روانشناسی حکام تازه به دوران رسیده:سارکوزی و…

بدست

مولانا:

خوش تر آن باشد که سر دلبران

گفته اید در حدیث دیگران

دراخبار خبرگزاریهای داخلی مثل ایسنا آمده بودکه نخست وزیر آقای سارکوزی از دخالت او درهمه امور ؛عصبی و ناامید شده است .قبلا» هم درباره آن سخن گفته بودیم. حال می خواهیم به روانشناسی حکامی بپردازیم که در سالهای اخیر در اسیا یا به ویژه دراروپا به حکومت رسیدند .دقت كلي در تاريخ شايد نشان از ظهور وبروز افرادي دهد كه هر ازگاه در سياست ظاهر شده و رفتار و گفتار و حتي لباس آنها متعارف نيست. نشانه اي از فيلم سلطان وشبان و… مثلا در دوره معاصر مي توتان از ائو و قذافي و كاسترو و…ياد كرد يا شاهزاده هاي اروپايي .يا در فرايند سياسي :آنها در صورت ظاهر ,مقدمات و تجربه  طولانی در فعالیت حزبی از پایین ترین رده ها تا عالیترین سطوح به ترتیب و تدریج وامتحان دادن در شرایط گوناگون در مدیریت و کفایت سیاسی وشرائط عمومی ومتعارف نیل به قدرت را نداشتند واز این رو یکباره از منصب پائین به بالاترین مقام کشور دست یافتند .این امر قدرت یابی ممکن است بر اثر حسن تصادف ؟ که در جهان پیشرفته کمتر دیده می شود یا همان عقاب که بر سر کسی بنشینانند تا شاه شود ..ویا تلاش وکوشش جناحی ؟و شانس و..؟ یا نیاز در تغییر ناگهانی در اوضاع و احوال قبلی و..باشد یا خواسته افراد قدرتمند برای نیل به قدرت بوده باشد ؛این رهبران علاوه برضعف اخلاقی   معمولا»دارای ظاهر ؛هیکل وچهره جذابی در حد استانداردهای جامعه نمی باشند .قد کوتاهی دارند.چهره ای با دافعه و رفتار غیر دلنشین و نامتناسب و..

مثلا»آقای سارکوزی که نمونه ای از آنان است را درنظر بگیرید.او از نظر شخصیت خانوادگی ؛چنانکه خود اظهار می دارد دارای مشکلات ونقاط ضعف بسیاری بوده است ؛در محیطی رشد کرده که پدر  مسقیم و غیرمستقیم ناظر برتربیت او نبوده ؛تعداد فرزندان خانه زیاد بوده ؛ در سلسله مراتب فرزندان  به او توجه چندان نشده یا در دوران رشد و بلوغ امکانات کافی ؛مادی ومعنوی در اختیار نداشته است (به شخصیت شناسی فرزندان در خانواده در مقالات قبلی ما ر ونیز کتاب پژوهشی درزندگی قاتلین جوان. رجوع کنید)از این رو  طبیعی است که عواطف او به درستی شکل نیافته ,وحتی خواسته های اصلی او دردوران کودکی ونوجوانی سرکوب شده است .این  ناملایمت ها  از میان نرفته که :در ضمیر پنهان او باقی مانده است ؛ و شاید به همین جهت  بعدها به هر دلیل آنها را بیان می کند .او از محبت مادر هم نمی گوید ,چون این ناملایمات را با توجه به فرهنگ غربی  طبیعی دانسته واز یاد می برد .اما  تز دید روانشناس خبره انکار نمی توان کرد که مواردی که اورا متأثر کرده ؛همچنان در ذهن او باقیست وتاثیر خودرا بر رفتار و شخصیت فعلی او می گذارد. واو خود بیان می کند.به علاوه  ممکن است در بیان این مطالب  در ملا عام هم ,نوعی سیاست وهدف نهفته است .که می تواند مثلا دليل فاصله از پائین به بالا را جبران کند ويا تلويحا  تأکید براین نکته باشد  که او مردی خود ساخته است که , درعین داشتن مشکلات بسیار  ,خود را بالا كشيده ازاین رو اودارای اراده وتوان کافی برای اصلاح جامعه است .آنها در  اشکال گوناگون این ضعف خودرا نشان می دهند :یکی با لباس مندرس یا مثلا بی اطو و سوراخدار و آن یکی با دستکاری در عکسها و..اما برای همین جقدر وقت وانرژِ صرف می شود؟و چرا با این حقوق کلان و..

