مراسم عروسی در کلات نادری ( زنان و زندگی )

بدست

به شادی رنگها و حرکات نگاه کنید دستهای موزون و چرخش ها نمایانگر چرخ زندگی است و ادامه دارد ادامه شادی من برای او شادی او برای ما!
clipped from www.etemaad.com

مراسم عروسي در کلات نادري عکس؛حسن سربخشيان

21 پاسخ به “مراسم عروسی در کلات نادری ( زنان و زندگی )”

  1. وحیده می‌گوید:

    با عرض سلام و اهدای احترام :
    وبلاگ جالبیه ، من خودم از بچه های کلات هستم خوشحالم از اینکه سایتی هم مخصوص شهر من هست ، رسم و رسوماتی خاص و جالبی داره مثل همین مجالس عروسی ، کشاورزی ، حتی کاخی توی شهرمون هست می تونیم مقاله تهیه کنیم البته اگر بخواهید شما می تونید بهتر از این مقاله پیدا کنید
    دانشجوی رشته کامپیوتر

  2. سعيد صباغ می‌گوید:

    سلام . منم خوشحالم كه از زادگاهم اسمي به ميان آمده و مردم ميتونن كلات نادري را بهتر بشناسند . اگر كمكي براي براي به روز نمودن سايت مي توانم انجم بدهم بسم الله….

  3. حميد می‌گوید:

    وبلاگ جالبيه من خودم اهل آبگرم كلات هستم لطفا درباره ي آبشار وآثار تاريخي ابگرم بنويسيد

  4. ابراهیم می‌گوید:

    خوشحالم از اینکه هم شهریهایم در عرصه تبلیغات وب برای شناساندن زادگاهمان فعال شده اند.
    من خودم دانشجوی دکتری داخل و الان مشغول فرصت مطالعاتی در کشور ایتالیا هستم.
    از شروع کار بسیار خوشحال شدم . در فکر توصعه آن باشید و البته بنده هم هر کاری از دستم بر آید در خدمتم.

  5. وجيهه می‌گوید:

    سلام خيلي خوشحالم از اينكه همشهريهام به فكر كلات افتادن انشاا… بتونيم باعث پيشرفت شهر عزيزمون بشيم
    من دانشجوي معماري هستم هر كاري كه از دستم بر مياد در خدمتم

  6. شهناز می‌گوید:

    سلام خيلي خوبه ولي من از كلات خوشم نمياد

  7. قاصدک می‌گوید:

    سلام به همه،من یه محققم که دارم راجع به فرهنگ مردم کلات تحقیق می کنم؛خواهش میکنم بازم از این عکس ها بزارین،ما فرهنگ غنی داریم باید همه از اون مطلع بشن.

  8. وحید غلامی می‌گوید:

    کلات شهر جالبیه امیدوارم آدماشم مثل خودش خوب بشن نه زیرآب زن به امید سربلندی کلات

  9. مهدی افسریان می‌گوید:

    از مطالب و تصاویر زیبای شما در این سایت بسیار متشکرم خیلی لذت بردم

  10. رضا فيروزيان می‌گوید:

    اين مطالب بسار جامع هستند وشهرستان زيباي كلات را بيشتر به مردم ايران معرفي مي كند

  11. saeed می‌گوید:

    سلام . منم یک عضو کوچکی از بچه های کلات هستم . موفق و سر بلند باشید

  12. marziyeh می‌گوید:

    سلام من تازه ساكن كلات شدم .دانشجوي ترم اخر مهندسي نرم افزار هستم يعني فقط پروژه و كارآموزيم مونده.من هم هر کاری از دستم بر آید در خدمتم.

  13. پویا می‌گوید:

    با سلام
    متاسفانه با اینکه شهر کلات یک شهر تاریخی می باشد مندر اینترنت هیچ سایتی که تارخ کلات را به خوبی و درستی مطرح کرده باد پیدا نکردم.
    لطفا اگر اطلاعاتی راجع بعتاریخچه کلات دارید در اختیار من قرار دهید.

