<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: الگوهای رفتاری و فرهنگ</title>
	<atom:link href="http://pishgo1.com/2007/07/09/culture-20/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pishgo1.com/2007/07/09/culture-20/</link>
	<description>سایت تخصصی حکمت و عرفان نوين- درمانگر بيماريهای روح و جسم</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 19:17:01 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: ترمه</title>
		<link>http://pishgo1.com/2007/07/09/culture-20/#comment-11258</link>
		<dc:creator><![CDATA[ترمه]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 10:13:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/2007/07/09/culture-20/#comment-11258</guid>
		<description><![CDATA[با سلام واحترام
بله این را فهمیده ام که کار شما منحصر به فرد است وقابل اعتماد.به همین دلیل است که نمیخواهم ونمیتوانم این ارتباط را رها کنم واز پاسخ شما ولو به عتاب وتندی و وقتی که گذاشتید وزحمتی که متحمل شدید به معنای واقعی کلمه ممنونم.(خداکند که اینها را تعارف الکی ندانید)این شمایید که خیلی چیزها را میدانید پس از آدمی مثل من که علاوه بر نقایص دیگرم کند هم هستم شاید دور از انتظار نباشد که مطالبی را بپرسم  حتی حاشیه ای.که البته به قول روانپزشکی برای بدست آوردن انگیزه وترک یا حتی عادت به رفتاری خاص ظاهرا از حاشیه وغیر مستقیم بهتر میتوان به نتیجه رسید.تا نظر شما چه باشد.لااقل من که خیلی به انگیزه وشجاعت برای پیدا کردن ورسیدن به اصل نیاز دارم .
حق با شماست وحال من آرامش نیست وبیشتر به فرار میماندفراراز فضولی و نیش وکنایه هاوطرد شدن ..که تاب وتحملش را ندارم واز طرفی ادامه این وضعیت را.نمیخواهم متظاهر به غیر از آنچه هستم با شم ولی ابراز هم نمیتوانم بکنم.(میخواهم مصیبت دو نشود:نقصان مایه وهم شماطت همسایه).
حق با شماست من به نوعی مانع بسط ومعرفی کار شما میشوم واین وضعیت را نمیخواهم به همین دلیل مطلب را با شما درمیان گذاشتم علی رغم واهمه ای که دارم .واگر ممکن است در رفع این موضوع بیشتر توضیح دهید.به نظر خودم اگر با شما ریاکار ودروغ گو بودم حداقل در این مرحله ودر این زمان چنین  سوالی  نمیکردم ویا اصلا به روی خودم نمی آوردم.
درآخر باز هم از شما اجازه میخواهم که این ارتباط را ادامه بدهم با رعایت شرایط.عذر خواهی من را بابت زحمت وتکدری که میدانید نا خواسته باعث شده ام بپذیریدوبا تمام بی صبری وتنبلی..ونقایص دیگرم حسن نیتم را دراین راه باور کنید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام واحترام<br />
بله این را فهمیده ام که کار شما منحصر به فرد است وقابل اعتماد.به همین دلیل است که نمیخواهم ونمیتوانم این ارتباط را رها کنم واز پاسخ شما ولو به عتاب وتندی و وقتی که گذاشتید وزحمتی که متحمل شدید به معنای واقعی کلمه ممنونم.(خداکند که اینها را تعارف الکی ندانید)این شمایید که خیلی چیزها را میدانید پس از آدمی مثل من که علاوه بر نقایص دیگرم کند هم هستم شاید دور از انتظار نباشد که مطالبی را بپرسم  حتی حاشیه ای.که البته به قول روانپزشکی برای بدست آوردن انگیزه وترک یا حتی عادت به رفتاری خاص ظاهرا از حاشیه وغیر مستقیم بهتر میتوان به نتیجه رسید.تا نظر شما چه باشد.لااقل من که خیلی به انگیزه وشجاعت برای پیدا کردن ورسیدن به اصل نیاز دارم .<br />