نکته ای که سبب تحریک این افراد می شود  ادعا یا يا كاربرد   نوعی هنجار شکنی است.یکی از این هنجارها توجه  و آشنايی مردم به سیاستمداران و منش و روش آنان است و قالبهای کلی شناخته شده اش.و دیگری  توجه به یک قانون کلی  و تجربی مهم ,در جهان سیاست و حداقل در جهان پیشرفته است که حکم می کند در امور سیاسی افراد به تدریج وپله پله مدارج را طی کنند .تا هم شخصیت سیاسی خودرا شکل دهند,هم رفتار و برنامه خودرا در معرض نقد و قضاوت  وامتحان و..بگذارند وهم تجربه وشناخت آنها در مدارج مدیریت ؛تخصص ,حزب وجامعه شکل بگیرد ؛همراه با شناخت از اهداف وشناسائی  اهداف و آرمانهای حزب و احزاب دیگر :و با کار در مناطق کوچک  .ومتوسط تا بزرگ با همراهان و دیگران ؛ به تدریج توان خودرانشان داده وپله های ترقی را  نیم نیم ونه حتی یکی یکی ,طی کنند ودر هر پست جدید  ؛قدرت واستعداد خود رابه نمایش بگذارند و نشان دهند در داشتن قدرت توان و ظرفيت و  کف نفس دارند و استفاده شخصی نمی کنند و این نکته برای غربی ها بسیار مهم و اثر گذار است.و بعد این که در طی مراحل و  مراتب و با تجربه مداوم, آبدیده شده و درصورت داشتن توان و خلوص و.. لیاقت, به انتهای کار یا بالاترین مقام اجرایی کشور برسند .این کار هم به صلاح مدیران و هم به صلاح مردم وجامعه است واگر خلاف آن صورت گیرد باید استثنائی در حوزه سیاست باشد که فردی سلسله مراتب را طی نکرده ؛دربحران ها ومسائل پیچیده توان خودرانشان نداده اما همای سعادت؟؟ برسراو نشیند وقدرت را به او دهد.معمولا»بعید است که این فرد در امور جاری و دراز مدت ورسیدن به هدفهای کلان موفق باشد به عکس ممکن است حتی جامعه را به بحران بکشد .درست است که این افراد درجریان انتخابات  با کمک های نامحسوس اما قدرتمند ؟؟وارد صحنه شده و خودهم  بسیار تلاش می کنند؛ تا خودی نشان دهند , اما پیروزی آنها هم در ائتلاف چشمگیر  با قدرت حاکم چه آشکار و چه نهان هست.و نیز بمباران شعار و تبلیغات و سواری بر امواج ارضاء نیازهای فوری ولي كاذب و گوش فریب ؟؟وتاکید بر اکثریت و جوانان و مردم و…که متاسفانه معمولا بعد از انتخاب رییس همه  آرام آرام از یاد می رود . و يا تغيير جهت نامحسوس مي دهد و به عکس مسایل دیگری به میان می آید که صدو هشتاد درجه با قبل گفته ها: تفاوت دارد و مردم می بینند و در برخی جاها دم نمی زنند .ولی آرام آرام ناامیدی خودرا از اوضاع در بروز خشونت و درگیری و ناامنی ها و..نشان می دهند  و….

بگذریم اینها در شرق و غرب   معمولا در استفاده از خانواده  متفاوتند .در نمونه  شرقی بیشتر ازاقوام ونزديكان رابه  كسوت  صاحب منصبان مي پوشاند  ويا  مشاغل و پستهاي حساس را به  هم فكران و هم پياله ها و  اقوام داده ه و بابراي موارد پر درآمد و نفوذ و  استفاده: كانديد نمودر يا در امور و کار حساس می گمارند .ودر نمونه غربی که خانواده و زن اول خود را رها نموده زیرا همسر او  درزندگی با این فرد دچار دچار مساله می شود. زیرااراده او کاملا معطوف به قدرت بوده است .از سویی دیگر می کوشیده نابسامانیهای کودکی خود راحل کند ؛از سوئی می خواهد درپست جدید حتما «خودرانشان دهد  پس وقت و فرصتی برای هماهنگی با همسر ندارد .او به خود می اندیشد.و اثبات خود .چرا فردی نیاز به اثبات خوددارد ؟چون سابقه کاریا موقعیت اجتماعی و اصالت و..ندارد.مردم هم اورا به جا نمی آورند.و این خوشایند نیست.و شايد به نوعي هم احساس ضعف شدید می آورد .باید سریعا این نقص رفع شود .چگونه ؟با اثبات  مکرر خود وخودنمایی .او باید به همه اثبات نماید که  دارای توان بسیارو اقتدار عالي است  است ,و يا ارتباطات او قوی است.گاه بامردم کاملا خودمانی می نمایاند.. .با هم طرازان خود بسته به موقعیت از موضع بالا رفتار کرده و با بزرگترها رفتار مصنوعی دارد.ولی معمولا  ادای دوست قدیمی و حتی بازدن   دستی به پشت و کمر ديگر روسا  و..یعنی ماییم وارتباطات بالاتر..وبالاتروو؛ هر چند باز از ناحیه خانواده ضربه بخورد و برکنار کند زن سوم را هم با سروصدا برگزیند که دومی را هم..اما درشرقی معمولا همه جا اقوام و ..هستند و رییس  یا همراهی ياران غارخود وگاهي فامیل  کار کرده ووکمک به آنان استکه نظم را از بین می برد….

