بااستفاده از کتاب سرمایه اجتماعی در ایران اثر و نوشته اقای علی باقری .
انسان موجودی اجتماعی است. گرایش به دیگران دارد. دوست دارد مورد توجه باشد.دلایل و انگیزه های ان هم متعدد است. فعلا به ان اشاره نمیکنیم.اما هر انسانی ترکیبی از روحیه فردگرایی و تمایل به خلوت وانزوا و روحیه اجتماعی با توجه و گرایش به جمع است .هیچ فردی مطلقا تمایل به انزوا نداردیا مطلقامایل به جمع نیست.امکان دارد فردی بیست یا هشتاد درصد اجتماعی یا منزوی باشد اما صد در صد نمیشود.افراد بسیار اجتماعی هم گاه تمایل شدید به رفتن در انزوا دارند.ترکیب این تمایل حاصل تربیت و اموزش خانوادگی است.اگر فردی اجتماعی نتواند خلوت داشته باشد. یا فردی صد درصد منزوی شود وامکان تماس با دیگران نیابد بیمار می شود.زندان انفرادی به این دلیل شکنجه بی صدا تلقی می شود.زیرا فرد ناگهان از محیط اجتماعی کنده شده و ناگهان در جای محدود قرار می گیرد.امکان ارتباط ندارد.بخش اجتماعی شخصیت اوناگهان دچار ضربه میشود .در اینده به این بحث بیشتر اشاره می کنیم.افراد از نظر کیفیت ارتباط اجتماعی به چند گروه تقسیم میشوند.افرادی که جاذبه زیاد یا متوسط دارند . اینها یا در میان همه جاذبه دارند .یا عده ای افرادی که دافعه زیاد یا قابل توجه دارندو عدهای هم بینابین هستند.درفصل بعد به تقسیم بندی و توصیف انها می پردازیم.
دراینجا به گروه خاصی از نظر روانی اشاره می کنیم افرادی که ظاهری اراسته؛ لباس خوب ومرتب دارنددر نحوه بیان وایجاد رابطه با مردم هم مشکلی ندارند ؛ اما گاه افرادی که در کنار آنها قرار می گیرند؛ نسبت به انان حس ناخوشایندی می یابندودلشان نمی خواهد با آن فرد ارتباط داشته ومی کوشند به سرعت از او دور شوند. اگر بپرسید چرا ؟ چه شد که ترجیه می دهیدبا ان فرد درتماس باشید واز او می گریزید؟؛ نمی توانند توضیح دهند واگر از آن فرد اصلی هم دلیل دافعه اش را بپرسد او هم پاسخی در رابطه یا دافعه خود ندارد.
افرادی که قدرت دافعه زیادی دارند معمولا کسانی هستند که به نوعی پنهان کارند ؛ احساسات وعواطف وخواسته های فعلی خودرا بیان نمی کنند ؛ همواره قیافه ای ثابت ومرتب دارند ؛ از ناراحتی خود به دیگران چیزی نمی گویند ؛اگر عصبانی هستند ؛ اگر غم دارند ؛اگر خیلی شادند؛ می کوشند آن را نشان ندهند ؛ به ویژه وقتی که احساس ناراحتی دارند یا مثلا عجله دارند ؛ می خواهند به جای دیگری بروند وشما به نزد او رفته ونشسته اید ؛چیزی به شما نمی گویند .
رفتارشان هم به ظاهر عادی است اما شما حس می کنید در کنار او احساس خوشایندی ندارید ؛ دیدن وحرف زدن با او برای شما عذاب آور می شود ؛پس ترجیح می دهید ناخودآگاه از او دور شوید ودر صورت تکرار این مساله ؛عطای اورا به لقایش بخشیده وکاملا او را از خود دور کرده ودفع می کنید .اگر هم نظر دهید ؛می گوئید نمیدانم یک جوری خوشم نمی آید .
افراد دفع کننده معمولا در خانواده ای رشد کرده اند که پدر یا مادر یا هردو دارای تحکم وسلطه زیاد بر فرزندان بوده اند ؛سخت گیری های بیش از حد وبیهوده می کرده اند ؛فرزندان حق اظهار نظر نداشته اند؛برای هر کاری باید اجازه گرفته وبرای کوچکترین مساله توبیخ شده اند؛ پس طبیعی است در چنین وضعی آنها امکان رشد عاطفی وروحی وروانی نیافته اند؛ مدام محتاطانه برخورد کرده وآموخته اند احساس خود را پنهان کنند ولو احساسی که شدیداآنها را آزار می داده . آموخته اند آن را پنهان نمایند .و هنگامی که خانواده تشکیل می دهند ناخود اگاه این روش را با همسر و فرزندان دارند .این مسله توسعه یافته و ادامه می یابد.