  14. هادی می‌گوید:

    عکس خیلی زیبا و توضیح هم قشنگ بود.پس فردا دارم میام اونجا واسه ضیط یه مسابقه تلویزیونی.کاش عروسی هم ببینم!

  15. محمد می‌گوید:

    من از شهر کلات خیلی دورم ولی از شهر خودم بیشتر دوستش دارم.کاش منم تو کلات زندگی میکردم

  16. محمد می‌گوید:

    سلام بر کلات ومردم بامحبت ودوست داشتنی،

  17. احسن میری می‌گوید:

    ز یزدان بر آن کس درود مرا سرزمین نام ایران نمود
    هرچند بالیدن به تاریخ پر فراز و نشیب ایران جای بسی افتخار است لیکن افتخار سرزمینم کلات این است که پر ورانده آخرین جهانگشای شرق است و سربلند و سرافراز تاریخ دیروز بوده و امروز مهجور .به امید سرافرازی سربلندی ایران و یادگار پاکان ونیک سرشتان سیاوش وار کلات
    پاسخ:
    يادتان باشد اگر نادر حكومت هندرا براي جواهرات آن يا هر چيز ديگر….منهدم نمي كرد .انگليسيها هم بر آن مسلط نمي شدند كه بعداز آنها هم بيايند و خليج وهرمز را بگيرند و قرنها دودمان اين سرزمين را به يغما برند

  18. مجتبي می‌گوید:

    سلام.خيلي خوشحالم كه مسولين به فكر شهرم هستن وبا ارزوي سربلندي وموفقيت بيشتر براي شهرومردم كلات.من دانشجوي مديريت بيمه هستم

  19. محمدحسن صباغ کلات می‌گوید:

    سلام .به هرچه بچه های خوب کلات ..
    با وبلاگ naderem
    ودفتر های محمدحسن صباغ کلات ،
    و نادرم و کلات نادر ، در سایت شعرنو
    در خدمتم .
    برای اعتلای نام کلات و نادر وکلات نادر
    خواهیم کوشید .
    مخلص تاریخی کلاتی ها
    محمدحسن صباغ کلات .

  20. محمدحسن صباغ کلات می‌گوید:

    سلام .
    برای فتح باب تقدیم می شود
    ————————–.
    ااین همه ا وراق بها دار چیست ؟!
    هیچ یکی ، ده به یک پار نیست !!
    برق ، چو بینی ؛ بپرانی فیوز .
    گاز ،گرفتی ؛ ! به خم آیی زقوز .
    آب بــــــــها ، قیمت آب فرات .
    پر برکـــــت ؛ عین برنج کلات .
    آب ، صد ؛ وبرق ، صد؛ و گاز صد.
    با تلفن ، سیصد و صد ، شد ؛ نود !!
    کار من است ؛ این همه ، پرداختن .
    سال نــــــــــــود ، با نودی ساختن .
    ***
    مفتعلن ، مفتعلن ، فاعلن

  21. محمدحسن صباغ کلات می‌گوید:

    سلام.
    بخش اول از نوشته ء «زبان آذری»را
    تقدیم می کنم.
    —————————————————————————–
    بنام خدایی که معجزهء زبان را آفرید.

    و به قلم سوگند می خورَد
    —————
    ز بــا ن آ ذ ری
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1 – پار سی دری
    2 – تر کی بیا با نی ، ترکی دری
    3 – زبان تبریز ، آذ ری نیست.
    4 – ترکـی ،ترکی است ؛نه آ ذ ر ی
    _____________________________________________