پس از استقرار در ریاست ,طبیعی ترین کارها این است که یک تنه در مقابل همه بایستد . مدام دم از مردمی زدن و یک تنه کار کردن…..؟از دموکراسی گفتن و به همه بی اعتماد  وبي اعتنا بودن ؟حتب وزرا و زير دستان خود …از نظم و قانون گفتن و در همه امور نظر دادن ؟ادعای اخلاق و..داشتن  و خود بی اخلاق و بی تحمل بودن …؟؟فراموش کردن این که هر کلمه و هر رفتار او ممکن است آثار زیان بار غیر قابل جبران داشته باشد؟حتی ادارا ت ووزرای خود را  که خود برگزیده در عمل کنار نهاده  .دستور می دهد بی اجازه سخن نگفته و کاری نکنند.تا او اجازه دهد . در جلسات همه به دهان او می نگرند واو وبه جای همه  فکر کرده برنامه داده و..فرمان دهد و تاخت وتاز کند و هرجا  مانعی بود و گیر کرد.انگشت بردارد و دوست یا  دشمن نامریی را نشان دهد .به این جهت  در مدت کمی ,تقسیم کار را در کل جامعه به ویژه در هییت وزیران و مدیران عالی  و حتی ادارات قدیمی هم خواسته وناخواسته نفی می نماید . در همه جا صلای بار عام می دهد .یک تنه نامه هارا می گیرد  ودر مقابل مردم به تحقیر ادارات و روسای زیر دست و نه قدرتمند می پردازد .در سفرها مردم را جلب می کند .تا گاه تعدادشان یه صدها هزار برسد و فراموش میکند اگر همه مردم یک منطقه برای حل مشکل خود درده و بخش و شهر و شهرستانو..به او نامه دهند ؟اولا چراباید بپذیرد؟دوم چه کسی وقت خواندن  این همه نامه را دارد؟و بعد چرا باید  هزینه ای چنین کرد؟آیا می خواهد ضعف همه مدیران را از ابتدا تاکنون و قدرت خودرا نشان دهد؟ اما همه این کارها  نشان از ضعف مطلق مدیریت و فساداداری دارد ؟نه مردمی بودن ..و  اینکه دلیلی  قدرتمند می باشد به وافعیت  عدم رسیدگی به کار مردم   در تمام حوزه ها ؟؟چرا نامه جمع کردن بد است ؟چون چنین شیوه ای منسوخ شده است.وبا ماهیت قوانین و سلسله مراتب و…منافات دارد؟..پس چه کسی  یا اداره ای باید تذکر دهد ؟.که  متهم نشده و بیکار نشود یا منحل نگرددو …اگر صدای فرد و اداره ای با پیشنهاد به ظاهر مخالفی بدر آمد که در واقع دلسوز وبا تجربه بود و عواقب کار را گوشزد کرد ؟به سه سوت اورا عزل و برکنار و تکفیر و.. می کند .به تدریج معلوم می شود که  این رفتارها ی عجیب دنبال  اجرا ودقت در  انجام امور جزیی و کوچک اما چشمگیر ودهان پرکن است . محاسبه سودوزیان هم ندارد.هزینه وفایده  نهایی برای هیچ کاری مهم نیست.همه باید اورا  ببینند بی مهابا می راند .در صحنه گردو خاک می کند .ظاهرا همه را می پاید و..اصلا و شاید؟؟؟  زیرا نگران است زیردست ها ووزراء نتوانند در مقابل مردم به درستی عمل کنند؟ وحتما و حکما دسته گلی آب می دهند ؟و نکند که ناتوانی او اثبات شود ونظر مردم برگردد.اهمیت مردم به احقاق حق وافعی خودشان هم نیست بلکه در فقط وفقط درمهر  تایید اوست .رییس باید مدام تایید شود .مخصوصا خبرنگار نباید به امور خصوصی او وارد شود.تحمل حرف  ناخوشایند امکان پذیر نیست مگر این که باز چاره ای نباشد.ویا نیست .همه اری و بله بگویند والا. البته در غرب زیاد نمی توان تند رفت .مردم مطبوغلت و احزاب و سندیکاها و..همه مراقبند و قدرتمند و یالاحره رييس را به راه می آورند ولی  در جهان سوم نه …..