انان در کودکی هرگاه شاد بوده اند اجازه بیان احساس خود را نداشته اند ؛ دچار مساله ومشکل بوده اند مخفی کرده اند ؛ترسیده اند ؛ نگفته اند؛چیزی می خواسته اند یا علاقه به لباس وکفش وغذائی خاص داشته اند ؛قادر به بیان نبوده ؛یا در صورت بیان مطلب شدیدا تنبیه وسرکوب شده اند .نتیجه چه می شود ؟فردی تربیت شده که حتی احساسات وعواطف ونیازهای خودرا از خود پنهان می کند ؛لذادر هنگامی که عجله دارد غمگین است ؛ نیاز به تنهائی دارد ؛ اما ناچار است در کنار فرد دیگری باشد وآن خواسته ونیاز را هم سرکوب می کند .روح او در فشار ومحدودیت است اما انرژی منفی از خود ساطع می کند ؛ لذا طرف مقابل علیرغم ظاهر خوش او ازاو دور می شود .روانشناسی امروزسالیان درازی است که بررسی روح را کنار نهاده وان را در مخاسبات خود وارد نمی کند . از این رو قادر به حل مشکل بیماران به طور کامل نیست ونیمی از ان را نادیده می گیرد.دوری ونزدیکی ؛جاذبه ودافعه انسان ها تنها به جسم وظاهر مربوط نیست ؛ به روح انسان ها هم مربوط است .
چه باید کرد؟
.این قبیل افراد چه باید بکنند؟!اول آن که شروع به خودشناسی کنند ؛موارد سرکوب شده در طول زندگی خود را لیست کرده وبه بررسی آثار ونتایج آن بپردازند ؛از نزدیکان ودوستان خود بخواهند احساس خود را در مراحل مختلف به آنها بگویند ؛پس از آن شروع به تغییر رفتار وعادات خود نمایند ؛بکوشند ؛اولا در هر لحظه خودشان احساس خود را درک کنند وبا آن روراست وصادق باشند ؛ببینند غمگین هستند چرا؟وبه خلوت نیاز دارند؟ در نزد کسی هستند ورودر بایستی دارند .از سوی دیگر قرار دارند باید زود بروند ؟عصبانی هستند؟ …در خود نریزند آن ها را نشان دهند ؛ به شکل زیبائی بیان کنند ؛ البته زمان می خواهد ؛پس به تدریج وبه شکل صحیح احساس خود را حتما بروز دهند .
به طرف مقابل بگویند در حال حاضر چه احساسی دارند ؛ چه نیازی دارند واین امر در طول زمان سبب می شود که مردم آن فرد را انسانی صادق وبدون رودربایستی بدانند؛احساس راحتی کنند ؛ در برخورد با او تکلف نداشته باشند پس بجای فرار از او به سوی او می روند . دوستان ما اگر بدانند در آن لحظه در چه حال وهوائی هستیم می توانند رابطه بهتر ودرستی برقرار کنند ؛ به ما کمک کنند وبه خودشان .
باید درجامعه رودربایستی ؛ تعارفات بیهوده را کنار نهاد ؛ به بیان عواطف واحساسات پرداخت ؛ در حدی که مربوط به طرف مقابل است ؛ این امر جاذبه مارا در محیط بیشتر کرده ودافعه را از بین می برد .دقت کنید در اطراف خود تان ببینید؛ آدم های خشک وکسانی که همیشه در یک حالت روحی خود را نشان می دهند موفق تر و جذاب ترند یا آنها که راحت برخورد می کنندوشما در روبروشدن با آنها به سادگی پی به حال آنها می برید ؟وترجیح می دهید که بیشتر با کدام یک از آنان در ارتباط باشید ؛ هر که می خواهد باشد .
اوت 31, 2007 در 12:16 |
با سلام !
از علم روانشناسی برای پیش بینی و پیشگویی رفتارها استفاده می کنید. این البته جالب هست.