    اول – پارسی دری
    ——————
    امپراطوری بزرگ ایران باستان ، با آ ن عظمت و وسعت یک
    زبان رسمی و کلّی برا ی همهء استان ها داشت .
    ماد بزرگ وماد کوچک، که بوسیلهء ماد ها به وجود آمد ؛ یک
    زبان کلی داشت .که در همه جا رایج بود ،و به آن » پارسی دری»
    می گوییم .با گویش هایی کما بیش متفاوت ، در مناطق مختلف .
    وماد کوچک ، که در آذر بایجان ، ازقفقاز و آران رو به پایین تا
    اصفهان مستقر شده ؛ ویا می شد ند .
    در ایالات گسترده و متعد د ، گویش های متفاوت با هم ودر عین
    حال بر پایهء پارسی ( همان پارسی باستان ) و مبتنی بر آن
    رایج بود .
    تمام نقاط این امپراطوری در نحوه ء گویش های محاوره ای خود
    توجهی به پارسی پایتخت .که همان در بار باشد؛ یا(لا اقل) بعد ها
    مطرح شد ؛ همانا پارسی درباری یا پارسی دری است ؛داشتند .
    واژهء پارسی د ر ی ، شاید ؛ به این صورت فعلی مصطلح
    نبوده ؛ در حالیکه ، این ، عنایت مردم را نفی نمی کند .
    وهمیشه هم همینطوربوده وهست. درهرمحلی اهالی آنجا سعی بر
    این دارند ؛ که به لهجه و یا گویشِ محلی ، دیگر که در بینشان و
    یا در ذهنشان آنها را والاتر و بالا تر و بهتر، می ببینند ویامی-
    دانند ؛ صحبت کنند . و باصطلاح کلاس بگذ ارند .
    روستایی ، با لحن و لهجه ءشهر نزدیکش ، صحبت می کند.
    وشهری متوجه شهر بزرگتر ؛ و مرکز استانی به طرزبیان
    پایتخت .وساکن مرکز ی سعی میکند؛ کلماتی را به کار ببرد ؛
    که دیگران ؛ تصور کنند . او از فرنگ آمده است.
    ترکی – فارسی
    درایام طفولیت ، متوجه شده بودم ؛ که ما با بقیه از لحاظ زبان
    محاوره متفاوتیم
    می گفتم : چرا دیگران مثل ما صحبت نمی کنند . ویا چرا ما
    مثل انها حرف نمی زنیم ؟
    کم کم فهمیدم . چون که در داخل مدرسه ، این موضوع خیلی
    بیشتر اشکار شد.
    اوایل شرمنده بودم ؛ چون که من ، مثل انها نـبودم . ومعنی
    بعضی کلمات را نمی فهمیدم .
    معلم به من می گفت : چند حیوان خانگی را ، نام ببر .
    من می گفتم : باشد . می برم . می گفت : زود تر ، باز
    من بیشتر گیج می شدم .
    با خود م، می گفتم : الان چه وقت نان بردنه اینهم ، گیر
    داده است ؛ نهایتا ؛ من تا اخر زنگ د ستها بالا ؛ یک
    پا بالا؛میماندم .
    یک روز که، توی باغمان بودیم ؛با یکی از همکلاسیها یم.
    او پرسید ؛ داری چه کار میکنی؟ گفتم : این حیوان ها را
    نان می برم .آ نروز،بود که فهمیدم ؛ قضیه ازچه قراراست.
    درواقع ؛ من، فقط همآ ن روز تو باغ بودم .
    *****
    بعضی وقتها ، توی مدرسه ، می شنیدم ، که می گفتند :
    » ترکا »
    ومن شرمنده تر از پیش می شدم . واز خدا، گله مند بو
    که چرا ؟ من را ترک افرید .
    عقلم هنوز متوجه امکانـا ت نبود ؛ و قـد نمیداد.
    کم کم می دیدم ؛ باز هم ،ما باصطلاح آنها ، » ترکا »
    خیرم باشد !؛ دو گونه ، حرف میزنیم.
    که ، می گفتند : ترکی ِ تبریزی
    ترکیِ کلاتی
    ا و نها ، به ما لغز می خواندند ؛ ما باز، به یکد یگر .
    باز هم ، من غصه می خوردم . چون که ، می گفتند :
    ما بهتر از شما حرف می زنیم .
    همچنان متحیر بودم . » یارب ، زِد نی ، تحیّرا .»
    ****
    روز گارم ، در حیرت سپری می شد .
    تا زمانی که ، کم کم ، درس تاریخ فرا رسید.پادشاهان .
    برای من خیلی جالب بود ند . قصر و تاج شاهی و تخت
    وکلمات دیگر ؛ اریکه ، سریر ،اورنگ ، ارگ ، و
    کاخ و ازین گروه های خونی . و » جنگ » . حمله
    قلعه ، محاصره ، شمشیر ، تیغ ، قلیچ ، سردار…..
    ، یکی فاتح می شد ؛ یکی شکست می خورد . یک
    سلسله منقرض می شد. می زدند؛ومی کشتند.می بردند.
    تا رسیدیم ؛ به حملهء مغول و چنگیز؛ مغول ، ترکا
    کلمه ترک منو از شادی دیوانه می کرد .بله ؛ که ….
    این ، ماییم .
    خوب شد ؛ معلممان زیاد توضیح نداد ؛ ومن نفهمیدم.
    که مغول چه ربطی به ترک دارد ؛
    اما همان طور که گیلانی ها از گرگان به این طرف را
    مشهد می گویند ؛ ومازندرانی ها ،از بابل به این طرف
    برایشان مشهد است .
    (نا م قبلی با بلسـر ، مشهد سـر بوده است )
    ما مشهدی ها هم از آشخانه به بعد را رشت می گوییم .
    هر کسی که ،کمی چشمش بادام مانند باشد ؛ یا ریش ندارد.
    و کوسه است ؛ می گوییم مغول ؛و یا ترک.
    بیشتر کلمه ء ترک .
    اما شادی من طولانی نشد ؛ چون که شنیدم اقای معلم به
    به چنگیز توهین می کرد ؛ و می گفت : تُرکه……
    من کم کم ، مجبور بودم ؛ یواشکی افتخار کنم ؛ که
    ترک هست
    دو راهی افتخار و عار