کم کم کار مشخص تر میگردد .ازتحمل مدیران می کاهد .حتی این امر سبب می شود زیر دستان به تدریج  احساس عصبی بودن ؛ناامیدی وافسردگی  می کنند ؛ پس در فشاری مضاعف  و زیاد و همه جانبه قرار می گیرند ؛از یک سو ناچارند مدام انگشت اجازه بلند کنند و قبل از هر سخن به دهان رئیس نگاه کنند ؛ از ترس اظهار عقیده نکنند .با کسی مشورت ننمایند .پاسخگوی مردم ,نماینده وحتي قواي ديگر و حتي برتر از خود هم .نباشند .از سوئی هم خود رامدیر می دانند وقصد دارند به زیر دستان هم  بفهمانند دارای توان مدیریت هستند ؛ یا خود و یارانشان منافعی در پست اودارند .و… ازسویی هم به قول وب…لش. امیدی نیست .همه چیز سه سوته منهدم شده  و می شود .این خواسته ها همه با هم  متضاد است ودردرازمدت مشکل می آفریند .پس نتیجه یا خرابکاری یا افت  کامل مدیریت و سوءمدیریت است که یه تدریج و اجبارا  علنی می شود .برکناری و استعفا نديران ووزرا باب و  و..به اوج خود می رسد .تورم در عدم انجام کارها و در امور مالی و.فساد و کم کاری و.گرانی بی حد و….مشکلات از هر سو سرباز میکند اما هنوز هم در شعار  و علنی کسی حق ندارد از مشکلات بگوید .پس همه انکار می کنند .اما اجبار تاریخ و مساله در آشکارشدن مشکلات است.؟آشها چنان شور شده که؟ابتدا به سراغ مخالقان مي رود بعد از آنها بايد رو كم كني را شروع كرد بعد نوبت اجبار به اطاعت مطلق است به قواي ديگر كشور بي اعتنا شده و آرام آرام به مقام يا مقامات عاليتر بي توجهي و سپس تمرد در خفا و آشكار مي كند و كم كم بحث از تصرف عالم معنا و پالوده خوردن با بزرگان عالم غيب را طرح وترويج مي كند؟در اين مراحل است كه زنگهاي خطر به صدا در مي آيد تا محبوبیت او زیر سوال رفته است؟تا سوالی شود . جتی از سوی خبرنگاران ..او بر امثال خبرنگار و متفکرو.. می شورد و همه را از خود می رنجاند و فراری  می دهد..و وقتی هم همه به گوشه ای ساکت می روند و می نشینند و بی صدا و… اما  رییس ناله و نفرین  سر میدهد؟شايد مدتي هم به واسطه حذف كسي قهر كند ؟و سركار اصلي نرود اما فراموش مي كند قرنهاست كه نفر دوم به حكم فرهنگ وتاريخ و… در مقابله با  نفر اول سرانجام بازنده است.آيا در پاريس هم اورا راه خواهند داد؟ :اما چرا قهر ؟که آنها؟؟ توطئه می کنند و.همکاری ندارند یعنی تایید من  و اصحابم را نمی کنند .ـآنها آمده نظر می دهند ولی ….خلاصه او رفتاری متضادو دوگانه دارد .بعد از انتخاب دوم  است که او همه شعارها را فراموش کرده و با قدرت یافتن فقط خودرا می بیند و کارهایش راونور چشمي هارا  …یا با مردم ,زیردستان تند می شود بدوبیراه و…و یا تغییر در رفتار با بالاترها ؟چه مادی و چه غیر مادی او می کوشد وانمود کند با بزرگان ؟؟در تماس است.و یا مثلا دشمنی کند یا دوستی و فرانسوی به سوی امریکا رود و سنت دیرین فرانسه را نادیده گیرد.ویا اینکه در عالم غیب وارد شود؟و از چیز نامعقول با اصرا رزیاد بگوید و بتازد تا.سرزمینی و مردمی زیان کنند و …تا ..قیامتی برسد و داد کهتر از مهتر بستاند واز توطئه و مافیا و..بعد به سه سوت بافشارها عقب نشینی و…….

رئیس که در همه جا هست در مطبوعات ؛در رادیو تلویزیون ؛در صحته داخلی میان مردم ؛ در سفرهای متعدد ودر داخل وزارتخانه ؛سازمانها ودر تمام صحنه های  استانی و خارجی ؛پس بقیه به حاشیه می روند وکم رنگ می شوند .رئیس نمی خواهد تصور کند مردم به توان او شک دارند ؛البته اگر فرصت فکر کردن داشته باشد که محال است وبه خود بیندیشد می بیند ضعف هائی دارد ؛ خیلی .اما نه نباید نشست .گرانی و بیکاری و فقر و فساد اداری؟؟؟اصلا ؟اگر باشد مربوط به دولتهای قبلی است// و…نه نیست .با افزایش فشارها  کم کم باید بپذیرد که او توانائی انجام همه کارها را ندارد.اما چون فرصت فکر کردن براي او مقدور  نیست ؛پس  اجبارا و  ناخودآگاه ساده ترین راه راانتخاب می کند ؛می کوشد عکس آن رااثبات نماید ؛حتی به اطرافیان خود از توانائی ؛قدرت ؛ابتکار وخلاقیت خود می گوید ؛اوباید اثبات کند بسیار تواناتر ازتصور مردم وبخصوص خودش ومخالفین اوست .قبل از آنکه به فکر بررسی مسایل وضعف های خود و چاره اندیشی باشد به توان خود می اندیشد .او دچار توهم می شود هزینه و فایده و وظیفه حکومت و شعارهایش و…همه را از یاد می برد.اقدام به طرح مسایلی در داخل و خارج می کند که دادهمه را هم  در می آورد اما آيا  اینها نشان تاثیر و قدرت اوست؟او به سود وزیان و ضعف و قدرت و عملی بودن و..نمی اندیشد . متاسفانه برای مدتی کوتاه ماجراجویی در سطح جهان ظاهرا موفق است.چون نظرها و خبرها را پر می کند و یا ظاهرا سبب در آمد بیشتر می شود.در آمد بیشتر از معادلات پیچیده بین المللی صورت ساده شده می یابد.و مدتی ظاهرا موثر است.رییس در افکار عمومی جهان هم می درخشد .با کشورها ورهبران دست چندم و قرادادهای بی پشتوانه و روش های غیر مرسوم در آمدها هزینه می شود ..چه سر و صدایی ؟چه انگشت تهدیدی ؟چه ..این منم ؟؟اما توجه به خود بیش از حد و بیهوده ؟چرا اشتباه است ؟؟