مارس 11, 2008 در 16:22 |
آفرين! متن خوبي بود
آوریل 3, 2008 در 23:44 |
ضمن سلام
من مدنها دنبال چنین مطالبی می گشتم که خوشبختانه در این سایت پیدا کردم و بسیار مفید بود
با تشکر
ژوئیه 12, 2008 در 01:16 |
سلام
نکاتی که در مورد جاذبه بین مردم بهش اشاره کردین جالبه اگر میشه یه کمی بیشتر مطلب در این مورد بزارین . ممنون ………………..
** امیر پدرام **
ژانویه 25, 2009 در 15:40 |
ممنون از اين آگاهي كه دادين من دقيقا شخصيت پنهان دارم حالا بهتر مي تونم به خودم كمك كنم. مرسي
فوریه 6, 2009 در 17:11 |
merci mofid bod.omidvaram betonam khodamo dorost konam.man 27 salame az nazare khanevade ,mali,ejtemae,zibaee….moshkeli nadaram .hame migan khanevadat kheili khoban.ziba hasti va …vali vaghti ba khastegaram miram biron dige nemiyan nemidonam shayad 6/7 mored bishtar bode.ba ye agha pesari dost bodam 9 mah ishon tasmime jedi dasht ba man ezdevaj kone az akhlagham khoshesh miumad az hamechiz vali vaghti hamdigaro didim hamechiz avaz shod nemidonam chi konam daram daghon misham..komakam konid khahesh mikonam chera vaghti mano mibinan nazareshon avaz mishe ????
ژوئیه 27, 2009 در 01:15 |
azize delam narahat nabash har che dir ayad behtar ayad.to onchizi ro jazb mikoni ke behesh fekr mikoni.khodet ro bavar dashte bash va iman dashte bash ke khoda baraye har chizi jofti gharar dade pas ajale nakon ke kare sheitone
مارس 31, 2009 در 14:59 |
خوب بود
کمی خلاصه تر بنویسید
ژوئن 16, 2009 در 10:23 |
سلام
مطلب بدي نبود
اما جامعه ما اون طوري كه من تجربه كردم براي احساسات ارزشي كه بايد قايل شوند را قايل نيستند
همه چي پول شده و در محيط كار همه مي خواهند كارشون به يه طريقي انجام شود و كاري با احساس ندارند
من خودم دختري هستم كه هميشه هر احساسي كه داشتم را به زبان آوردم ، دوستانم باهام راحتند و من هم همينطور اما در محيط كاريم همين روحيم باعث خنده ديگران مي شه!!!!
در خارج ار محيط كاري آدما مي تونن خودشون باشن اما سركار بايد تظاهر به آنچه كه نيستند كنن!!!
ژوئیه 27, 2009 در 01:20 |
javame ba ravabet shekl migire ama manam motaghedam ke har sokhan jaee 0 har nokte makani dard
ژانویه 4, 2010 در 09:02 |
مطلب بسیار جامع ومکملی دراین متنی که نوشتین نحفته بود واقعا به عمق موضوع رسیدین وهمینش کمک میکنه نشون دادن یه چهر ه شادو خندان درظاهر و درعقب ان چهر ه غمگین درونی یه مشکله بزرگه و به نظرم کمبود محبت از طرف اطرافیان یا ندانستن خود شخص و پیدایش غریزی که در طور خلقت ما بوده و خواسته های ما با هم فرق داشته برا همین من از یک جامعه ای که بودم ونفوزخوبی داشتم به یک جامعه دیگه سفرکردم که حتی احوال پرسیشون با ما فرق میکرد رفتم خوب تا بیام یاد بگیرم و تحمل کنم عمری گذشته چاره ایم ندارم چگونگیه نفوزو از یادگرفتن ازدیگران وگوش کردن به نحوه برخورد (کی عصبانی میشن وچرا ؟کی روی خوش نشون میدن وچرا ؟ کی بی اعتنایی میکنن وچرا ؟کی هیجان زده میشن وچرا ؟ ….) خودمو مقایسه کردم دیدم هیچ فرقی ندارم از بلکه ازدرون خودیه خود خودمو سرکوب میکردم وحرفتون درسته من ازکودکی سرکو ب شدم فرصت اظهار عقیده و خواسته نداشتم . ازتلاش و بشردوستیتون متشکرم به امید پیشرفت بیشتر شما