حق با شماست وحال من آرامش نیست وبیشتر به فرار میماندفراراز فضولی و نیش وکنایه هاوطرد شدن ..که تاب وتحملش را ندارم واز طرفی ادامه این وضعیت را.نمیخواهم متظاهر به غیر از آنچه هستم با شم ولی ابراز هم نمیتوانم بکنم.(میخواهم مصیبت دو نشود:نقصان مایه وهم شماطت همسایه).<br />
حق با شماست من به نوعی مانع بسط ومعرفی کار شما میشوم واین وضعیت را نمیخواهم به همین دلیل مطلب را با شما درمیان گذاشتم علی رغم واهمه ای که دارم .واگر ممکن است در رفع این موضوع بیشتر توضیح دهید.به نظر خودم اگر با شما ریاکار ودروغ گو بودم حداقل در این مرحله ودر این زمان چنین  سوالی  نمیکردم ویا اصلا به روی خودم نمی آوردم.<br />
درآخر باز هم از شما اجازه میخواهم که این ارتباط را ادامه بدهم با رعایت شرایط.عذر خواهی من را بابت زحمت وتکدری که میدانید نا خواسته باعث شده ام بپذیریدوبا تمام بی صبری وتنبلی..ونقایص دیگرم حسن نیتم را دراین راه باور کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: ترمه:چرا باید مشخصات خودرا به سایت شما دهیم</title>
		<link>http://pishgo1.com/2007/07/09/culture-20/#comment-11227</link>
		<dc:creator><![CDATA[ترمه:چرا باید مشخصات خودرا به سایت شما دهیم]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Jun 2010 13:05:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pishgo.wordpress.com/2007/07/09/culture-20/#comment-11227</guid>
		<description><![CDATA[باسلام واحترام
چند روز پیش میخواستم همانطور که فرمودید یعنی با رعایت کامل شرایط سایت مساله ای را مطرح کنم اگر درست متوجه شده باشم منظورعدم درخواست حذف اطلاعات باید باشدکه البته ازهمان ابتدا قبول کرده ام وقصدوحق زیر پا گذاشتن این اصول راندارم واگر اجازه طرح موضوع را بدهید حتما رعایت خواهم کرد.ولی در طول مدت آشنایی با این سایت  نتوانستم علت این موضوع را  درک کنم. مجموعا با توجه به فرهنگی که با آن  رشد کرده ایم ودر فضایی که زندگی میکنیم برای من نوعی اصلا ساده نیست که مسایل خصوصی ومشکلات ونقطه ضعفها و..را در سایت وجامعه امروزی بیان کنم .انگار که روی سکویی بروم ومقابل جمع مشکلاتم را فریاد بزنم.شاید این احساس  درست نباشد ولی بنظرم  امثال من با این فرهنگ بزرگ شده ویا شاید برای آرامش بیشتر سازش کرده وشاید هم به مرور چیزهایی هر چند نادرست را درونی کرده ایم (از توصیه شما برای مطالعه نظرات بوردیو ممنونم )وکلا آموخته ایم که خیلی چیزها را بهتر است حداقل ابراز نکنیم.
از وقتی که با نوع کارهای شما آشنا شدم می خواستم  سایت را به دوستان وکسانی که میدانم تشنه اینچنین مطالبی هستند ویابه کسانی که بیماری خاصی دارند معرفی کنم که البته درمورد افرادی که نمیشناسم این کار را کردم ولی درمورد کسانی که مرا میشناسند نمیتوانم وهمین مساله باعث عذاب وجدانم شده از طرفی دنیای ما هر روز کوچکتر میشود.بارهاعلت این شرط را از خود پرسیدم وتنها به این نتیجه رسیدم که احتمالا راجع به موضوعی تحقیق میکنید.گفتم این مطلب را با شما در میان بگذارم هم از جهت رعایت صداقت در این ارتباط وهم اینکه اگر امکان دارد علت را روشن کنید.باتشکر وخداوند نگه دارتان باد.