این نکته در تفکرات استراتژیک به معنای نادیده گرفتن بخش عظیمی از اطلاعات لازم برای ماندن استوار در صحنه است .هر متفکر استراتژیست قبل از طراحی برنامه ,هدف وحتی ورود به صحنه باید اطلاعات لازم از خود وطرف مقابل را داشته باشد .اطلاعات از خود شامل ؛ضعف ها وقدرت هاست .اگر هر سرداری چشم بر نقاط ضعف خود ببندد وآنها رانادیده بگیرد درواقع به مثابه آن است که در مقابل دشمن بایستد وپاشنه آشیل یا چشم اسفند یار را به او نشان دهد ویا چون کبک سر در برف برده و دم بر هواکند .اثبات اینکه رئیس تواناست بدون توجه به نکته قبلی سبب می شود که او ناگهان  بخواهد قدم های بسیار بلندی بردارد ؛ دور خیزهاییکند بدون امکان و توان و آماده سازی و.. که اگر این دورخیزهارا  یک  ورزشکار هم بردارد آسیب می بیندو چه رسد به فردی که جسم ضعیف و فرتوت دارد .وطبیغی است که  بعد از پرش  :همه نواحی بدن آسیبهای جدی ببیند. خواه الان یا فردا ؟یا حتی در حین راه رفتن بکوشد تا قدم های بلندی بردارد که متناسب با جسم وتوان او نیست ؛در نتیجه در مواقعی ناچار می شود برای حفظ تعادل دستهای خودرا هم بالا ببرد وبکوشد مدام اثبات قدرت خود کند واز ما به جای .ما ,در همه جملات یاد کند .پس از مدتی همراهان از دست اوخسته شده وآرام ارام خواهند کوشید در یکی از این قدم های بزرگ پوستهای  خربزه ای را زیر پای او قرار دهند .غالبا» این فرد در مقابل میلیون ها نفر سخن می گوید ومی کوشد طرح هائی را ارائه دهد که هر چه بیشتر نام او را بلند آوازه کند وممکن است حتی مست در صحنه آمده یا ازدید دیگران سخنان او مستانه باشد .  به هر حال بحرانها و تورم ومشکلات سر برآورده و عرصه را تنگتر و تنگتر می کنند .البته تفاوت شرق و غرب در این است که گاه گاهی در غرب مطبوعات می توانند برعلیه رییس و اعمالش بنویسند و اورا وادار به کندروی یا جبران زیانهای وارده  کنند .هركس هرچه بگويد مهم نيست .اما آمار وارقام رسمي وابليغات چيز ديگر مي گويند.پس قبل از اتمام دوره بايد پوتين وار عمل كرد و ظاهرا خود زيردست رفت اما دسات رورا داشت .هرچند زرنگي زياد سبب جوانمرگي هم شايد بشود … اما در جوامع شرقی گاهي دستهاي بالاتر زود بجنبند وكار را مهار كنند اما در هرحال  باید زمان بگذرد و  حداقل دوره رییس تمام شود . زیرا او اهل گذشت نیست وهرچند گاهي  برعلیه یاران خودهم  شاکی می شود.  اگر سخن وساز مخالف زنند.شاید در پایان دوره اش آش  چنان شور شود که همه به فریاد آیند , و کمی از مشکلات بیان شود .هر چند دیگر دیر است.ودیر شده …تا بلافاصله بعد از او به هر جا که دولت جدید دست بگذارد .نشانهای زیادی از خرابی و زیادن  غیر قابل جبران را بیابد .و چه خواهند کرد در این سو ؟؟آیا حق مردم اعاده می شود ؟نه ؟پس مشکل چون میراث و سرمایه ای منفی ادامه می یابد و در نهایت به ضعف دولت در جامعه و جهان می انجامد..

بر اساس نظریات دموکراسی حکومت نمایده مردم در انجام برخی امور عمومی است .حکومت مثل یک وکیل است.وباید براساس مفاد وکالت و نظز مردم عمل کند. در غیر این صورت باید جای خودرا به دیگری دهد .و کوتاهی دوره انتقال قدرت بر همین اساس است.البته میان شرق و غرب هم تفاوتها هست .مثلا سازمانهای قدرتمند مدنی و سیاسی که منافع فرد و جامعه را صیانت می کنند

بااستفاده از کتاب سرمایه اجتماعی تألیف آقای علی باقری

این اخبار مدتها بعد از درج مقاله فوق در 29 مهر 87 ارایه شده: وفرانوش نکنیم با همه این مسایل فرانسه هنوز قدرتمند است ؟جرا؟

سازمان اطلاعات فرانسوي ها به تازگي به اسنادي دست يافته که طي آن از دسته گل هاي سران و دولتمردان فرانسوي پرده برداشته شده است. يکي از آن شاهکارها هم به جناب سارکوزي رئيس جمهور 53 ساله فرانسه مربوط مي شود که براساس اطلاعات افشاشده اخير، چهار سال پيش با همسر يکي از اعضاي کابينه فعلي اش روابط نامشروع داشته است. زندگي سارکوزي سرشار از اين دسته گل هاي بزرگ است. او رئيس جمهوري است که اصلاحات و وعده هايش او را شبيه ترين فرد به «شارل دوگل» مي کند. خيلي ها به او يک «گليست» واقعي گفته اند. او را بوش اروپا مي خوانند و تمايلات غربي اش را به عنوان مشخصه اصلي اش مي شناسند ولي مثل اينکه جناب رئيس جمهور از اين تمايلات غربي، فقط روابط افسارگسيخته جنسي و باري به هر جهتش را به ارث برده است.

