از ياد نبرند و بر آن استوار باشند
وهم چنين در هر حال و همواره در ياد خدا بوده و او را فراموش نمي کنند.
اين قبيل بندگان هستند كه در بهترين جاها مورد توجه و برخوردار از نعمتها خواهند بود(35)
اي پيامبر با خبر باش که حتي ممکن است برخي که ايماني به خدا ندارند از شنيدن اخبار مربوط به پاداش مومنان فوق با عجله و شتاب به سوي تو آمده و مدعي شوند دنياپرست نيستند .
آنها گروه گروه و دسته دسته از راست و از چپ خواهند آمد اما آنها متعادل نيستند يا در دين افراط دارند يا در دنياپرستي و اينها چپ و راست اند (37)
اين گروه راست و چپ در توهم و روياي دنياپرستانه و تصورات دنيوي خود هم به دنبال کسب سهمي از بهشتند زيرا آنان به همه چيز طمع دارند
(38)در روز باز پسين گويي آنان را از نو مي آفرينيم اما چنين نيست آنان نتيجه اعمال خود را مي يابندو خلقي نو بدون ريا و تظاهر خواهندداشت.
به آفريدگار دو شرق و دو غرب شرق و غرب زميني و جغرافيايي و شرق و غرب روح سوگند ياد مىكنيم
كه ما مي توانيم كه به جاى آنان افرادي را خلق کنيم که برتر و بهتر از دنيا پرستان باشند
و کسي قادر نيست در هيچ شکل و صورت از خدا بالاتر باشد
پس آنها را به حال خود بگذار تا به خواست خود عمل کنند . آنان با خودشان بازي ميکنند. تا روزى را كه به آنها گفته ايم را ببينند(42)
روزى كه مردند و دفن شدند ناگهان آنان را فرا مي خوانند و آنها ناخودآگاه و بدون اراده اي براي مقاومت ,مانند سربازان گوش به فرمانند , گويى كه آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند (43)
(41) در آنجا ديگر از کبر و غرور و قدرت و تفرعن دنيوي آنان اثري نيست .حالت چشمان شان عوض مي شود برق قدرت مادي در آن نيست. چشماني مايوس و ترسيده که خواري و ذلت در آن موج مي زند اين است از نشانه هاي همان روزى كه به ايشان وعده داده مىشد
علي باقري
و اما براي مقايسه بهتر ترجمه آقاي فولادوند را هم ببينيد وآنها را با هم مقايسه نماييد:
پرسندهاى از عذاب واقعشوندهاى پرسيد(1)
كه اختصاص به كافران دارد [و] آن را بازدارندهاى نيست (2)[و] از جانب خداوند صاحب درجات [و مراتب] است ((3)فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مىروندپس صبر كن صبرى نيكو (زيرا آنان [عذاب] را دور مىبينند [ما] نزديكش مىبينيم روزى كه آسمانها چون فلز گداخته شودو كوهها چون پشم زده گردد (9
(8)و هيچ دوست صميمى از دوست صميمى [حال] نپرسدآنان را به ايشان نشان مىدهند گناهكار آرزو مىكند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز مى توانست پسران خود را عوض دهد [نيز] همسرش و برادرش را و قبيلهاش را كه به او پناه مىدهد (13) هر كه را كه در روى زمين است همه را [عوض مىداد] و آنگاه خود را رها مىكرد
نه چنين است [آتش] زبانه مىكشد (15)پوستسر و اندام را بركننده است
هر كه را پشت كرده و روى برتافته
و گرد آورده و انباشته [و حسابش را نگاه داشته] فرا مىخواند (18)
(17)به راستى كه انسان سخت آزمند [و بىتاب] خلق شده است
(19)چون صدمهاى به او رسد عجز و لابه كند چون خيرى به او رسد بخل ورزد
غير از نمازگزاران (22)
همان كسانى كه بر نمازشان پايدارى مىكنند (23)
و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است (24)
براى سائل و محروم و كسانى كه روز جزا را باور دارند
(25) آنان كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند
(27)چرا كه از عذاب پروردگارشان ايمن نمىتوانند بود
(28) كسانى كه دامن خود را حفظ مىكنند
مگر بر همسران خود يا كنيزانشان كه [در اين صورت] مورد نكوهش نيستند (30)
هر كس پا از اين [حد] فراتر نهد آنان همان از حد درگذرندگانند(31)
و كسانى كه امانتها و پيمان خود را مراعات مىكنند(32)
و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستادهاند (33)
و كسانى كه بر نمازشان مداومت مىورزند(34
آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت] گرامى خواهند بود(35)
چه شده است كه آنان كه كفر ورزيدهاند به سوى تو شتابان(36)
گروه گروه از راست و از چپ [هجوم مىآورند] (37)
آيا هر يك از آنان طمع مىبندد كه در بهشت پر نعمت درآورده شود(38)
نه چنين است ما آنان را از آنچه [خود] مىدانند آفريديم(39)
[هرگز] به پروردگار خاوران و باختران سوگند ياد مىكنم كه ما تواناييم(40)
كه به جاى آنان بهتر از ايشان را بياوريم و بر ما پيشى نتوانند جست (41)
پس بگذارشان ياوه گويند و بازى كنند تا روزى را كه وعده داده شدهاند ملاقات نمايند (42)
روزى كه از گورها[ى خود] شتابان برآيند گويى كه آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند (43)
ديدگانشان فرو افتاده [غبار] مذلت آنان را فرو گرفته است اين است همان روزى كه به ايشان وعده داده مىشد (44)
با عضويت در خبرنامه پيشگو هر روز مطالب جديد به آدرس ايميل شما ارسال ميگردد.