پاسخ:اما: فقط یادتان نرود که  در تندبودن مطلب نرنجید:من به خیلی ها هم جواب نمی دهم چه در رد یا قبول :
- این پاسخها باید باشد:شما از جمله مراجعین ما هستید که معمولا خیلی به حاشیه رفته و اصل را رها می کنند .و باعث زحمت و تکدر ...وبعد هم الکی تعارف مثل بعضی ها که: ای وا ببخشیدتورو خدا و.. و..قصدم این نبود و...مامانم اینا و.......برخی هم رسما دنبال سوء استفاده اند .برای عدم رعایت شرایط خودرا به کوچه علی چپ زده وبه روی خود نمی آورند که در سردرسایت فرم ورود دارد و  روحیه و فرهنگ قانون گریزی ایرانی که معمولا در جوامع باستانی زیاد است را به نمایش می گذارند.
-بعد هم این چه آرامشی است که این همه از نشان دادن چهره واقعی خود می ترسید ؟ از من می ترسید که به شما کمک می کنم ؟یا از خودتان که از ما کمک می خواهید ؟یا همه ؟اما؟
- این پاسخها باید باشد:باید اعتقاد مرا بعد از مدتی رجوع فهمیده باشید .از دید من کار من یک نعمت خاص الهی وبسیار مهم و منحصر به فرد است .طمع و آرزوی ثروتمندی ندارم و نیازمند شهرت و قدرت و...هم ظاهرا نیستم :با این حال و هوا :بدیهی است که دنبال کسی نمی روم .پس هر که با ما  کار دارد بیاید .می ترسد به پستوها..برود .و بعد در اتمام همه اینها : خواسته شماها در حذف اطلاعات مثل این است که شما مشکل  ونیاز مهمی  در محله ای دارید و تنها قادر به حرکت در آن هم نیستید .مرا صدا می زنید :که برای رضای خدا مرا بر دوشت بگیر ببر تا به خواسته ام برسم ..در حین حرکت هم  گونی در سر من کنید از ترس مردم و تا نفهمند من شما را می برم .یا به عکس خودرا در گونی می پوشانید گونی بزرگی که دست وپای مراهم می گیرد . شما هم یک بار دل به دریا بزنید  و باز کنید نترسید می بینید که بیهوده خودرا پنهان می کنید ..هرکه یک تومان می خواهد دوتومان بگیرد اصلا با ما چرا؟
- بعد هم شما جاب من:.وقتی شماببینید  ارجگذاری دیگران از شما  چنین است چه می کنید؟تامن چه کنم؟ جز این که بگویید:بر این ایده ها و انسانها باید....
- این پاسخها باید باشد:سوال شما هم مثل معمولتان ،تکراری است.چراکه  هم در بخش ورود اطلاعات و هم در سوالات کوناگون جواب داده ام .
- این پاسخها باید باشد:وقتی فردی به ما رجوع می کند من معمولا اورا ندیده ام واز او هم پرونده ای ندارم .تنها اطلاعات من همین موارد گفته شده در اطلاعات خود او  است .بعد یا قبل پاسخ همه اطلاعات اورا حذف کنم و حال اگر دوباره رجوع کردبه هر دلیل .من چگونه باید اورا بشناسم .تا جواب درستی بدهم ؟و چگونه اورا راهنمایی مجدد کنم چه در بیماری جسمس یا روحی و....واگر غلط در آمد که زمین وزمان را به هم می دوزند ؟حتی شما 
-این پاسخها به سوالات باید در سایت باشد تا اگر فردجدیدی رجوع کرد اول سوالات را می خواند اگر جواب گرفت که هیچ اگر هم محقق بود و قصد شناسایی داشت اوراکمک می کند .
-این پاسخها باید باشد:ما خودمان هم باید بدانیم در زمانه چه کرده ایم؟یانه؟این سایت در کل یک رسانه ووب است .اطلاع رسانی کلی هم  دارد اما کار اصلی اش گذاردن آیینه در مقابل شماهاست.که با بودن سوال و جوابها کامل و دقیق  می شود .