ازدواج هاي سارکو

سارکوزي با پيشينه يي بسيار موفق در وکالت و تخصص کافي در اين زمينه، شهرتي فراوان براي خودش دست و پا کرد و وارد کابينه دولت هاي مختلف فرانسه شد. در همان اوضاع و احوال در سال 1982 با همسر اولش ماري دومينيک کوليويي ازدواج کرد و از او در سال هاي 1985 و 1987 صاحب دو پسر به نام هاي پي ير و ژان شد ولي خانم ماري به زودي دل سارکو را زد و نتيجه اين شد که پس از تولد ژان، آقا و خانم سارکوزي سال ها از يکديگر جدا زندگي مي کردند و اين جدايي در سال 1996 دائمي شد و آنها رسماً از هم جدا شدند چرا که آقاي سارکو مي خواست با معشوقه دلبندش يعني سيسيليا آلبنيز ازدواج کند. سارکوزي اين مدل سابق را در سال 1987 يعني همان سال تولد پسر دومش، در مراسم عروسي اش با ژاک مارتن ديد و يک دل که نه، صد دل عاشق اين زن شوهردار شد. روابط اين دو به جايي رسيد که سيسيليا يک سال بعد شوهرش را با هدف رسيدن به سارکوزي ترک کرد و آنها موفق شدند در سال 1996 و بعد از جدايي سارکو از همسر اولش با هم ازدواج کنند. بعد از اين وصلت سيسيليا به دست راست سارکو و دستيار قابل اعتماد او تبديل شده بود. آنها همه جا با هم بودند و حتي در تمام سفرهاي کاري هم با همديگر ديده مي شدند ولي اين ازدواج هم بعد از گذشت 10 ، 11 سال و در بحبوحه انتخابات رياست جمهوري فرانسه در سال 2007 به بن بست رسيد. خانم سارکوزي در آن ايام و در حالي که شوهرش بيش از هر زمان ديگر به او نياز داشت، کمتر ديده مي شد. او بارها با نزديکانش از روابط مشکوک و مخفي همسرش با زنان ديگر حرف زده بود و گفته بود سارکو به او خيانت کرده است. بعدها معلوم شد جريان از چه قرار بوده و زماني که آقاي سارکوزي در سال 2007 و در يک ميهماني شام به کارلا بروني خواننده و مدل سابق ايتاليا و معشوقه سابق اريک کلپتون آهنگساز نامدار دل باخته و به سرعت با او رابطه برقرار مي کند، خانم سارکوزي هم بيکار نبوده و با يک مدير تبليغات به نام ريچارد آتياس که يک دورگه فرانسوي- مراکشي است حشر و نشر داشته است. اوضاع چنان وخيم شد که مجله paris match روي جلد خود عکسي از سيسيليا سارکوزي و ريچارد آتياس چاپ کرد و مقاله مفصلي هم درباره اين موضوع نوشت. سارکوزي هم چنان برآشفت که با استفاده از رابطه بسيار خوبش با صاحب اين مجله کاري کرد تا سردبير بدبخت اين مجله از کارش بيکار شود. البته اين اتفاق زماني افتاد که سارکو و سيسيليا تصميم به جدايي از همديگر گرفته بودند ولي به هر حال سارکوزي به عنوان شخصي که در حال رسيدن به کاخ اليزه بود، نمي خواست دور و برش را اين گزارش هاي مجلات زرد پر کرده باشند. آن خانم و آقا يعني همان سيسيليا و معشوق جديدش بعدها با اهم ازدواج کردند و جناب سارکو هم که ديگر رئيس جمهور فرانسه شده و به عنوان يک مقام عالي ساکن در کاخ اليزه، نخستين رئيس جمهوري بود که پس از ماجراي ناپلئون بناپارت و ژوزفين، همسرش را در کاخ رياست جمهوري طلاق مي داد، اعلام کرد مي خواهد با کارلا بروني ازدواج کند و اين کار را هم کرد؛ گرچه ازدواج آنها بدون سر و صدا و پشت درهاي بسته کاخ اليزه برگزار شد.