برچسبها: قران وترجمه, حکمت و عرفان نوین
اوت 29, 2007 در 18:20 |
khobehhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh
اوت 31, 2007 در 12:27 |
سلام
ترجمه جالبی بود. ترجمه ابتدایی با تفسیر همراه است و نکته قابل تامل تر این است که حرفی از نماز نبود و توضیحی نداشت با توجه به متن آیات ولی در ترجمه جناب باقری ترجمه کلمه ای بود و به نماز تاکید داشت! به همین دلیل من معتقدم برای درک قران باید خود زبان عربی را آموخت چون هر کس با برداشت خود آیات را ترجمه میکنه .
سپتامبر 1, 2007 در 12:12 |
با سلام ترجمه خوب زيبا و قابل دركي بود و جالبتر آنكه در قياس با ساير ترجمه ها انسان رغبت مي كند آنرا تا پايان بخواند بر خلاف ساير ترجمه ها از رواني و شيوايي برخوردار است .
سپتامبر 20, 2007 در 12:24 |
tarjome vaghean ravan va ghabele fahm bood ke khondanesh va fahmidanesh asan va lezatbakhshe
فوریه 20, 2008 در 09:01 |
با سلام
از خواندن ترجمه مفهومی بسیار لذت بردم خداوند انشالله به ما توفیق استفاده از دانش شما را بدهد….
فوریه 21, 2008 در 19:23 |
. باسلام بر استاد مهربان و خیرخواه
ترجمه شما واقای فولاد وند راخواندم،وهمچنین ترجمه اقایان(مکارم، معزی، ایتی،الهه قمشه ای )را مقایسه کردم ترجمه شما سبکی جدید از ترجمه را میرساند و با ادبیات قویتر ازاستادان فوق می باشد(حتی استاد الهه قمشه ای).ترجمه شما در مقایسه با اقای فولاد وند شبیه به شیوایی خط نستعلیق با خطه ساده فارسی میباشدو بیان بهتری ازسوره میباشد،انگار که ترجمه همراه تفسیر عامه پسند،وگیج کننده نمیباشد.
سپتامبر 1, 2008 در 16:51 |
با سلام
ترجمه ای روان ولی عمیق بود که ذهنیت سطحی من رو عوض کرد.
اما یه سوال دارم. شاید زیاد ربطی به این مطلب نداشته باشه اما بی ارتباط نیست خواهش میکنم توضیح بدید اونهم اینکه در بعضی کتابها میگن خداوند به بعضی ها اجازه بازگشت به این دنیا رو میده آنهم بعد از اینکه اقرار به اشتباه کردند. اما باز بعد از بازگشت مجددا مرتکب گناه میشن ولی این بار راهی برای بازگشت شون نیست.
بعضی ها هم در توجیه این مسئله این طور بیان میکنن که اگر چنین چیزی نباشه پس چطور عدالت خداوند در مورد کسانی که زودتر از موعد فوت کردند اجرا میشه؟ مثلا شخصی که در جوانی یا نوجوانی یا حتی کودکی در اثر تصادف و بیماری و … نتونسته از امتحان های الهی بگذره و تکلیفش معلوم نیست چطور ثواب و عقاب داره؟ بعضی ها هم این مسئله رو رد میکنن و معتقد به امتحان گرفتن از افراد بلاتکلیف در وادی اعراف هستند.
لطفا شما در این زمینه پاسخ یا مقاله ای بنویسید. خصوصا با توجه به این کتاب هایی که در رابطه با بازگشت به زندگی های گذشته! با استفاده از هیپنوتیزم ! چاپ و ترجمه میشه و در ایران به وفور یافت میشه و ادعا های خاصی دارند که با قبر و برزخ و قیامت و حسا بکشی اعمال در دین ما مغایرت داره. مثلا میگن برزخ و جهنمی نیست و زندگی فقط تکرار چرخه تناسخه! و مثلا کسی که تجربه ها و درس های! زندگیش رو فرا بگیره (مثلا اینکه چطور باید با ترسش کنر بیاد؟!) اونوقت روحش آزاد میشه تا به بهشت بره وگرنه در جهنم دنیا سرگردانه…! خواهش میکنم منشاء این مطالب رو هم مشخص کنید. با تشکر
پاسخ:
در کتاب اسم اعظم و جن چاپ شده ازمن هست
در شرح و نقد قتوحات و نیز جلد دوم اسم اعظم امسال چاپ می شود باز توضیح هست.
سپتامبر 11, 2008 در 10:04 |
ممنون
اکتبر 30, 2009 در 03:22 |
خواهش میکنم در صورت امکان روش دسترسی به سایر ترجمه هایی اینچنین را بفرمایید
بسیار عالی
اکتبر 30, 2009 در 03:23 |
besiar ali
اکتبر 31, 2009 در 18:29 |
با سلام
ترجمه بسیار جالب ودلنشینی است اما این سوال برای من وجود دارد:چرا این رهنمودها ودستورات از جانب خداونداز جانب هر شخصی به طریق خاصی تفسیر میشود؟با این حساب از کجا باید درست را از نادرست تشخیص داد؟
دسامبر 9, 2009 در 07:21 |
امیدوارم بتوانیم همه با هم به سوی آینده ای روشن توسط قرآن عظیم گام بر داریم.با تشکر
مطمئن باشید باز هم سر میزنم
مه 2, 2012 در 10:36 |
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت مسئول محترم سایت
در این صفحه از ترجمه قرآن توسط خود استاد یاد شده اما در صفحه اصلی در قسمت معرفی کتابها ترجمه قرآن از ایشان معرفی نشده.آیا این کتاب چاپ شده؟ قبلا هم در مورد ترجمه و تفسیر سوال کردم…به شدت نیاز به راهنمایی و استفاده از یک منبع خوب و مطمئن مثل ترجمه های مفهومی استاد دارم.خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید.
با سپاس فراوان