-ما در جامعه مان مشکلات و بیماریهای زیاد جسمی و  عدیده فرهنگی داریم غالبا بیماریهاهم جسمی و هم فرهنگی است مهمتر از همه ریا ودروغ وتزویر  و تظاهر و..است که سبب اصلی این همه ترس و پنهانکاری امثال شماست.چه در سایت چه در زندگی و... والا چرا این همه ترس از نشانها ونامها ؟
-بعد هم ما شرایط را تسهیل کردیم .شما تنبلید نمی خوانید من چرا باید تکرار کنم .باید دوبار پشت سرهم فرم خودرا بفرستید یکی برای ما بماند. یکیهم سانسور و  اصلاح شود.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام واحترام<br />
چند روز پیش میخواستم همانطور که فرمودید یعنی با رعایت کامل شرایط سایت مساله ای را مطرح کنم اگر درست متوجه شده باشم منظورعدم درخواست حذف اطلاعات باید باشدکه البته ازهمان ابتدا قبول کرده ام وقصدوحق زیر پا گذاشتن این اصول راندارم واگر اجازه طرح موضوع را بدهید حتما رعایت خواهم کرد.ولی در طول مدت آشنایی با این سایت  نتوانستم علت این موضوع را  درک کنم. مجموعا با توجه به فرهنگی که با آن  رشد کرده ایم ودر فضایی که زندگی میکنیم برای من نوعی اصلا ساده نیست که مسایل خصوصی ومشکلات ونقطه ضعفها و..را در سایت وجامعه امروزی بیان کنم .انگار که روی سکویی بروم ومقابل جمع مشکلاتم را فریاد بزنم.شاید این احساس  درست نباشد ولی بنظرم  امثال من با این فرهنگ بزرگ شده ویا شاید برای آرامش بیشتر سازش کرده وشاید هم به مرور چیزهایی هر چند نادرست را درونی کرده ایم (از توصیه شما برای مطالعه نظرات بوردیو ممنونم )وکلا آموخته ایم که خیلی چیزها را بهتر است حداقل ابراز نکنیم.<br />
از وقتی که با نوع کارهای شما آشنا شدم می خواستم  سایت را به دوستان وکسانی که میدانم تشنه اینچنین مطالبی هستند ویابه کسانی که بیماری خاصی دارند معرفی کنم که البته درمورد افرادی که نمیشناسم این کار را کردم ولی درمورد کسانی که مرا میشناسند نمیتوانم وهمین مساله باعث عذاب وجدانم شده از طرفی دنیای ما هر روز کوچکتر میشود.بارهاعلت این شرط را از خود پرسیدم وتنها به این نتیجه رسیدم که احتمالا راجع به موضوعی تحقیق میکنید.گفتم این مطلب را با شما در میان بگذارم هم از جهت رعایت صداقت در این ارتباط وهم اینکه اگر امکان دارد علت را روشن کنید.باتشکر وخداوند نگه دارتان باد.<br />
پاسخ:اما: فقط یادتان نرود که  در تندبودن مطلب نرنجید:من به خیلی ها هم جواب نمی دهم چه در رد یا قبول :<br />
- این پاسخها باید باشد:شما از جمله مراجعین ما هستید که معمولا خیلی به حاشیه رفته و اصل را رها می کنند .و باعث زحمت و تکدر &#8230;وبعد هم الکی تعارف مثل بعضی ها که: ای وا ببخشیدتورو خدا و.. و..قصدم این نبود و&#8230;مامانم اینا و&#8230;&#8230;.برخی هم رسما دنبال سوء استفاده اند .برای عدم رعایت شرایط خودرا به کوچه علی چپ زده وبه روی خود نمی آورند که در سردرسایت فرم ورود دارد و  روحیه و فرهنگ قانون گریزی ایرانی که معمولا در جوامع باستانی زیاد است را به نمایش می گذارند.<br />