او مي خواهد مشهور باشد

اگر جان اف کندي و همسرش به عنوان رياست جمهوري امريکا و بانوي نخست ايالات متحده از محبوب ترين چهره هاي تاريخ يانکي ها محسوب مي شوند سارکوزي با اين پيشينه عجيب و غريبش هم در فرانسه با او مقايسه مي شود ولي اين رئيس جمهور فرانسوي ها بيشتر از محبوبيت دلش مي خواهد مشهور باشد. روابط بسيار نزديک و تنگاتنگ او با ميلياردرهاي معروف و صاحبان رسانه ها و مطبوعات دست راستي فرانسه باعث شده از حمايت مادي و مطبوعاتي اين دو قشر پرنفوذ بهره مند شود. اگر سارکو بعد از انتخابات سال 2007 و پيروزي در آن با قايق تفريحي وينسنت بولوره(يک ميلياردر بنام فرانسوي) به تفريح مي رود و شنا مي کند دلش قرص است که دوستان مطبوعاتي اش هواي او را دارند. يک بار در يکي از سفرهاي سارکو به امريکا همان مجله paris match عکسي از سارکوزي را در حال قايقراني روي درياچه يي در امريکا چاپ کرد که در آن آقاي رئيس جمهور بدون لباس مشغول پارو زدن بود و بعدها مشخص شد عضلات برآمده و پف کرده پهلوهاي آقاي رئيس را با نرم افزارهاي ويرايش عکس کوچک کرده اند تا اندام رئيس جمهور فرانسه متناسب به نظر برسد. البته اين مساله را مجله اکسپرس افشا کرد چرا که آنها با دسترسي به اصل فايل، عکس واقعي را چاپ کردند و به همه نشان دادند اندام رئيس جمهور چندان هم که paris match تصوير کرده متناسب و ورزشکاري نيست. همين مجله paris match بعد از جريان افشاي رابطه همسر سابق سارکو با ريچارد آتياس و براي جبران مافات عکسي از آقاي رئيس جمهور منتشر کرد که آن عکس حالا در تمام ادارات دولتي و سالن هاي بزرگ فرانسه به عنوان عکس رسمي آقاي رئيس نصب شده است. جالب تر اينکه اين عکس را عکاسي به نام فيليپ وارن انداخته که بيشتر شهرتش به دليل پاپاراتزي بودنش است و شکار صحنه هاي مخفي زندگي آدم هاي معروف و مشهور.

البته بعضي از مطبوعات فرانسه هم با سارکو سر ناسازگاري دارند. علاوه بر فيگارو که همواره به سياست هاي آقاي رئيس مي تازد، مجله journal dimanche هم در سال 2007 با چاپ مقاله يي درباره عدم رغبت سيسيليا(همسر دوم سارکوزي) براي شرکت در دور دوم انتخابات رياست جمهوري و راي دادن به سارکوزي، جنجالي بزرگ به راه انداخت. آن زمان سارکو و سيسيليا از هم طلاق نگرفته بودند ولي تقريباً جدا از هم زندگي مي کردند. سارکوزي اين حرکت را بي نصيب نگذاشت و فشارهاي فراواني عليه اين مجله اعمال کرد. البته همزمان با اين جريان گفته مي شد سارکو با يکي از خانم هاي خبرنگار فيگارو يعني همان روزنامه يي که عليه سارکوزي مطلب مي نويسد، رابطه دارد. روزنامه سوئيسي لومارتن از رابطه سارکوزي با دختري به نام آنه فولدا که خبرنگار فيگارو بود، پرده برداشت و روزنامه هاي فرانسوي هم آن را به شدت دنبال کردند ولي سارکوزي هم به سرعت از آن روزنامه شکايت کرد اما ظاهراً هيچ دليل و مدرکي دال بر برائت يا عدم برائت طرفين دعوا به دست نيامد تا احتمال وجود اين رابطه هم همچنان وجود داشته باشد.

رد پاي سارکوزي در فيلم هاي جيمز باند هم ديده مي شود و او در کنار توني بلر شخصيت هايي هستند که پديدآورنده بيست و دومين فيلم از سري جيمز باند يعني متيو آمالريک از آنها الهام گرفته و شخصيت آدم شرير فيلم را ساخته است. حتي ميل به مشهوريت در حرف هاي سارکو هم ديده مي شود و او در مصاحبه يي قبل از دور اول انتخابات رياست جمهوري فرانسه در سال 2007 گفته بود آنهايي که گرايش جنسي به کودکان دارند، از مشکل ژنتيکي رنج مي برند و مساله بزرگ ما اين است که راه درمان برايشان پيدا کنيم. در همان زمان و بعد از اعلام جدايي مجدد سارکوزي از همسر ديگرش (يعني همان خانم سيسيليا)، مردم پاريس ديدند که او همراه با کارلا بروني به ديزني لند رفت و در حالي که حلقه ازدواجي هم در دست نداشت، با معشوقه جديدش به سيروسياحت پرداخت. بسياري از هم حزبي هاي سارکو اين رفتار او را مناسب شخصيتي که در حال تبديل شدن به رئيس جمهور فرانسه است، ندانستند ولي تعدادي از دوستان نزديک سارکوزي هم معتقد بودند آقاي رئيس جمهور با هر دختري که دوست داشته باشد، مي تواند رابطه برقرار کند چرا که ديگر همسري ندارد و از زن سابقش جدا شده است.

دفترچه يي که همه را رسوا کرد

جديدترين ماجرا از سري ماجراهاي عاشقانه و پشت پرده جناب سارکو به چهار سال پيش بازمي گردد. ماجرا اين است که اخيراً قضات بلندپايه فرانسه به جهت افشا کردن زدو بندهاي کثيف سياسي سران اين کشور، منابعي را کشف کرده اند که از بسياري از کثافت کاري هاي بزرگ و کوچک دولتمردان فرانسه پرده برداشته است. اين منابع، همه در يک دفترچه يادداشت کوچک وجود دارند که متعلق به «ايوو برتراند» رئيس سابق پليس مخفي فرانسه است. برتراند از سال 1993 تا 2004 حدود 12 سال رئيس تشکيلات قوي و مخوف پليس مخفي فرانسه (RG) بود و طي اين مدت در دفتر يادداشت خصوصي اش به بيان خاطرات، نکات ريز و درشت و بعضاً اسراري در مورد سران دولت و دولتمردان فرانسه پرداخته بود. براساس بخشي از همين يادداشت ها، سارکوزي در زماني که وزير کشور فرانسه بوده با همسر يکي از اعضاي کابينه فعلي اش رابطه جنسي نامشروع برقرار کرده است. البته نام آن وزير نگون بخت افشا نشده تا آبرويش نرود ولي ناگفته پيداست که با افشاي اين رسوايي کثيف، تمام اعضاي کابينه فعلي سارکوزي در مظان اتهام قرار گرفته اند.