    تا ، آقا معلم ، نفهمد ؛که من افتخار کرده ام .
    تازه اگر هم ، می فهمید ؛ کار از کار گذشته ب
    هر چه دلم می خواست ؛ افتخار کرده بوده ام . ولی من
    نمیدانستم چرا به چنگیز بد وبیراه میگفت .
    در بین بستگانمان هم ، چند تا چنگیز داشتیم ؛انسال
    حتی توی همان کلاس هم .
    وقتی اقا ی معلم، بد می گفت : همه بر می گشتند و به
    او نگاه می کردند .
    اما وقتی که کلاس تمام می شد . پز دادنم شروع
    می شد .
    این ، ماییم .
    این غرور محرمانه ، داشت زیر زمینی می شد ؛که
    یک روز درزنگ تفریح ، بین بچه ها ی همکلاسیمان
    سر» این ماییم» وغیره دعوا شد . کار به دفتر مدرسه کشید
    خداوند مد یرمان رارحمت کند؛وقتی کلمهء معلم بطور مطلق
    یا سمبل مطرح می شود. قیافهء بسیار زیبا وبرازنده دوست
    داشتنی او در نظرم مجسم می شود . ان مو ها ی نیمه سفید
    و همیشه اراستهءاو با ابهت مد یرانه اش اما بسیار مهربان
    حتی هنوز هم کلمه « بسیار خوب ».را اگر بکار میبرم ؛
    بیاد سیمای ملکوتی اوست . چون «تکیه کلامش «همین بود .
    «بسیار خوب » .انگار رسالت او همین بود ؛ که در مدرسه
    او همه چیز همیشه بسیارخوب باشد ؛و خوب باشد .
    و اگر کسی کلام بسیارخوب را بکار ببرد ؛امکان ندارد
    بیاد او ، نیافتم ؛ و درود و رحمت برای او نثار نکنم .
    خدایش رحمت کناد . مرحــو م عنصری ………….و..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 101 مشترک دیگر بپیوندید