-بعد هم این چه آرامشی است که این همه از نشان دادن چهره واقعی خود می ترسید ؟ از من می ترسید که به شما کمک می کنم ؟یا از خودتان که از ما کمک می خواهید ؟یا همه ؟اما؟<br />
- این پاسخها باید باشد:باید اعتقاد مرا بعد از مدتی رجوع فهمیده باشید .از دید من کار من یک نعمت خاص الهی وبسیار مهم و منحصر به فرد است .طمع و آرزوی ثروتمندی ندارم و نیازمند شهرت و قدرت و&#8230;هم ظاهرا نیستم :با این حال و هوا :بدیهی است که دنبال کسی نمی روم .پس هر که با ما  کار دارد بیاید .می ترسد به پستوها..برود .و بعد در اتمام همه اینها : خواسته شماها در حذف اطلاعات مثل این است که شما مشکل  ونیاز مهمی  در محله ای دارید و تنها قادر به حرکت در آن هم نیستید .مرا صدا می زنید :که برای رضای خدا مرا بر دوشت بگیر ببر تا به خواسته ام برسم ..در حین حرکت هم  گونی در سر من کنید از ترس مردم و تا نفهمند من شما را می برم .یا به عکس خودرا در گونی می پوشانید گونی بزرگی که دست وپای مراهم می گیرد . شما هم یک بار دل به دریا بزنید  و باز کنید نترسید می بینید که بیهوده خودرا پنهان می کنید ..هرکه یک تومان می خواهد دوتومان بگیرد اصلا با ما چرا؟<br />
- بعد هم شما جاب من:.وقتی شماببینید  ارجگذاری دیگران از شما  چنین است چه می کنید؟تامن چه کنم؟ جز این که بگویید:بر این ایده ها و انسانها باید&#8230;.<br />
- این پاسخها باید باشد:سوال شما هم مثل معمولتان ،تکراری است.چراکه  هم در بخش ورود اطلاعات و هم در سوالات کوناگون جواب داده ام .<br />
- این پاسخها باید باشد:وقتی فردی به ما رجوع می کند من معمولا اورا ندیده ام واز او هم پرونده ای ندارم .تنها اطلاعات من همین موارد گفته شده در اطلاعات خود او  است .بعد یا قبل پاسخ همه اطلاعات اورا حذف کنم و حال اگر دوباره رجوع کردبه هر دلیل .من چگونه باید اورا بشناسم .تا جواب درستی بدهم ؟و چگونه اورا راهنمایی مجدد کنم چه در بیماری جسمس یا روحی و&#8230;.واگر غلط در آمد که زمین وزمان را به هم می دوزند ؟حتی شما<br />
-این پاسخها به سوالات باید در سایت باشد تا اگر فردجدیدی رجوع کرد اول سوالات را می خواند اگر جواب گرفت که هیچ اگر هم محقق بود و قصد شناسایی داشت اوراکمک می کند .<br />
-این پاسخها باید باشد:ما خودمان هم باید بدانیم در زمانه چه کرده ایم؟یانه؟این سایت در کل یک رسانه ووب است .اطلاع رسانی کلی هم  دارد اما کار اصلی اش گذاردن آیینه در مقابل شماهاست.که با بودن سوال و جوابها کامل و دقیق  می شود .<br />
-ما در جامعه مان مشکلات و بیماریهای زیاد جسمی و  عدیده فرهنگی داریم غالبا بیماریهاهم جسمی و هم فرهنگی است مهمتر از همه ریا ودروغ وتزویر  و تظاهر و..است که سبب اصلی این همه ترس و پنهانکاری امثال شماست.چه در سایت چه در زندگی و&#8230; والا چرا این همه ترس از نشانها ونامها ؟<br />
-بعد هم ما شرایط را تسهیل کردیم .شما تنبلید نمی خوانید من چرا باید تکرار کنم .باید دوبار پشت سرهم فرم خودرا بفرستید یکی برای ما بماند. یکیهم سانسور و  اصلاح شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