يادداشت هاي ايوو برتراند 67ساله مطالب جالب ديگري را هم دربرمي گيرد. مثلاً او در جايي از دفترش خاطرنشان کرده که ژاک شيراک رئيس جمهور سابق فرانسه در سال 2003 و در کلينيکي در کانادا عمل «فيس ليفتينگ» يا همان «کشيدن صورت» را انجام داده است. او حتي از زندگي خصوصي و روابط شخصي ليونل ژوسپن نخست وزير دولت شيراک هم چيزهايي در دفتر خاطراتش آورده است. گفته مي شود اداره تحت نظر برتراند، مجموعه کاملي از رفتارها، عادات و علايق شخصي و بعضاً رفتارهاي جنسي دولتمردان فرانسوي را در اختيار داشته و آقاي برتراند اين اطلاعات را به شکل يک بانک اطلاعات کامل گردآوري مي کرده است. مجله Le Point که اين خبر را منتشر کرده، از زبان برتراند مي نويسد؛ «اطلاعات ثبت شده در اين دفتر يادداشت صرفاً براي امور اداري بوده و اين طبيعي است که رئيس پليس مخفي بايد اطلاعاتي در مورد کارهايش داشته باشد. من کاري به زندگي خصوصي آدم ها نداشتم و اگر هم چيزي در اين مورد نوشته ام، همه اش در راستاي محافظت از اعضاي دولت بوده است.»

سارکوزي در سال 2004 و به عنوان وزير کشور فرانسه برتراند را از کار برکنار کرد چرا که مي پنداشت او به نفع رقيب يعني ليونل ژوسپن و براي بدنام کردن سارکوزي کار مي کند. سه سال بعد و پس از به قدرت رسيدن سارکو به عنوان رئيس جمهور فرانسه، تشکيلات پليس مخفي فرانسه به دستور مرد اول کاخ اليزه منحل شد و به جاي آن سازمان جاسوسي ديگري جهت انجام امور اطلاعاتي داخلي کشور فرانسه تشکيل شد.

من هم بچه مي خواهم

کارلا بروني حالا بانوي اول فرانسوي ها است. گرچه بيشتر عمرش را در فرانسه گذرانده ولي اصالتاً يک ايتاليايي است که حتي به گفته خودش هم نمي داند به عنوان يک زن ايتاليايي چطور سر از کاخ اليزه درآورده و بانوي اول فرانسه شده است. مي گويد دوست دارد او را با همسر جان اف کندي مقايسه کنند. دوست دارد خانواده آنها را با خانواده کندي شبيه بدانند و از همه مهم تر دوست دارد با اينکه 40 سالش است، از سارکو بچه داشته باشد.

چند وقت پيش شايعاتي در مورد برآمده شدن شکم همسر رئيس جمهور و بارداري او در مطبوعات و رسانه هاي فرانسه نقل شد ولي خود خانم سارکوزي گفته اينها شايعه است و بزرگ شدن شکمش احتمالاً به باده گساري هاي وقت و بي وقتش مربوط مي شود. او که زماني يک مدل معروف ايتاليايي بوده همواره از گذشته اش تقريباً فراري است چرا که همين چندي پيش و بعد از منتشر شدن تعدادي از عکس هاي برهنه اش که مربوط به زمان مدل بودنش هستند، از سوي رسانه هاي مخالف سارکوزي تحت فشار قرار گرفت و حتي آن عکس ها در يک حراجي بزرگ به ارزش 45 هزار پوند به فروش رسيدند. حالا خانم اول فرانسه هم به صرافت افتاده و مي خواهد تا شوهرش براي به دام انداختن يک شکار ديگر دست به کار نشده، از او بچه دار شود و با منحرف کردن ذهن آشفته سارکو به سوي اين بچه جديد، موقعيت خود را به عنوان بانوي اول تثبيت کند. گرچه سوابق سارکوزي و دو ازدواج شکست خورده قبلي اش چيزي غير از اين مي گويند. شما نظري نداريد؟

*اعتماد

برچسب‌ها: , ,

یک پاسخ به “روانشناسی حکام تازه به دوران رسیده:سارکوزی و…”

  1. احمد رضا می‌گوید:

    سلام استاد. نظرات شما به صورت کلی در مورد حکام به تازه به دوران رسیده بیان شده و سارکوزی به عنوان مثال آورده شده
    اما به نظر میرسد میتوان محمود احمدی نژاد را هم جزء این دسته به حساب اورد. نظر شما چیست؟ به نظر خودم که همین در لفافه نوشتن شما به همین دلیل است و خوب منظور را رسانده اید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 101 مشترک دیگر بپیوندید