انسان در طول تاریخ برای جواب دادن به سوالات مختلفش به هر ابزاری متوسل می شود که گاهی اوقات این ابزار مطابق چارچوب منطقی و علمی نمی باشد لذا شروع به خرافه سازی میکند لذا در علم شروع به خرافات می کند و چیزهائی می سازد که قابل تصور و قبول منطق و عقل نیم باشد ولیکن جواب گوی برخی سوالات جواب نداده شد در آن حیطه می باشد در دین هم همین طور به خصوص که در مبحث دین مباحث ماوراء طبیعه و شهود و احساس بیشتر حاکم است و زمینه خرافات بیشتر باز می شود و حتی به آنجا می رسد که شروع به نسبت های ناروا به بزرگان دینی می شود و یکی از این بزرگان را بی خودی بزرگ میکنند و آنقدر توسعه اش می دهند و به شرک می انجامد مثلا” در خصوص حضرت رسول ! پیامبر گرامی خودش یک عبد بود و کسی در مقام عبد چیزی از خودش ندارد که ابداع کند و همه چیز از سوی خداوند است!
در سیاست خرافات جانشین ارتباط سالم بین مردم و حکومت می شود و توازنی را که باید بین آندو باشد را به انحراف می کشاند و مردم را به سوی خادمی حکومت می کشاند و این حکومت در جایگاه خرافات برای خودش الهه می شود که با خداوند مرتبط است و کانال ارتباطی و بر حقی اش را می سازد و در حالی که این ارتباط خادم و مخدومی بالعکس می باشد و این حکومت است که خادم مردم می باشد .
خرافات در علم باعث می شود که بشر بجای آنکه نیازهای خودش را شناسائی کند و بشناسد و تلاش نماید و با توجه به امکانات و توانائی ها و استعدادهای خودش اتکا کند و برای سوالات خودش پاسخی بیابد خرافات سبب می شود که این امکانات بالقوه و بالفعل را نادیده بگیرد و در تاریکی ها و ابزارهای غیر مفید به رفع نیازها و جواب سوالات خودش بپردازد.
در قضیه درمان و بهداشت باید تلاش کند و از ابزراها و علم خودش برای تعذیه مناسب و رعایت تمیزی و بهداشت جسمی و روحی بهره ببرد خرافات او را از این تلاش بازمی دارد و با دعا و آیه و جادو خودش را درمان می کند .
در ظاهر از مسائل مطلوب و روشهای علمی یاد میکند اما دقت در این مسئله نشان می دهد که خرافات انسان استراتژی درستی را برای خودش و سوالاتش طراحی نکرده است و به انحراف و فساد پیش می رود. طراحی استراتژی درست در واقع به این مفهوم است که انسان باید هدف خودش را شناسائی کند و نیروهای درونی و برونی خودش را بشناسد و تمام راههای موجود برای نیل به هدف خودش را بررسی و شناسائی کند و با کمترین هزینه و بیشترین سود ب حفظ اصول اخلاقی و یا دینی به اهداف برسد .
لذا بدین جهت کسانی که در جهان جدید زندگی می کنند و منطقی تر و علمی تر نگاه می کنند خرافات را به عنوان افسانه و مربوط به قرون ماضی می پندارند درحالی که بشر همیشه در طول تاریخ گرفتار خرافات بوده و خواهد بود و اگر در کارش دقت لازمه را نداشته باشد و از استراتژی صحیحی برای شناخت سوالات و ناشناخته ها اطرافش استفاده نکند در دام خرافات حتی با داشتن علم و سواد و ابزارهای مجهز گرفتار می شود.
برای روشن شدن موضوع به بررسی یک مثال عمومی و آشنا برای همه می پردازیم هر ایرانی شعر اتل متل توتوله را شنیده است و هر مادری و مادر بزرگی آن را برای بچه ها و نوه هایش خوانده است اتل متل توتوله گاو حسن چه جور نه شیر دارد …همه این را میگویند ولی به مفاهیم آن دقت نمی کنند همه شعر متضاد و بی مفهوم است لذا این شعر توی سر بچه کم کم می نشیند و بروی نا خودآگاه آنها اثر میگذارد و آشفتگی فکری و ذهنی می آورد شعر مملو از ناممکن ها و غیر واقعیات و بی معنی است یک خرافه قدیمی که همیشه تکرار می شود بدون آنکه به آن فکر کنیم .
و یا برخی جعلیات در خصوص بزرگان دینی که خودتان به وفور می توانید ببیند مثل : نمونه ارائه شده با عکسهای ایام عاشورا 1385در چند مطالب قبلی این سایت
